
از اونجایی که به تازگی مانگای این اثر رو هم مطالعه کردم،گفتم یه نقد براتون به اشتراک بذارم.تمام مطالب این پست دست نویس هستن و از هیچ سایتی آورده یا الهام گرفته نشده است.حاوی اسپویل و تبلیغ ممنوع.

معرفی اثر:توکیوغول(Tokyo ghoul)،یک انیمه سینن میباشد.داستان درمورد پسری به نام کن کانکی(Ken Kaneki)ست که در دنیایی زندگی میکند که انسان ها و غول ها کنار هم زندگی میکنند.غول ها ظاهری شبیه انسان ها دارند و میان آنها زندگی میکنند.شخصیت هایشان هم مشابه انسان هاست،منتهی آنها سر زنجیره غذایی هستند و از انسان ها تغذیه میکنند.انسان ها از غول ها بدشان میاید و...در این میان،کن کانکی دچار یک حادثه میشود و ارگان های یک غول را به او پیوند میزنند.حالا،کانکی که نه انسان است و نه غول،نمیداند باید چگونه زندگی کند.هر روز با چالش های جدید به عنوان یک نیمه غول-نیمه انسان مواجه میشود.متوجه میشود غول ها هم مثل انسان ها احساسات دارند و هیولاهایی که انسان ها میبینند نیستند.

از نظر پلات داستانی:اولین چیزی که بیننده یا خواننده را جذب میکند،پلات داستانی است.پلات داستانی در فصل اول و فصل دوم،به ویژه فصل دوم خیلی قوی بود.در فصل سه و چهار،انگار کمی از داستان اصلی متفرق شده بود و جنبه های دیگری از داستان را نشان میداد.خیلی جاها داستان میتوانست قوی تر باشد،از آنجایی که ایده اصلی داستان جذابیت خاصی داشت.برای مثال،روابط عاشقانه کاراکترها میتوانست معقول تر باشد.هیچکس نفهمید چه اتفاقی افتاد که توکا کیریشیما(touka kirishima)عاشق کانکی شد.در فصل اول،اتفاقات میتوانستند کمی سریع تر پیش بروند و در فصل سوم و چهارم،تمرکز بیشتر بر روی شخصیت پردازی بود.توضیحات اسلحه ها کاملا به جا بودند و اینکه داستان را از دو دید پیش میبرد،بیننده را سرگرم نگه میداشت.اما وقتی به فصل چهارم رسید،داستان درهم برهم شد و انگار نویسنده میخواهد دنیای ایده آل خود را بر داستان پیاده کند.

از نظر کاراکترپردازی:غیر از کاراکتر کانکی،همه کاراکترپردازی نسبتا ضعیفی داشتند.نویسنده تمام قوای خود را روی کاراکترپردازی کانکی گذاشته بود.او به کانکی هفت تا شخصیت مختلف داده بود که بستگی با محیط افرادش فرق میکرد و درون نگری فوق العاده ای نشان داده بود.صحبت های کانکی با خود قبلی اش،تفاوت های شخصیتی،عوض شدنشان،عمق شخصیتی اش و..همه اش او را به یک شخصیت فوق العاده تبدیل کرده بود.درست است که بقیه کاراکترها فلش بک های مناسب داشتند،اما تغییرهایشان به ندرت نشان داده میشد و احساساتشان هم واضح نبود.

