💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💛💛💛💛💛💛💛💛💛💛💛💛💛💛💛💛💛💛💛
جین گفت : نامی ببرش اونجا. نامی گفت:بدو بیا شوگولی . شوگا هم حاضر شد و رفتن . جین گفت:قضیه خیلی بد شد نامی قویه ما ضعیفیم ما باید از این بچه مراقبت کنیم . ۴ ساعت گذشته و هنوز سر و کله ی نامی پیدا نشده. ناگهان زنگ در خورد . خانمی با شوگا بود و گفت : یه خانم که صورتش پوشیده شده بود گفت شوگا رو به طبقه ی بالا بفرستم . جین گفت:خانم؟ صورت پوشیده شده؟ نامی هم باهاش بود اون کجاس؟
خانم گفت:اونو ندیدم . اها راستی من مدیریت هتل هستم . الان کلی کار دا..... هوپی گفت : مدیریت؟ خانمه تازه متوجه هوپی شد . قرمز شد و گفت:ااسم ش ش شریفتون. هوپی هم قرمز شد گفت: دختر اسم من چی بود؟ با دستم کوبیدم تو سرم بعد گفتم: هوپی هوپی هوپی هوپی هوپی هوپیییییییی
بعد جین در رو بست . هوپی به خودش اومد و گفت:چرا درو بستی مین؟ باز کوبیدم تو سرم : جین جین جین جین جین جین جیننننننن شوگا اخم کرد . بنفش شد و اشاره کرد : چته چرا اینطوری میکنی؟ بعد به رنگ عادی برگشت . هوپ خندید و گفت:لوکا بنفش شد🤣 و خندید دوباره تو سرم زدم و گفتم : شوگا شوگا شوگا شوگا شوگا شوگا شوگا شوگا ااااااااااااااااا
ناگهان صدای داد زدن اومد . نمیشنوم چی میگینننننننننننن صدای کی بود؟ نامی بود . به به مثلا میخوان از من مراقبت کنند. رفتم تو راه پله و دیدمش گفتم خوبی؟ جواب نداد . نامی ؟ نام نام نامی خدایا . اشکم در اومد . نامی بغلم کرد و گفت:نبینم اشک بریزی پیشی یه من😇 شوگا اومد و کمی قل قلکم اومد جین و هوپ هم اومدن . جین منو از نامی گرفت و منو رو کولش گذاشت
هوپی گفت :عزیزم گریه چرا چیزی نشده و بهم لبخند زد موچی از حمام در اومد لباس پوشید و فک کرد گم شدیم و داشت میرفت از خونه بیرون که ما رو دید . موچی بدو بدو سمتمون اومد و گفت : علت گریه ی قشنگت چیه کوچولوی خوشگل ؟
چالش : ترجیح میدید کدوم از تستچی برن؟ ۱ سحر ۲ جنی لاور ۳ ادم بد ۴ همشون😐