
+تعریف مازوخیسم +ریشه خودآزاری +ویژگی افراد خودآزار +چرا افراد خودآزار میشوند؟ +نحوه برخورد صحیح با خودآزارها +روش درمان آن

خودآزاری یا مازوخیسم یک نوع اختلال روانی است که در آن، فرد به وسیله صدمه رساندن به خود، احساس لذت و رضایت را تجربه میکند. این احساس لذت اگر دیگران به شخص آزار برسانند هم حاصل میشود. درواقع فرد خودآزار از تحقیر شدن و مورد خشونت قرار گرفتن جسمی و کلامی توسط خود و دیگران احساس رضایت میکند. نام این اختلال از نام لئوپولد فون زاخر مازوخ نویسنده اتریشی گرفته شده است. او در رمانهای عاشقانهاش، سبک عشقی عجیبی را مبنی بر آزار دیدن و درد کشیدن عاشق از سمت معشوق بنیان نهاده است.

ریشه خودآزاری میتواند به دوران کودکی برگردد. کودکانی که والدین بیش از حد کنترلگر و سختگیر دارند بیشتر دچار این اختلال میشوند. پدر و مادر این بچهها از کودک خود انتظار اطاعت کامل را داشته و به آنها اجازه آزادی بیان و تصمیمگیری نمیدهند. رفتارهای سختگیرانه والدین موجب بروز رفتارهای پرخاشگرانه در کودک و خلق لجبازی در آنها میشود. مثلا در نظر بگیرید بچه ای را که کار ناشایستی انجام داده و والدینش او را تنبیه شدید و نامتناسبی میکنند.(مثلا بچه بدون اجازه از کیف مادر پول برداشته و مادر با تنبیه شدید فلفل در دهان او میریزد. ولی بچه هنوز با معنی و مفهوم دزدی آشنا نشده است.) این بچه از این نوع تنبیه خشمگین میشود و از طرفی به او یاد داده اند والدینش مهربان هستند و نباید در برابر آنها عصبانی باشد. در نتیجه، کودک با خشم، حس گناه را نیز تجربه میکند. کودک خشم خود را فرو میخورد تا بچه خوبی برای پدر و مادرش باشد و از این خودخوری احساس رضایت میکند. در اینجا اولین آجرهای خودآزاری در ساختمان شخصیتی فرد بنا گذاشته میشود.

ناتوانی در نه گفتن: مازوخیستها نمیتوانند به درخواستهای دیگران “نه” بگویند و خواسته دیگران را بر نیازهای خودشان ترجیح میدهند. خودانتقادی شدید: این افراد مدام از خودشان انتقاد میکنند، دائماً در حال بدگویی از خود هستند و بشدت نسبت به و ناکامیهایشان واکنش نشان میدهند. توجه به افراد خودشیفته: خودآزارگرها به صورت ناخودآگاه جذب افراد سلطهگر و خودشیفته میشوند و در روابطشان دنبال تجربه احساس حقارت و آزار هستند. عدم توانایی در لذت بردن از چیزهای ساده: مازوخیستها حتی اگر اوضاع بر وفق مراد باشد هم از خوشیهای معمولی زندگی لذت نمیبرند و دنبال راهی برای ناراحت کردن خودشان هستند.

کمالگرایی افراطی: برخی افراد مازوخیست استانداردهای غیرممکن و سختی برای خودشان در نظر میگیرند و وقتی در رسیدن به این اهداف شکست میخورند، احساس لذت میکنند. اجتناب از درخواست کمک: آنها حتی در شرایط سخت و دردناک هم از کسی طلب کمک نمیکنند و ترجیح میدهند درد بکشند. تمایل به خودتخریبی: مازوخیستها دوست دارند جلوی موفقیت خودشان را بگیرند تا از شکست لذت ببرند. دلسوزی بیش از حد: عشق و احترام این افراد بیشتر از حد معمول است و تا جایی آن را نشان میدهند که ارزش و احترامی برای خودشان باقی نمیماند.

فرار از افکار مخرب: گاهی اوقات رفتارهای مازوخیسمی راهی برای فرار فرد از افکار یا احساسات مخرب است. در حقیقت این رفتارها نوعی مدیتیشن و تسکین برای او هستند. آسیبهای دوران کودکی: سوء استفاده در دوران کودکی، پایه ای برای ابتلا به خودآزاری در بزرگسالی ایجاد میکند. تجربه چنین آسیبهایی باعث اضطراب و رفتارهای خودآزارانه میشود. عدم تعادل شیمیایی در مغز: بر هم خوردن مواد شیمیایی مغز مثل دوپامین و سروتونین که مسئول تنظیم احساسات و رفتار هستند نیز نقش مهمی در بروز رفتارهای خودآزارانه دارد. دیدگاه روانکاوی: اختلال خودآزاری از خشم و نفرت سرکوبشده دوران کودکی ناشی میشود. این بیماران با آسیب رساندن به خود، احساس آرامش کرده و در واقع از خودشان انتقام میگیرند.

