سلام پارت چهار رو حتما بخون
*چیی ؟؟چرا این همه مدت به من نگقتید+-خب انگار باید برات توضیح بدیم*سریعععععع+-خیب من ۲روز قبل از مادر واقعیت زایمان کردم بچه ام مرد و خیلی ناراحت بودم یک دوست داشتم توی بیمارستان کار میکرد بهم گفت که این خانواده پدرشون (پدر مرینت)الان نیست و ماموریت هست مادر بچه هم که بیهوشه متوجه نمیشن که من بچه رو دادم به تو سابین:اما ..اما چطوری بهش میگی که بچه ات نیست:\میگیم مرده +-منم قبول کردم و بعد از این کار به تام گفتم و تا الان ما باهم زندگی کردیم*با شنیدن این حرف سابین و تام یک خاطره که منو دارن از اتاق نوزاد به پیش سابین میبرن و اکنز اونجاس و ... یکدفعه به خودم اومدم *شما وجدان ندارین چرا ۱۹سال منو از خوانواده ام جدا کردید؟؟+-ما بهت نیاز داشتیم مرینت *خیلی عصبانی بودم ناخداگاه افتادم و گریه کردم
چند دقیقه قبل از زبان ادرین : مرینت داشت با مامان باباش بحث میکرد منم که گیج شده بودم در تعجب بودم یک دفعه گوشیم زنگ خورد بابام بود حدس میزدم میخواد چی بگه @ادریننننن کجایی چرا مدرسه نیستی = چیزه خب مشکلی برای عش.... نه مرینت پیش اومده بود مجبور شدم همراهش برم برات توضیح میدم @باشه سریع بیا خونه=تا اومدم بگم باشه که مرینت افتاد زمین و گریه میکرد سریع گفتم باشه خداحافظ رفتم بغل مرینت سعی میکردم که فایده ای نداشت یک دفعه ....
مرینت بلند شد گفت من دیگه پیش ادم های بیخود و بی وجدان زندگی نمی کنم و گفت ماریا و ادرین بیاین کمک که وسایلاشو جمع کنه بره خونه اقای گاردین =مرینت یک لحظه بیا *باشه*جانم=این کاری که داری میکنی بهترین کاره ممکنه باید برم بعد از ظهر میبینمت *باشه ولی کجا بیام =میفهمی*خداحافظ عشقم=بای نفس حرکت کردم سمت اتاق که ...
ماریا همه وسایلو جمع کرده بود *ما... ریا .... اینا رو کی جمع کردی ؟؟٪الان *خب یک سری وسایل شخصی دارم برم جمع کنم همه وسایل میراکلس باکس ... جمع کردم و رفتم پایین همه خونه رو یک نگاه کردم نمی دونم ولی چرا تام و سابین رو بغل کردم*هر چند زیاد از اینکه منو از خانواده ام جدا کردید رازی نیستم ولی ممنون که منو بزرگ کردید و ببخشید که اگر اذیتتتون کردم+-نه تو بهترین دختر دنیایی *خداحافظ برای همیشه رفتم پایین ماریا هم اومد دم در کلی گریه کردم و ماریا هم منو ارام کرد با چیزی که دیدم باورم نمی شد
یک لیمو زین البالویی جلو در بود سوار شدیم ماشین بدون راننده و اوتوماتیک بود *تو فکر بودم که نکنه ماریا جعبه معجزه گر ها رو دیده باشه .. چرا ادرین گفت بعد از ظهر می بینمت ..... این همه سوال تو ذهنم داشتم ٪اهایی مرینت *بله ٪کجایی؟؟*تو فکر بودم راستی یکم درباره خانواده مون بگو٪ تو بچه دومی یک داداش بزرگ تر و یک دادلش و خواهر کوچکر تر داریم به این ترتیب مارک مرینت ومارسل و ماریا. اسم مامانمون کارین و اسم پدرمون جورج هست و فامیلیمون که گاردینه ما هممون به جز تو رل نداریم و سینگلیم (هارمانم بابا نرده چارچافم 😂😂😂😝😝)*اهان خب چرا شما انقد پول دارین؟؟٪بابا و مامان شرکت دارن که برای مد هست و با ادری بورژا و گابریل اگرست هم همکارن و ما خونمون بغل خونه ادرین ایناست*واقعا... نه خب چیزه ممنون که توضیح دادی٪خواهش البته یک سری خورده ریز جا مونده که بریم خونه برات من و مامان و بابا ... برات توضیح میدیم *باشه..
پیام بازرگانی در استدیو زگ استوم جرمی: سلامممم بر اقا ادرین مرینت بدم کاگامی بدم لایلا بدم کلویی بدم کدومو بدم =استنا مرینت رو بده جرمی:،ببین کااگامی ببر تضمینی =مرینتمو بدین برم من جرمی: باشه بگیر بابا خاک تو سرت کنم من راستی گناه کار ۱۴ اردیبهشت و ملکه موز۲۱اردیبهشت میاد 😊😊
از ماشین پیاده شدم و چمدون رو هم ماریا داشت میاورد رو به روی خونه ایستاده بودم که گفتم واییی چه خونه ای داریم ٪خب این اتاق که اندازه عمارت اگرست هست و به رنگ مشکی و سفید هست برای مارک ه بعدی که سه چهارم عمارت اگرسته و صورتیه برا تو هست اون که دو چهارم عمارت اگرسته و نقره و طلایی هست برای متیو هست و اخری که یک چهارم عمارت اگرسته و زردو بنفشه برای منه و اون بزرگه هم برای مامان بابا هست که ترکیب همه ی رنگ هاست *اوکی یک نفس بگیر بیا بریم تو ٪باشه بریم *یک لحظه صبر کن تو بهشون گفتی منو پیدا کردی ٪راستیتش نگفتم ولی اطلاع دادم که یک چیز باارزش را پیدا کردم میخواستم سوپرایزشون کنم (یادم رفت بگم که بهشون زنگ زده ببخشی ولی تو اسلاید یک یا دو باید مینوشتم ) از زبان ....
مارسل :مامانننن ماریااومد بیاین بریم جلو ی در مامان:باشه مارسل :منو و مارک و مامان و بابا رفتیم جلو در*رفتیم تو همه گفتن سلوم ٪منپو مرینت گفتیم ها؟؟ مارک: منظورمون سلام بود٪اهان خبذایشون مرینت دخترتون هست برو اشنا شو باهلشون همه سلام کردیم مامان بابا کلی گریه کردن و بغل کمردن مرینت رو و مرینت ملجرا را براشون تعریف کرد
پایان
نظر و فالو لایک فراموش نشه کیوتی
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
لطفا بعدی