
سلامی با پارت دو🌷💞

معلم:یه دانش آموز جدید داریم اسمش پارک نایون هست نایون جان برو پیش دودوهی بشین اونجا جاهست بعد این حرف همه پشت سر نایون حرف میزدن و میگفتن بیچاره افتاد پیش دودوهی اومد نشست پیشم و نایون:سلام من نایون هستم خوشبختم دودوهی :سلام من هم دودوهی هستم دوهی صدام کن نایون: خوشبختم از دیدنت دودوهی منم همینطور نمیدونم چرا انقد خوب باهام رفتار میکرد تا حالا کسی باهام

دودوهی منم همینطور نمیدونم چرا انقد خوب باهام رفتار میکرد تا حالا کسی باهام اینطوری رفتار نمیکرد بعد به ساعت زنگ تفریح خورد نایون:بیا بریم سالن نقاشی نقاشی هارو ببینیم خیلی وقته نرفتم اثر هنری ندیدم دودوهی :باشه بریم داخل سالن: نایون:دودوهی دودوهی بیا اینجا این اعلامیه رو ببین دودوهی:چی این؟نوشته مدلینگ لباس فرم نایون :دقیقا دودوهی:خب که چی نایون:مابریم دودوهی:چی من با این قیافم

نایون:مگه چشه بریم ثبت نام دودوهی:چش نیست قیافمو دیدی تو(با تعجب) نایون:وا بیا دستمو گرفت و برد رفتیم داخل سالن ثبت نام و به خانم مدیر گفتیم مدیر:به به دوتا داوطلب داریم ولی ما به یه نفر نیاز داریم نایون جان شما تازه واردی میتونی بیای نایون:ولی دودوهی چی.... مدیر:خب دودوهی ما کلی برنامه داریم برای سریع بعد هم میتونی بیای دانش آموزان کلی لباس فرم طراحی کردن

نایون: ولی.... دودوهی:نه مشکلی نیست موفق باشی(با لبخند فیک) دودوهی خیلی آروم از اتاق رفت بیرون و نامید رفت سر کلاس که هانا اومد گفت شنیدم بعضیا میخواستن مدل بشن دودوهی گفت ولی من فقط میخواستم مدل بشم هانا گفت:اوه اوه بچه ها دودوجون میخواد مدل بشه بعد حلش دادوگفت از سر راهم برو کنار خانم مدل

دودوهی ویو :به شدت ناراحت شدم ولی بار اولشون نبود این قلردا همش منو اذیت میکردن یهو نایون ااومد داخلو گفت من ثبت نام کردم دودوهی خیلی خوشحالم قراره مدل بشم دودوهی لبخند زد و رفت نشست سر جاش بعد چند دقیقه معلم اومد داخل کلاس و گفت بچه ها مسابقه داریم مسابقه طراحی لباس دوتا گروه بندی بشین یکیتون مدل یکیتون خیاط برای فردا که تعطیلات پسفردا میارین و برنده رو اعلام میکنیم نایون گفت....
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
ادامه میخواممممممممممممم
چشممممممممممم😂