

در دوران شاه عباس صفوی، اصفهان پایتخت ایران و یکی از مهمترین شهرهای جهان اسلام بود. تجارت، صنعت و معماری در این شهر رونق داشت و مردم آن به دلیل فعالیتهای اقتصادیشان به صرفهجویی و مدیریت مالی معروف بودند

میگویند شاه عباس برای آزمایش روحیه مردم اصفهان، دستور داد که نان در سطح شهر بهطور رایگان توزیع شود. هدف او این بود که ببیند آیا مردم از این فرصت استفاده میکنند یا خیر. اما برخلاف تصور، مردم نهتنها برای گرفتن نان رایگان صف نکشیدند، بلکه به نانواییها هجوم بردند تا هر چقدر میتوانند نان ذخیره کنند! برخی نانواییها خیلی زود خالی شدند و مردم نانها را به خانههایشان بردند

این رفتار باعث شد که اطرافیان شاه عباس تعجب کنند. آنها انتظار داشتند مردم از سخاوت شاه لذت ببرند و نان را با دیگران تقسیم کنند، اما احتیاط و آیندهنگری مردم اصفهان باعث شد به جای مصرف روزانه، آن را ذخیره کنند!

خسیس بودن یا آیندهنگری؟ نحوه برخورد اصفهانیها با این ماجرا نشان داد که آنها به آینده فکر میکنند و عادت دارند منابع خود را مدیریت کنند. این ویژگی در طول تاریخ به نفعشان تمام شد، زیرا در دورههای مختلف، از جمله قحطیها و بحرانهای اقتصادی، توانستند با صرفهجویی و برنامهریزی از مشکلات عبور کنند اما این رفتار بعدها در فرهنگ عامه به یک شوخی تبدیل شد، و این کلیشه که "اصفهانیها خسیساند" به وجود آمد. درحالیکه در واقعیت، آنها بیشتر صرفهجو و اقتصادی هستند تا خسیس!
چرا این کلیشه باقی ماند؟ این نوع شوخیها معمولاً در فرهنگهای مختلف درباره شهرهای مختلف وجود دارد. مثلاً در ایران درباره یزدیها میگویند کند صحبت میکنند، درباره شیرازیها میگویند تنبل هستند و درباره اصفهانیها میگویند خسیساند. درحالیکه اینها فقط کلیشههای طنز هستند و همیشه هم درست نیستند.
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
بعد یه سال تست گذاشتی💔
جالب بود
اول