
اینم پارت دو پارت سوم هم نوشتم💝💝😊😊اسلاید دهم مهم و حیاتی حتما بخونید و از سوپرایز لذت ببرید
ادامه اسلاید اخر پارت قبلی)ادرین منو بلند کرد و گذاشت زمین و تو چشمای هم دیگه نگاه کردیم و همو بوسیدیم که یک دفعه یه صدایی میومد که میگفت مرینتتتتت اینجایی؟؟ فهمیدم الیا بود از ادرین جدا شدم و باهم رفتیم بیرون الیا تا مارو دید گفت : وای... مرینت چی شد؟؟ خب بیا در گوشت بگو و کامل براش توضیح داد الیا جیغ زد و گفت وای بلاخره گفتی😊 باورم نمی شه مرینت:خب اره دیگه گفتم به ادرین نگاه کردم با قیافه ی بامزه ای داشت الیا رو نگاه میکرد
الیا رفت همیشه گوشی دستش بود تا از منو ادرین سوژه پبدا کنه لا الله اله لاه (خخخخخ) بعد با ادرین نشتیم رو نیمکت *ادرین=من گشنمه*خب برم بستنی بگیرم =اره ولی خودمم باید بیام تا کسی ندزدتت =وای ممنونم مرینت بپر بغلم تا بریم من رفتم دستش رو گرفتم و رفتیم بستنی گرفتیم (این لحظه شد مثل رابطه پدر دختر بپر بغلم و اینا😂😂) اومدیم نشتیم و بعد
*ادرین چقد منو دوس داری=یه دنیا*خب کاگامی رو دوست داری ؟؟=۱صدم درصد اونم به خاطژر دوستی نه رل زدن *خب منو بیشتر دوست داری یا کاگامی رو؟؟=تو رو چون رابطه ام با گاکامی الکی و مجبوری بود؟؟*با فیافه خون سردی گفتم مجبور بودی بوس کنی ؟؟=ادرین که منو و اخلاقیاتمو خوب میشناخت گفت نه من اون کارو نکردم خودش کرد اگر هم با کاگامی رابطه نداشتم پدرم مثل همیشه از همه چیز محرومم می کرد حالا تو حشق اول اخر منی من حسی که به کاگامی داشتم به تو منتقل می کردم یعنی دوست خیلی صمیمی *وایی.. عجب جمله ای میشه استوریش کنم 💞💞💞😊😊(جررررر😂😂😂) =اره بانو حتما بکن* رفتم تو فکر اخه فقط کت میگفت بانو یهوو...
به. ادرین گفتم بیا مثل لیدی وکت باشیم اخه من دیدم کت به لیدی باگ میگه بانوی من و لیدی به کت میگه پیشی =اره راس میگی عشقم منم نظرم همین بود که صدای زنگ اومد من دست مرینت رو گرفتم و رفتیم کلاس جلو ی میز معلم وایسادیم هر کدوم از بچه ها با لبخند به ما نگاه میکردن به غیر از کلویی و لایلا که معلم اومد و ما بهش گفتیم می خوایم کنار هم بشینیم که خانم گفت چرا ؟؟ *چون همو دوست داریم و کور شه هرکی نمی تونه ببینه که نگاهی به کلویی و لایلا انداختم که دو از گوشاش میزد بیرون بلاخره اجازه داد
خانم بوستیه چون باردار بود نمی تونست درس رو بده مشق ها رو تصحیح میکرد و مرینت که شاگرد زرنگ کلاس بود درس میداد*صدامو صاف کردم و میخواستم که کسی رو بیارم پای تخته همه اومده بودن و ادرین که چشاشو مظلوم کرده بود به معنای اونکه منو نیار پای تخته هیچی نخوندم گفتم اقای ادرین اگرست بیاین پای نخته (خود مرینت هم ابنجا و با ادرین خندید منم خندیدم😂😂😂)سوالو اسون نوشتم اومد ازم راهنمایی هم گرفت و سوالو درست حل کرد(بالاخره=تو یکی خفه؛مرینت رو میکشم ها=نه باشه غلط کردم). *تا یه هفته که خانم زایمان کنه من باید تدریس کنم
وای دستم درد گرفت و درس دارم لاعقل لایک کن تا دل تستچی به رحم بیاد و تستو قبول کنه و کامنت کن نظرت رو درباره سوپرایزکه بهتون میگم
