سلام این بخش دوم هست .. ... ..... بعد از رفتن مادر بزرگ همون جا میشینی و به حرف های مادر بزرگ فکر میکنی با خودت میگی یعنی منظورش چی بود
از حرف مادر بزرگت سر درگمی و از اینکه میخواید فردا برید ناراحت دوست دارید تنها باشید و فقط به ستاره ها نگاه کنید اما صدای میومیو کردن گربه سکوت شما را مشکند
$ گربه یه صدایی از خودش در میاره انگار داره میخنده * محل نمیذاری که این دفعه بلند تر از قبل میو میو میکنه % یه میو کوچولو میکنه & که گربه یه صدایی از خودش در میاره که به نظر میرسه عصبانی باشه # همو ن جا ایست میکنه و نگات میکنه $* %& # انگار میخواد دنبالش بری بنابرین پشت سرش راه میفتی وقتی جلوی همون درخت بزرگ میرسین ایست میکنه همین طور که به درخت خیره شده اید متوجه نوری در کنارتون میشد وقتی به سمت نور برمیگردی میبینی گربه تبدیل شده به یه پسر چیکار میکنی؟
جلو یه $ دهنت رو میگیره و میگه : هیسسسسسسس الان همه بیدار میشن * میگه : معلومه که تعجب کردی % میاد جلو ی تو میگه نترس باید با هم حرف بزنیم & بهت میگم اول بیا بریم # میگه : خواب نمی بینی باید با هم حرف بزنیم $* %& # بعد میگه اسم من جیسون . و اسم شما ؟ تو میگی : جینی هستم . پسره چه شکلی ؟
چیزی نمیگه که میگی : کارم داشتی پس چرا هیچی نمیگی راه میفته و میگه: اول باید این رو ببینی تو هم پشت سرش راه میفتی با دیدن چیزی که میبینی سره جات میخکوب میشی پشت درخت با چراغ تزئین شده و روی تنه درخت یه پنچره ودر هست چی میگی ؟
میگه بیا داخل با هم وارد میشین یه پسر بچه شیطون از جلو تون رد میشه که جیسون میگه : اروم جرویس الان بقیه رو بیدار میکنی جرویس میگه ؟
$ با حاتی عجیب بهش نگاه میکنی * تعجب میکنی % ملکه منظورش منم & فقط نگاه میکنید # او چه بچه حرف گوش کنی اینو تو دلت میگی $*%&# که جیسون ادامه میده اون برادرمه هشت سالشه اون میتونه به جغد تبدیل بشه برای همین از بقیه دیر تر میخوابه سری تکون میدی میگه ملکه منتظره بیاید بریم چی میگی :
$ خودت میفهمی * هیچی نمیگه % هیچی & نه ملکه منتظرن # اونم میگه خدا حافظ $*%&# میرسین به یه سالن زنی که بهش میخوره پیر باشه پشت به شما ایستاده جیسون تعظیم میکنه ومیگه سلام ملکه که یهو اون زن برمیگرده اون کیه ؟
درست حدس زدی مادر بزرگ میگه : سلام جینی میگی : س .. سلام میگه : خیله خب بیشتر از این گیجت نمیکنم من ملکه سرزمین غصه ها هستم وتو هم دوشیزه سرزمین غصه ها و البته ملکه دنیا ی ماجراجویی میگی : چی من نمیفهم مادربزگ میگه : جیسون بهت هم اینجا رو بهت نشون میده هم بهت توضیح میده جیسون میگه چشم ملکه چی میگی ؟
دنبالش را میفتی میگه همون طور که ملکه گفت شما دوشیزه سرزمین غصه ها هستین و ملکه ماججراجویی میگی و تو میگه من شاه قسمت علمی تخیلی و شاهزاده بخش رمانتیک میگه : اهان ادامه میده سر زمین غصه ها پنج بخش داره ماجراجویی" علمی تخیلی " تخیلی فانتزی " رمانتیک " و بخش کل میگی پس ژانر های دیگه چی که میگه غصه اش درازه
میگه فعلا نمیتونم بگم میگی قول بده بعدا تعریف کنی میگه حتما تا فردا به امید دیدار میگی؟
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
قشنگ بود ولی خیلی کوتاه بود