
می تونم به جرئت بگم سمفونی مردگان از بهترین آثاری هستش که تا الان خوندم و حتما پیشنهادش میکنم و مطمئنم بینشی بهت میده که راحت بدست نمیاد.

سمفونی مردگان رمانب سیار ستوده شده عباش معروفی حکایت شور بختی مردمانی است که مرگی مدام را بر دوش می کشند و در جنون ادامه می یابند. در وصف این رمان بسیار نوشته اند و بسیار خواهند نوشت و با این همه پرسش برخاسته از این متن تا همیشه برپاست پرسشی که پاسخ در خلوت تک تک مخاطبان را می طلبد : کدام یک از ما آیدینی پیش رو نداشته است روح هنرمندی که به کسوت سوجی دیوانه اش درآورده ایم به قتلگاهش برده ایم و با این همه او را جسته ایم و تنها و تنها در ذهن او زنده مانده ایم کدام یک از ما ؟
سموفونی مردگان داستانی است از هم آوایی, هم آوایی انسان هایی که هیچ یک با هم تناسبی ندارند روح هایی که چیزی به نام خون آنها را به همدیگر متصل کرده. داستان این رمان در اردبیل است اردبیل همیشه سرد رمان در دهه ی ۱۳۲۰ شمسی جریان دارد و حول خانواده ای به ظاهر اصیل می چرخد خانواده ای سنتی مذهبی و دیکتاتور پدر و مادر با چهار فرزند : یوسف آیدین آیدا و اورهان و همگی گوش به فرمان پدر
این پدر مثل اغلب پدر ها خوشبختی فرزند را در طی کردن راه خودش خودش میداند دکان آجیل فروشی که ساخته تا بعدا بچه هایش به ارث ببرند آیدین و آیدا دوقلو هستند فکر و روح آیدین هیچ وقت ثابت نمی ماند و او فقط میخواست که شاعر بماند اما پدر نمیفهمید آنقدر هم دست خودش نبود او هم در شرایطی بزرگ شده و درک نمی کند آیا روح بلند پروازانه آیدین قوی تر است یا قدرت پدر ؟

اما اورهان دائم دنباله رو پدر بود و بی چون و چرا حرف او را گوش میکرد میخواست درآینده همانند پدر شود دکان دار و صاحب تمام تمام حجره مادر خانواده حریف پدر نمیشد تنش های خانواده تمامی نداشت حکومت استبداد پدر سالارانه چه بر سر فرزندان اورد این رمان به وضوح جو تاریک و درگیری ههای درونی افراد را نشان می دهند
چه کسی می نواتند تعین کند چه کسی قربانی است ؟ اورهان هم مانند پدرش فردی مستبد و زورگو است اما او هم قربانی افکاری است که از کودکی در مغزش گنجانده اند. روح شاعر آیدین می سوزد و نابود می شود در آتش پدر و برادرش. و پدر او هم قربانی است قربانی طرز فکر نابود شده بزرگانش. خوانندگان این داستان همه آیدین را قربانی و پدر و اورهان را مقصر میپندارند.
اما این چنین نیست به خودت فکر کن به ذات درونی ات به لحظه هایی فکر کن که داد زدی زور گفتی خواهر و برادر کوچیکتر رو مجبور کردی اینجا همه خود را با آیدین مقایسه می کنند اما پس روح تیره شده اورهان چی ؟ اگر پدر کمی ملایم تر رفتار می کرد. اگر اورهان میتوانست خود و احساساتش را درک کند. اگر فقط کمی منطقی تر می بودند کاش فکر می کردند. آیدین فقط میخواست شاعر باشد او میخواست بنوازد می خواست عاشق باشد اما ظلم کردند روح آیدین را سوزاندند آیدین را آتش زدند کتاب هایش شعر هایش همه را سوزاندند همه چیزش را گرفتند و از او چیزی باقی نماند جز جسمی که که فقط می خورد پس می داد

تقریبا همه کسایی که این کتاب رو خوندن خودشون رو ایدینی میبینن که داره به خاطر جامعه متعصب نابود میشه. اما قسمت ترسناک داستان چیزی که فقط تعداد خیلی کمی بهش توجه میکنن و میگن اینه : نکنه منم یه اورهان دیگه باشم نکنه منم دنیای کسی رو نابود کنم؟ نکنه منم باعث از بین رفتن دنیای فردی بشم که دوسش دارم؟ نکنه امید توی دل اون به خاطر من بمیره؟

اورهان یعنی چراغ ایدین یعنی روشنایی توی سمفونی مردگان عباس معروفی میگه که:(برادر بازاری برادر شاعر را کشت) وقتی یک جامعه یک نظام میاد شاعرش رو میکشه در واقع داره به قلب خودش شلیک میکنه
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
نظرات بازدیدکنندگان (0)