با ادرین بچه ها رفتم از مدرسه بیرون که همه رفتن و من موندم و ادرین بهش گفتم یه چیزی رو یادت نرفته؟؟گفت چیو؟؟*کادو تولد اقای داماکلیز =خب من براش میخرم دیگه*چشامو مث گربه ها کردم و گفتم دوس داشتم باهم درست کنیم تا بهش بدیم عشقم=تا گفتم عشقم چشای ادرین برق زد و گفت وای چشاتو اون جوری.. نکن باشه میام *پس بیا دیگه باهم بریم=ببخشید نمی تونم هم عکاسی دارم و پدرم اجازه نداده میرم تا ساعت چهار میام *باشه خداحافظ عزیزم=بای عشقم
رفتم خونه نهار خوردم و همه ی کوامی ها رو از جعبه در اوردم و اومدن بهم گفتن بالاخره بهش گفتی ؟؟*اره بالاخره رل زدم اونم بارکی ادرین اگرست+رل زدی؟؟*اره تیکی جونم یعنی رابطه دارم*خودم معنی اش رو میدونستم ها مثلا من ۵۰۰۰سالمه*خودم میدونم که چقد فهمیده ای بغلش کردم بوسیدمش و ساعت۱بود خوابیدم تا ساعت ۲:۳۰که ادرین پیام داده بود و چند بار هم زنگ زده بود =مرینت بابام اجازه داد 😍دارم میام خونتون تا ۴اونجام *عجیب بود ولی خوشحال شدم و دوباره خوابیدم از زبان سابین:ساعت چهار بود و مرینت خواب بود و ادرین اومده بود من و پدرش میدونستیم باهم رابطه دارن ادرین رفت با و بغل مرینت خوابید و مرینت رو بغل کرد فک کنم نقشه ای تو سرش بود درست مثل زمان رل زدن منو و بابلی مرینت بود یادش بخیر =اومدم و بغل مرینت خوابیدم
*احساس میکردم در امن ترین جلی دنیام و بوی عالی میاد و قلبم ارومه یهو از خواب بیدار شدم دیدم که ......... ببخشید جای حساس و بدی کات کردم کارم اینه ولی پارت بعدی رو هم گذاشتم بای این تست رو بخجه دوستان معرفی کنید و فالو و لایک فراموش نشه و کامنت ها بره بالا(فک کنم نسبت به سوپرایزم هم تستچی قبول کنه و شما خوشحال شید

میراکلس که از سوال های شماست =ادرین و مرینت هویت همو میفهمند و .. داستان رو لو نمی دم خودتون بخونید و ...... ............ لیدی باگ و کت نوار به ایران برای معجزه گر ........ میان تا پیداش کنن و کلی کشور دیگه میرن و ماجرای دیگه این جلی خالی رو پر کن که برا چه معجزه گری میرن تو کامنت 💞💞😊😊
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
الان براتون پارت سه را در نظرات میذارم
من برای سفر به ایران معجزگر شیر 🦁 و ببرید سفید را در نظر دارم چون اگه دقت کرده باشید روی بیشتر مجسمه های ایران انسان ها به شکل نصف شیر یا پلنگ هستند 🌹به تستای منم سر بزن 🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
سلام میخواین پارت سه رو در نظرات بذارم؟؟
گذاشتم در بررسی هست فردا پارت چهار رو مینویسم
در وبلاگ پارت ۳هست در ادرینت بلاگ
عالی بود پارت بعدی هم زود بزار🌹💐💐💐🌹🌹
عالی
کسی هست در داستان دومم بامن همکاری کنه ؟؟
در وبلاگ ادرینت داستان دومم رو مبنویسم کسی هست با هم نویسنده شیم ؟؟
اینو هم ادامه میدم و پارت بعد داخل وبلاگ هست
جواب چالش هم بدین
من هستم
من هستم
من خوب میتونم جزئیات رمان و داستان بسازم رو من حساب کن 🐾🐞💐
عالی