
جیمین^تهیونگ €شوگا*نامجون $)( جین £کوکی ¥جیهوپ ₩)
سوار ون شدیم.من کنار جیمین نشسته بودم &جیمینا^هوم &اولا هوم نه و بله دوما استرس دارم در حد مرگ چه کنم^هیچی یه شیر موز از دست کوک بگیری و بشینی بخوری خوب میشی &ااااا مسخره بازی در نیار 😑¥راست میگه بیا اینو بگیر بخور خوب شی &صبر کن بینم این که شیر توت فرنگی! 😡😬 ¥اون روز که آب قطع شد تهیونگ به جیمین چی گفت&اگر نباشه دریا به قطره اکتفا کن (بایه حالت چندشی گفت) بعد یهو همه زدن زیر خنده &راستی کوک ¥بله &خودت چه میکنی ¥ها&الان دریا نیست تو چیکار میکینی ¥اها هیچی منتظریم به یه مغازه برسیم بعد برم بگیرم &اهیو اونوقت چرا برا من اینکار و نمیکنی $آیا اینجا بازی بیست سوالی انجام میشود منم بیام & مسخره نکن .ما رسیدیم و قرار شد هر شرکت کننده با اهنگ خواننده ای که کار میکنه برقصه من با اهنگ دینامیت استفانی ........ (خودتون فحش رو بدید )با اهنگ بد لاو ایزابلا هم با اهنگ گرگ .خدا رو شکر ما چند روز پیش اجرای دینامیت رو داشتیم و منم حالا دیگه صد هشتاد رو یاد گرفتم دیگه آماده امادم^حاضری&اره^استرس نداری؟&یه کوچولو^خوبی؟&اره، چقدر سوال میکنی جیمینا ^ببخشید اخه واقعا میخوام ما بهترین باشیم &مگه میشه با وجود شما هفتا پسر رو مخ بهترین نبود ^یااااااا یک بار دیگه بگی رومخ........&دلم خواست
اول استفانی بی همه چیز 🚫🚫🚫🚫🚫 (🚫=فحش😂😂😂😂)رفت برا اجرا . $خدایا بخوره زمین بخندیم......یهو دامپ&نامجون .چه کار کردی که اینقدر سریع دعات مستجاب شد (نویسنده دارد از خنده به دار فانی سپرده میشود😂😂😂😂😂😂😂😂)&واییی بچه ها بعدی منم نامی دعا کن ببرم^چرا نامجون & ندیدی چه سریع دعاش مستجاب شد .و یهو. ......... دینگ دینگ دینگ شرکت کننده شماره دوم خانم هان ماریا .&اوه اوه بچه ها دعا کنین😭😭😭😭😭. رفتم رو صحنه اهنگ رو گذاشتن .آخری داشتم ار خستگی میمردم که اهنگ تموم شد.فکر کنم بهترین اجرایی بود که داشتم .ازم تشکر کردن و رفتم پیش بچه ها.&خوب بود $عالی بود افرین & ممنون 😆&تاکی باید باشیم $چطور &دارم از خستگی میمیرم ¥حق داری قبلش هم کنسرت داشتیم€ما خسته شدیم چه برسه به تو & مگه من چمه €اخه هنوز کوچیکش و زود خسته میشی&اها *من خوابم میاد $تو نترکیدی اینقدر خوابیدی .برو تو ون بخواب*برا علام نتایج بیدارم کنین &باشه. چند ساعت عین باد گذشت به بد بختی نامجون، شوگا رو بیدار کرد .من که دل تو دلم نبود و هرچه سریع تر منتظر بودم سارا (شرکت کننده اخر)کارش تموم شه و برم ببینم نتایج چی شده .اعلام کردن (مجری☆)☆خوب میدانم قلب هاتون عین طبل داره میزنه و میریم که رنده اول رو بگیم .برنده اول کسی نیست جز ..........جز..............................................جز
دوست دارم مردم رو اذیت کنم حال میده😂😂😂 بریم شوخی کردم
یهو سالن پر از باد کنک های طلایی شد یادم وقتی با استفانی هنوز دوست بودم یعنی هنوز باهم قهر نکرده بودیم اون از رنگ طلایی خوشش میومد .یهو از عصبانیت پام رو فشار دادم رو اون یکی پام .☆بریم برای نفر دوم نفر دوم ........،کسی نیست جز............هان ماریا . وقتی اسم منو صدا زد دیدم لشکری از ارمیا دارن اون پشت خودشونو میکشن اینقدر تشویق کردن سالن جای سوزن انداختن نبود پر از بادکنک های بنفش بود .منم داشتم از خوشحال میمیریم یهو دیدم اون هفتا پسر رو مخ ("ببین ماریا جان دارم با زبون خوش باهات صحبت میکنم یک بار دیگه بگی هفتا پسر رو مخ با من طرفی&مثلا چی کار میکنی"میدونی که نویسندم اراده کنم میتونم الان تورو بازنده اعلام کنم و بفرستمت تو کما& غلط کردم ببخشید)دیدم که اعضا دارن میان سمتم نامجون محکم بغلم کرد و گفت:میدونستم میبری&چون دعا کردی $نوچ چون تو میتونی.بعد باری گفت☆برای نفر اول اینقدر زوق و شوغ نداشتن که برای نفر دوم داشتن.هیچی خلاصه تکتک بچه ها رو گفتن منو وقتی گفتن عذر خواهی کردم و رفتم ته ون عین جنازه (خدا نکنه😂😂😂)افتادم رو صندلی بچه ها موندن تا اگه کاری بود انجام بِدَن .داستان از زبان کوکی.وقتی ماریا رفت تو ماشین دیدم نامجون داره گریه میکنه. ¥چی شده چرا گریه میکنی $اینا گریه نیست کوک اینا اشک شوغ وقعا باور نداشتم که ماریا میتونه این کارو انجام بده .یهو دیدم صدای یه زنگ آشنا از تو کیفم میاد .گوشی من نبود پس گوشی ...............اها گوشی ماریا ¥ای دختره حواس پرت ^چی شده ¥داشت میرفت اجرا گوشیش رو داد به من الانم داره زنگ میخوره ^خوب جواب بده ببین کیه دیگه ¥خالشه توقع داری چی بگم ^بده من گوشی و جمع و جور میکنم قضیه رو $چی شده چرا سر و صدا میکنین ¥خاله ماریا زنگ زده $خوب جواب نده €جواب ندیم که الان یا زنگ میزنه به تو یا زنگ میزنه یابه یکی ازمادیگه €بهتر بدیم به خودش $اره برو بهش بده
خوب ببخشید که این پارت و پارت های قبل کم بود و یه نکته که من دارم همزمان پارت ها رو باهم مینویسم و ممکنه که این پارت زودتر از پارت های قبل بیاد پس بنا بر این توی قسمت علاقه ها ذخیره کنید که وقتی پارت های قبلش اومد بخونین
بچه ها به خدا من خیلی خیلی خیلی خیلی برای این داستان ها زحمت کشیدم پس لطفا با لایک و کامنت هاتون خوشحالم کنید😊
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
عاجی مث همیشه خیلی عالی بودی خیلیم دلم واست تنگیدع بود اما می همیشه عالی ئی
الی واقعا داستانات جذابن من که خیلی خوشم میاد ازشون دلم هم خیلی برات تنگ شده
عالیییی بودپارت بعدروکی میزاری آجی
نمیدونم بعدش فرشته گریمر بعدش پارت شیش نمیدونم والا اصلا نوشتم یا نه ولی به قول مامانبزرگم گر صبر کنی ز قوره حلوا سازم 😂😃