از نظر درون مایه:یکی دیگر از المان هایی که بیننده یا خواننده را مشتاق نگه میدارد،درون مایه است.درون مایه معمولا نکته اخلاقی داستان است.توکیوغول میتوانست انیمه ای با تم روانشناسی باشد.به هرحال،تغییرات کانکی،افسردگی اش،مشکلات روانی اش،رابطه اش با بقیه و..در ضمن،غول ها هم همانند انسان ها بودند.انسان ها وقتی یکی از عزیزانشان را به دست غول ها از دست میدادند ناراحت میشدند و غول ها هم وقتی انسان ها باعث مرگ یکی از هم نوعشان میشدند ناراحت میشدند.ولی غول ها از انسان ها تغذیه میکردند..پس کار درست چه بود؟

از نظر گرافیک:یکی دیگر از عواملی که باعث میشود تماشای انیمه یا مطالعه مانگا لذت باشد،گرافیک یا آرت بالاست.مانگای این انیمه،گرافیک به شدت محشری دارد.از آنجایی که نویسنده هم بر داستان و هم بر نقاشی کار میکند چنین چیزی حیرت انگیز است.جزئیات آنقدر زیادند که انگار با چشم غیرمسلح نمیشود همه شان را دید.با قلم جزئیات زیادی ایجاد کرده و نورپردازی،باعث شده نقاشی ها برجسته به نظر بیایند.آرت انیمه در فصل اول درمقایسه با گرافیک شاهکار مانگا؛مثل نقاشی بچه های سه ساله میماند.در فصل دوم به بعد که استودیوها هم پیشرفت کردند،آرت هم بهتر شد ولی هنوز هم به پای مانگا نمیرسید.

نگاهی بر مانگاکا:نویسنده این اثر،سویی ایشیدا(Sui Ishida)،هم نویسنده و هم طراح است.فشار زیادی بر کسانی که این کار را انجام میدهند هست و باعث میشود نقطه قوت اثرشان فقط یک چیز باشد،یا داستان یا طراحی.نمونه بارزش،گگه آکوتامی(Gege Akutami)،نویسنده جوجوتسوکایسن(Jujutsu Kaisen)است که گرافیک مانگایش نسبت به داستانش دست بالا دارد؛یا تاتسوکی فوجیموتو(Tatsuki Fujimuto)،نویسنده چینسامن(Chainsaw man) که داستان مانگایش نسبت به گرافیکش برتری دارد.اما مثل اینکه سویی ایشیدا توانسته هردو کار را به خوبی انجام دهد.ایشیدا از نوشتن توکیوغول لذت نبرده چون به نظرش کار سختی بود.شاید برای همین پایان مانگا را خوش نوشته بود که کمی از عذاب وجدانش نسبت به این موضوع بکاهد.وی به تحصیلات خود اهمیت نداد و وقتی نوبت انتخاب شغل شد،آسان ترین راه را انتخاب کرد:مانگاکا شدن.شخصیت کانکی را با الهام از روی خودش نوشته و خیلی جاها،بی میلی خودش توی اثر پیداست.

