
درود بر شما. تو این پست قراره یه سری واژه پرکاربرد رو بهتون معرفی کنم که درواقع مال زبان پارسی نیستن و طی اتفاقاتی وارد زبان ما شدن و همون جا موندگار شدن .

۱. خانم (ᠬᠠᠨᠤᠮ / Khanum) 🔹 معادل فارسی :بَانو، خاتون، سرکار، شهبانو 📜 **داستان ورود:** در اوایل قرن هفتم هجری، وقتی سپاهیان چنگیزخان به ایران حمله کردند، زنان اشرافی مغول را با عنوان *"خانم"* خطاب میکردند. این واژه در اصل ترکیبی از *"خان"* (به معنای فرمانروا) و پسوند *"-م"* (نشانهٔ ملکوت) بود. ایرانیان در ابتدا از واژههای اصیلی مثل **"خاتون"** (در فارسی میانه: xātūn) یا **"بانوک"** استفاده میکردند، اما بهمرور، زیر نفوذ حکومت مغولها، *"خانم"* جایگزین شد. جالب اینجاست که حتی در متون دورهی صفویه، این واژه ابتدا برای زنان دربار به کار میرفت و کمکم به عامهی مردم هم سرایت کرد!

۲. آقا (ᠠᠭᠠ / Agha) 🔹 معادل فارسی :سرور، مولا، مهتر، آفرین 📜 داستان ورود: این لقب در زبان مغولی قدیم به معنای *"بزرگتر قبیله"* بود، اما در دوران حکومت ایلخانان مغول در ایران (قرن ۷ هجری)، برای خطاب به اشراف و فرماندهان نظامی استفاده شد. بعدها در دورهی عثمانیها، این واژه به *"آغا"* تغییر کرد و برای احترام به مردان به کار رفت. در فارسی پیش از مغول، از واژههایی مثل **"آفرین"** (در فارسی میانه: āfrīn) یا **"مهتر"** استفاده میشد، اما نفوذ سیاسی مغولها و ترکها باعث شد *"آقا"* بهسرعت در زبان جا بیفتد. حتی امروزه در برخی گویشهای محلی، هنوز از **"مولا"** به جای آقا استفاده میشود!

۳. استکان (Стакан / Stakan) 🔹 معادل فارسی:لیوان کوچک، جام سفالی، پیمانه 📜 داستان ورود: در دوران قاجار، وقتی روابط ایران و روسیه گسترش یافت، بازرگانان روسی ظروف شیشهای کوچکی به نام *"استاکان"* (در روسی به معنای لیوان) را به ایران آوردند. ایرانیها که تا پیش از آن بیشتر از **"پیمانههای سفالی"** یا **"جامهای مسی"** برای نوشیدن استفاده میکردند، بهسرعت به این ظرف جدید علاقهمند شدند. مخصوصاً چون برای نوشیدن چای مناسب بود! کمکم این واژه آنقدر رایج شد که امروزه حتی در لهجههای محلی هم به کار میرود.

### **۵. میز (Mesa / میزا)** 🔹 **معادلفارسی :** **خوان، سفرۀ چوبی، پیشخان** 📜 **داستان ورود:** در قرن ۱۶ میلادی، پرتغالیها با تسلط بر جزیرهی هرمز، میزهای چوبی خود را به ایرانیان معرفی کردند. در زبان پرتغالی، به این وسیله *"میزا"* (از ریشهی لاتین *mensa*) میگفتند. ایرانیان که تا آن زمان عادت داشتند روی **"سفره"** یا **"خوان"** (یک پارچه یا سطح چوبی روی زمین) غذا بخورند، ابتدا این وسیله را عجیب میدانستند، اما کمکم در خانههای اشراف رواج یافت. حتی در برخی متون قدیمی، به آن **"پیشخان"** هم گفته میشد!

۵.یخچال (ترکی: *İk̲h̲čāl*) 🔹معادل فارسی :سردخانه، برفدان، یخانبار 📜 داستان ورود: در ایران قدیم، برای خنک نگه داشتن مواد غذایی از **"یخدان"**های گنبدی شکل استفاده میکردند که با عایقبندی کاهگلی و ذخیرهٔ یخِ زمستانی کار میکرد. با ورود فناوری جدید از روسیه در دورهٔ قاجار، دستگاههای خنککنندهای به نام *"یخچال"* (از ریشهٔ ترکی *ik̲h̲* به معنای یخ + *čāl* به معنای جایگاه) معرفی شد. جالب اینکه در برخی نواحی ایران به آن **"سرداب"** یا **"مخزن الثلج"** هم میگفتند!

۶.ناهار(سنسکریت: *Nā́hara*) 🔹 معادل فارسی :نان خوراک، چاشت روزانه 📜 داستان ورود: در فارسی میانه به وعدهٔ روزانه **"چاشت"** میگفتند. این واژه از طریق زبانهای هندوآریایی وارد فارسی شد و در اصل به معنای *"خوراک نیمروز"* بود. در متون قدیمی مثل شاهنامه، بیشتر از **"پیشخوراک"** استفاده میشد. از دورهٔ صفویه به بعد، *"ناهار"* جایگزین شد و حتی در ترکیباتی مثل **"ناهارخوان"** (سفرهٔ ناهار) هم به کار رفت.

۷. شومینه(فرانسوی: *Cheminée*) 🔹معادل فارسی :آتشخانۀ دیواری 📜 داستان ورود: تا دورهٔ قاجار، ایرانیها برای گرم کردن خانه از **"کرسی"** و **"بوتهخانۀ دیواری"** استفاده میکردن. وقتی ناصرالدینشاه از فرنگ برگشت، دستور داد در کاخها این وسیلۀ عجیب رو بسازن! معمارهای ایرانی که تا اون موقع فقط **"تنورهای گلی"** میشناختن، اولش بهش میگفتن **"آتشگاهِ فرنگی"**! حتی تو بعضی سفرنامههای قدیمی، شومینه رو **"دودکشِ اشرافی"** خطاب کردهاند!
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
نظرات بازدیدکنندگان (0)