آن هنگام سرفه ها خانه را پوشاند،لنگر درد مرا به بستر نگه داشت و چشمانم را تار کرد،انگار که با آخرین برگ پاییزی من هم میروم. به دکتر خسته از طوفان هرچه گفتم دارم ز بیماری میمیرم،قبول نکرد! میگفت فقط بازی ام گرفته و بیماری را بهانه کرده ام! اما آنها هیچ از علم و حال من نمیدانند؛من یقین دارم که ویروس گرفتم!
همه چیز از آن دست های گرم شروع شد که هنگام غرق شدن به سمتم آمد،دستانی که هنگام آتش گرفتن کاغذ ها به سمتم آمد.آن لبخندی که مرا از اقیانوس افکار بیرون کشید و حرف های به ظاهر پوچی که آتش قلبم را خاموش کرد.
کی میدانست او ناقل ویروس است!هیچکس خیال نمیکند فردای خویش اینگونه به بستر مرگ برود. اشتباه نکنید؛او هم انسان است،مثل من و شما. همچون صبح های سرد زمستان،غروب دیر تابستان،معمولی! به همین سبب هیچکس فکر نمیکرد که به بنده حقیر ویروس بدهد.آن هم چنین ویروس مرگباری! خیال میکردم افسانه باشد،خیال باشد،کلمه باشد،اما او را دیدم و گرفتار شدم. پیش از او کلمه بود،بی هیچ معنی و حیاتی اما حالا دارد مرا میکشد.
همانطور که حدس زدید، او به من ویروس عشق داده و رفته! من مانده ام و قلبی سنگین،افکاری پوچ و روحی تنها که به اسم عشق،مرده!
عقب موندم
هه من امروز یه بار دیگه تو صف بررسی خوندمش😏
قدرت
چطوری؟
عالی
روبیککک
چقدر دیر دیدم
تولدت مبارک🌚🤍
تولدت مبارکککککککک قهرمان 🎀🧸
وای چه قشنگ بود:)..
نه اندازه تو
حرف اضافی ممنوعه
گفتن واقعیت را نباید ممنوع کرد
ولی زیبایی ندارم که بخواد بیشتر از این متن بشه
هیچوقت نمیتوانید چنان زیبایی ها را ببینید
چون وجود نداره
imageفرنگیس
به نظر شما پاسخ داد: imageفرنگیسگربهدرهرصورتمردهاست| 10 دقیقه پیشچون که یکی باشه اینجوری دوستت داشته......
زک؟یعنی چی تهش زده شد؟
-
زده شد ، با یک حرفش کامل از چشمم افتاد.
عالیه...
فرنگیس
گربهدرهرصورتمردهاست
| 17 دقیقه پیش
ولی جدا از شوخی به کسی که عاشقشه حسودیم میشه.
-
منم.
چرا
اخه ببین یکی واقعا دوستت داشته باشه خیلی خوبه.
احتمالا
imageهیرو؛ سازنده
قهرمان داستان نیستم.
| 14 دقیقه پیش
چه میشود گفت آنابل قشنگم
-
تایید کن 💗
زوری اصلا💗