از نظر پایان بندی:پایان یکی از مهم ترین عوامل داستان است.پایان میتواند به طور کلی دیدگاه بیننده یا خواننده را نسبت به اثر عوض کند.در پایان،همه چیز باید جمع بندی شده باشد.ایشیدا اینکار را به خوبی انجام داده بود.خیلی راحت،همه چیز را پایان داده بود،انگار که حوصله اش را نداشته.در پایان،کانکی و توکا ازدواج کرده و یک بچه هم دارند.همه چیز هم به سمت دنیای ایده آل کانکی حرکت میکند.شاید غول ها و انسان ها هنوز درکنار هم در صلح زندگی نمیکنند،اما چنین چیزی محتمل به نظر میرسد.توکیوغول اثری خیلی خشن بود و مرگ و میرهای زیاد داشت و یک پایان خوش برایش انتظار بالایی به نظر میرسید.در پایان،همه خیلی خوشبخت بودند؛انگار نه انگار در طول اثر چه اتفاقاتی افتاده.توکیوغول نیاز به پایانی داشت که به خواننده یا بیننده شوک بدهد و نه خوش باشد و نه غمگین.ولی جوری که ایشیدا اثرش را جمع کرد،انتظارات بیننده و خواننده را برآورده نکرد.
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
عزیزان، از این نوع بررسیها برای هر انیمهای میتونم بذارم، اگه مانگاش رو خونده باشم که چه بهتر.
برای مثال، جوجوتسو، اتک، چینسامن، اوشینوکو و هرچی دیگه که فکرشو بکنین. کافیه درخواست بدید!
توکیو غول تا فصل 2 فوق العاده بود اما از اون به بعد حتی اوپنینگ هم اون زیبایی قبل رو نداشت شاید توکوی غول شاهکاری نیمه شکست خورده باشد...
دقیقا.
مانگا خیلی قوی تر بود
توکیو غول تا فصل دو خوب بود
یه چیزیو گفتم بگم کاش درباره موسیقیشم مینوشتی.توکیوغول موسیقی های خیلی خوبی داره از جمله unravel و Glassy sky.همینطور اوپنینگاشم خیلی نمادینن.
اوپنینگاشو اصلا دوست نداشتم.. کلا یادم رفته بود
چیییییییی؟؟احساس میکنم شکست عشقی خوردم.اوپنینگاش حالا سلیقه ایه ولی بعضی اهنگاش فوق العادن.مخصوصا پیشنهاد میکنم کاور انگلیسی چنتاشونو گوش بدی خیلی خوبن.
راستش بنظرم خیلی جالب نبودن.
توکیو غول دو فصل اولش داستان داشت ولی فصلای دیگه داستان رو گم کردن💀
عجب پستی- حقیقت برخلاف خیلیا توکیوغولو تا فصل اخرش دوست داشتم(سینن رو باهاش شروع کردم) اگرچه قطعا بعد فصل یک پسرفت کرد.مخصوصاکیفیت فایت هاتوی فصل دوبه شدت اومدپایین واحساس میکنم علت یه چیزایی توی داستان مشخص نشد(البته شاید چون قبلا دیدمش خیلی خوب یادم نمیاد) دقیقا منم متوجه نشدم کی توکا عاشق کانکی شدو توی یه قسمت به اون وضع رسیدن واحساس کردم قسمت های اخرفوق العاده مزخرفه مخصوصا بعدش که یهو توکا و کانکی رو با یه بچه نشون دادن.به نظرم داستانش پتانسیل اقتباس و پیشروی(هم مانگا هم انیمه) بهتریو داشت.
هونتونی گومن بابت پریدن از این زبان به اون زبان نمیزاشت بنویسم فاصله هارو کمتر کردم محاوره ای ترم شد.
عیبی نداره با نظرت موافقم میدونی من معمولا لز چیزایی خوشم میاد که بقیه بدشون میاد و بنظرم خود فصل سه خیلی جالب بود ولی با فصل چهار مشکل دارم چون خیلی زود کارو تموم کرد تنها تکه قشنگ فصل چهار اونجا بود که کانکی ریزه رو توی دنیای نهانش میدید.
دقیقا منم فصل 3 رو دوست داشتم فصل یکم دوست داشتم ولی فصل دو شده بود فایت کلا چهارتا دیالوگ رد و بدل میشد فصل چهارم هم به قول شما انگار میخواست همه چیو هر چه سریعتر تموم کنه.
فصل دو ولی خیلی خوب بود
نمیدونم کلا توکیوغول خیلی خشن بود برای یه بچه هشت نه ساله.خیلی زود دیدمش.
تازه اونموقع فقط شوجو میدیدم با توکیوغول و اسرافیل پایانی استارت شونن و سیننو زدم.
عالیه...
رفت توی درحال پیشرفت ، تبریک!🌌
لیاقتش رو داره !
ممنونم!
من از قسمتای اول فصل سه بود که دیگه ندیدم. چون احساس می کردم داستانش خیلی عجیب غریب شده و گرافیکشم فرق کرده و اینو شنیده بودم خیلیا راجع به گرافیکش می گفتن.
بجاش بشین مانگا بخون😔🤝🏻
خیلی اصلا بتونم بخونم خیلییی با این گوشی چلاغم...
تازه دارم میبنمش امیدوارم زیاد خشن نشهه
خیلی خشنه💀🤡