۱- اعتماد به نفس و عزت نفس: بسیاری از خودآزاری ها ناشی از عزتنفس پایین یا کمبود اعتماد به نفس است. ۲ـ تقویت روابط اجتماعی: طبق تحقیقات، داشتن روابط اجتماعی برای سلامت مغز امری ضروری است. ۳ـ مدیتیشن: برای انجام مدیتیشن نیازی به کارهای عجیبوغریب نیست! برای انجام راحتترین روش مدیتیشن، تنها کافی است چشمهایتان را ببندید و به تنفستان دقت کنید. ۴ـ شکستن شاخ غول کمالگرایی: کامل نبودن و تمام و کمال انجام ندادن کارها، موهبت است! ریشه خیلی از مشکلات ما ناشی از «باید اینطور بودن یا باید آنطور بودن» است. ۵ـ به روانشناس مراجعه کنید.

از واکنشهای افراطی بپرهیزید. دیدن زخمهای خودآزاری ممکن است احساسات شدیدی در شما ایجاد کند، اما ابراز واکنشهای افراطی مانند وحشت، عصبانیت یا غم زیاد میتواند فرد را بیشتر منزوی کند. سعی کنید آرامش خود را حفظ کنید و به آنها نشان دهید که برایشان ارزش قائل هستید. قضاوت و انتقاد نکنید. عباراتی مانند “چرا این کار را کردی؟” یا “این کار دیوانگی است!” میتواند احساس گناه و شرم را در فرد تقویت و او را از دریافت کمک منصرف کند.
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
تا قبل از دیدن کامنتا فکر میکردم تستچی سالم ترین کاربرارو داره🥰🥰💘💘💘💘💘💘💘
کاملا باهات موافقم👺
از این ک بگن چرا اینکارو کردی خیلی میترسم . حق بود
منم دارم متاسفانه......
:))))
بیخیال ، چی میتونه آرامش بخش تر از اون حس سوزشی باشه که بعد سوزن زدن احساس میکنی؟
چه پست زیبایی!
متاسفانه یکی از دوستام دچارش بود. و من تا مدتها فکر میکردم که فقط حالش بده!
میشه گفت تقریبا تا زمانی که باهم دوستیمون رو به هم زدیم آرامش روانی نداشتم...
شاید هم تجربه خوبی برای "من" نبود.
تشکر
درسته حرفت.
رابطه با این افراد تاثیر داره
تنها چارهشم قطع ارتباطه یا درمان طرف
فکر نمیکنم درمان طرف اصلا در حد ما باشه
وقتی طرف به جای توضیح دادن مشکلش به روان شناس و ... با درد خودش رو تسکین میده، من فکر نمیکنه که بتونیم تاثیری بگذاریم
بنظرم به افراد بستگی داره
مهم ترین چیزی که میخواد محبت و حمایته
بعضی ها براشون خیلی شیک و باکلاسیه اگه بگن ما مازوخیسمیم و روانی هستیم و عاشق خون و خونریزی آره مثلا ما خیلی خفنیم در حالی که کلا خالی بندی محض😃
دوستان روانی بودن شما نشانه خفن بودن و شاخ بودن شما نیست🙂☠️
روانی و مازوخیسم واقعی جار نمیزنه اونا افراد عجیبی هستن و اصلا نمیدونن که روانی هستن و به کسی چیزی نمیگن و ساکت و گوشه گیرن😃
سازنده تستت عالی بود💜🙂لایق ویژه شدنه
اصلا با کلاس نیس خیلی هم بده ..... همه بهت میخندن درکت نمیکنن .... دیدم ک میگم
حتی ممکنه ازت فاصله بگیرن، ولی واقعا حرف بقیه برام مهم نیست
چقدر حس میکنم من یه زمانی مازوخیسم داشتم😧
خیلی خوب بوددد
منم یه دوستی داشتم رو خودش اسید میریخت راضی هم بود🗿
واقعا ؟
اسیدددددد اخه؟ اسید از کجا میاورد
جدی اسید؟ خدایی؟
💀😂
ویژه نشه؟
بشه👊🏻
خب من مازوخیسم دارم 😐
منم خودمو گاز میگیرم و زخم میکنم و اینا....
و لذت میبرم😐
تازه یه کارایی که میدونم بهم آسیب میزنه هی انجامش میدم «چه روحی چه جسمی»