
اگه میخوای داستان بنویسی یا به نویسندگی علاقه داری با من همراه باش📚

ریچارد براتیگان میگوید هفت سال تمرین کردم تا بتوانم نوشتن یک جملۀ درست را یاد بگیرم. یکی از راههای جذاب یادگیریِ بهتر جملهنویسی تفکیک جملهها از یکدیگر است. این کار ساده است: هر جمله یا پاراگراف کوتاه را در یک خط تازه بنویسید؛ و ترجیحاً عدد بزنید. عدد زدن برای هر جمله و نوشتن جملات بعدی در سطرهای تازه باعث میشود حساسیت بیشتری به ساخت جملهها پیدا کنیم. ضمن اینکه با این شیوه کارکرد و جایگاه هر جملهای روشنتر میشود.

تیتر یا عنوان تأثیر بسیاری روی موفقیت یک متن دارد؛ میتوان گفت بخش زیادی از مسئولیت جلب توجه خواننده به عهدۀ عنوان است. گاهی یک تیتر نامناسب و بیرمق ممکن است منجر به دفن نوشتهای ارزشمند شود. عناوین خوب و خلاقانه میتواند در ایدهیابی به شما کمک کند: دوست دارید کتاب بنویسید و ایده ندارید؟ از عنوان شروع کنید. یک عالمه عنوان بنویسید تا در نهایت یکی را انتخاب کنید.

احساس میکنید وقتی برای نوشتن ندارید؟ باید تصورتان را دربارۀ زمان عوض کنید، تسلط بر مهارت مدیریت زمان برای یک نویسنده حیاتی است؛ اما نیاز نیست کار عجیب و غریبی بکنید. اگر واقعاً شیفتۀ نویسندگی هستید برای نوشتن وقت بدزدید. بله، دزدی در روز روشن! در میان تمام کارها به دنبال اندک فرصتی باشید که میتوان آن را صرف نوشتن چند جملۀ تازه کرد. همین برای ایجاد نظم نوشتن کفایت میکند.

روی کاغذ بنویسیم؛ با کامپیوتر تایپ کنیم؛ یا توی موبایل بنویسیم؟ کدام بهتر و موثرتر است؟ آیا اینها با هم فرق میکنند؟ دربارۀ ابزار: ممکن است شما بگویید با نوشتن در برخی اپلیکیشنها حتی در صورت نابودی موبایلمان، نوشتههایمان قابل بازیابی است و فقط کافی است شماره یا ایمیلمان را وارد کنیم. بله این درست، اصلاً مگر دفترچه کاغذی کاملاً دور از گزند است؟ ممکن است گم شود، همراه با لباس شما در ماشین لباسشویی شسته شود. ولی نکتۀ اصلی اینجاست: گوشی موبایل ابزار حواس پرتی است. برای من صد بار پیش آمده که موبایلم را باز کردهام تا ایدهای را ثبت کنم اما دیدهایم پیام تازهای دارم، و چنان درگیر پیام تازه شدهام که گاه ساعتها بعد فهمیدهام که گوشی را برداشته بودم تا ایدهای را ثبت کنم.

حالا این دربارۀ ثبت ایده است. گوشی برای نوشتن اصل متن فاجعه است. داری یک صحنه از داستانت را مینویسی ناگهان عمهات زنگ میزند که بجنب که امروز بیایی و در پختن آش مهمانی به من کمک کنی. نتیجه روشن است. احتمالا به فکر مهمانی و آش خوشمزه میفتی. عجالتاً گور بابای داستان! خب، با این حساب روی گوشی را خط میکشیم. گوشی فقط به کار کپشن نویسی و استوری هوا کردن میخورد. تازه کپشن و استوری درستودرمان را هم بهتر است که اول روی کاغذ یا توی کامپیوتر بپزیم.

بی خیال دلنوشته، قصه بگو اگر بخواهم فقط یک پیشنهاد برای بهتر نوشتن بدهم این است: «دلنوشته ننویس.» نه دلنوشته بخوانید، نه دلنوشته بنویسید. دلنوشته قلمتان را خراب میکند. برخی از ویژگیهای شاخص دلنوشتهها: دلنوشته کلیشهای و نخنما است. دلنوشته احساساتیگرایانه و پر از ناله و زای است. دلنوشته از سطح انشاهای مدرسه فراتر نمیرود. دلنوشته پر از قید و صفت است. دلنوشته پر از واژههای انتزاعی است. دلنوشته هیچ قصه یا رخداد خاصی را روایت نمیکند.

جزئی بنویس! نویسندگی یعنی جزئینگری و توجه دقیق و موشکافانه به زندگی و اصلاً همین توجه به جزئیات و باریکبینی است که نویسنده را از بقیه متمایز میکند. «اینهمه جزئیات واقعاً لازمه؟ من که از خوندن این جزئیات حوصلهم سر میره. نمیشه آدم سریع بره سر اصل مطلب؟» حرف این نیست که داستانمان را پر از جزئیات بیربط و اضافی کنیم؛ نکته اینجاست که برای تصویرسازی در ذهن مخاطب و ایحاد تاثیری ملموس چارهای جز جزئیپردازی نیست.

-بازی های خلاقانه با زاویه دید- «زاویه دید یا کانون روایت به نگاهی میگویند که از دیدگاه آن، حوادث داستانی روایت میشود… یعنی اول شخص و دوم شخص و سوم شخص.» مثال سادهای برای درک بهتر هر سه زاویه دید: اول شخص: من هر روز پانزده دقیقه مینویسم. دوم شخص: تو از هر وقت اضافهای که گیر میآوری برای نوشتن استفاده میکنی. سوم شخص: او دیوانه نوشتن است و برای فرار از سروصداهای خانه، در پشتبام مینویسد. اغلب ما روزنوشتهایمان را با زاویه دید اول شخص مینویسیم؛ اما بیایید هرازگاهی دوم شخص و سوم شخص را هم امتحان کنیم. حتی میتوانید در یک نوشته چند زاویه دید را در کنار هم به کار ببرید.

امیدوارم لذت برده باشید.📚📝👀
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
من بعد از 5 ماه تلاش بالاخره تونستم دیپلم مقدماتی نویسندگی رو بگیرم🤠دعا کنید بتونم لیسانسشم بگیرم.💚
الهم صل علی محمد و آله محمد دوعااا😼👾
بهش نیاز داشتم تنکت
ممنون🗿 سوالی مشاوره ای چیزی خواستی هستم
نیاز داشته م
خیلی مفید بود
ممنون🔥👀
آره بنویس داستان
حتما👀
بزه واسه ویژه شدن
زدم قبول نشد...
ممد دیگه واقعا کفریمون کرده🙂😂
مفید بود💗
در داستان من تابستان خوبی در انتظار ماریا نیست🤷♂️☠
قسمت پایانی منتشر شد
خیلی زیبا بود:)
ممنون
پست خیلی مفیدی بود و من یه متن کوتاه حالت داستانی نوشتم خوشحال میشم اگه تونستی بهش سر بزنی و نظرتو بگی
سلام چطوری خوشحال میشم به رمانم به اسم بازی گرگ و گوسفند سری بزنی و نظرت راجبش بگی
حتمااا👀
ممنون ک سر میزنی