رندوم ترین چیزایی که به ذهنم میرسه،کاورم نداشتم گفتم یدونه عکسو ادیت کنم خیلی ساده.امیدوارم خوب باشه.
وای، امان از لحظاتی که برای آخرین بار وجود گرمش را احساس میکردم. در آن لحظات میگفتم:او مال من است، او مال من است. نمیدانم چرا آن لحظات تمام شد؟آخر، خیلی زود تمام شد. دلم گرفت و آرزو کردم کاش باز میتوانستم در آغوش بگیرمش. او دیگر از من خبری نگرفت، ولی من در ذهنم لحظاتم را با او ادامه دادم. آخر، میدانید، حیف بود به این زودی تمام شود.
و وای از لحظاتی که برای آخرین بار او را دیدم. میخواست برود؟کجا؟ بدون من؟ مرا نبرد. مرا نبرد. فقط گفت: خداحافظ! خودمانیم، این کلمه چقدر درد دارد! دردناک ترش این است که بدانی برای آخرین بار صدایش را میشنوی، برای آخرین بار به تو میگوید خداحافظ! دردی داشت که هنوز هم حسش میکنم، در اعماق قلبم. خیلی تحملش سخت بود!صدایی که گریه هایش را میشنیدم و تلاش میکردم آرامش کنم، برای آخرین بار به من بگوید خداحافظ! وای! چرا و چگونه تحملش کردم؟
و وای از لحظاتی که آن کلمات را خواندم. فقط میتوانم بگویم وای، وای، وای. گویی کلمات خنجری شدند و در قلبم فرو رفتند. مگر در قلبم فرو نرفتند؟ پس چرا چیزی در گلویم گیر کرده بود؟ پس چرا قطراتی همچون مروارید از چشمانم میبارید؟ پس نه، آن خنجر تنها در قلبم فرو نرفت. تمام بدنم تکه تکه شد و من دعا میکردم کاش میتوانستم برای لحظاتی دیگر با آن دو فرشته صحبت کنم! فرشتگانی که اکنون در میان ما نیستند و من دلم برایشان گویا سخت فشرده شده است.
میدانید، لحظاتی که او گریه میکرد و من نمیتوانستم آرامش کنم برایم خیلی سخت بود، خیلی درد داشت، خیلی. دلم میخواست خودم هم گریه کنم. وای، آن وجود نازنینی که همیشه مرا آرام میکرد داشت میگریست!و من جیزی نمیتوانستم بگویم که آرام شود. دردش را با تمام وجود حس میکردم، و تنها کاری که میتوانستم بکنم این بود که کنارش باشم و در آغوشش بگیرم! آه،کاش میتوانستم کاری کنم که آرام شود، که کمتر بگرید. چشمانش اذیت میشدند! فقط میتوانستم رنجش را حس کنم و در آغوشش بگیرم. به نظرتان، آرام شد؟
اسلاید اول و دوم و آدمایی که بهشون تقدیم کردی>>>>>>>
فهمیدی مگه؟اومدم رمزی تقدیم کنم🤣
آره از اول اسماشون فهمیدم؛
آفرینن
اونجایی که به هم پیام میدیمو چک کن دیگه
چیزی نیومده🤣
واقعا عالی بود دارم اینو باور میکنم که نویسنده عالی هستی:)
قلبمو اکلیلی کردی که💖
آخی کوچولوو
@مادام غلط کرد
😭😭😭😭🎀تا من اعتماد به نفسمو به دست بیارم شماها پیر شدین😭
______
عهه😭
آرهه😭😭🎀💞
مادام غلط کرد@
نخیرمم مثل توو🎀
______
ایشش چزت نگو مثل خودت
نه نه نه مثل خودتت
نچ نچ
نه نه تکذیب میکنم مثل خودت
@مادام غلط کرد
چیمیگییی😭😭😭😭😭😭😭بابا رندوم ترین چرت و پرتی که به ذهنم اومدو اومدم نوشتم نویسنده چی بوددد😭😭😭🎀
______
نههه خیلی قشنک بوددد
😭😭😭😭🎀
تا من اعتماد به نفسمو به دست بیارم شماها پیر شدین😭
خسته نباشییی بازم بزارر
باشهه فعلا ذهنم بدجوری بهم ریخته مرتب شد و عکس کاور پیدا کردم حتماا
عشقمی باشه
به قول یسنا
رفتی نویسنده شدی ما رو یادت نرههه هاا
چیمیگییی😭😭😭😭😭😭😭بابا رندوم ترین چرت و پرتی که به ذهنم اومدو اومدم نوشتم نویسنده چی بوددد😭😭😭🎀
قشنگ و بی نظیر بود مثل خودت:))
نخیرمم مثل توو🎀
خیلی زیبا بودد