امید وارم خوشتون بیاد
از زبان مرینت:آقای دمدی تا میتونست پول جمع کرد و از هرکی که میشناخت پول قرض کرد حتی من😐 ادرینم تا پول داشت و پسنداز داشتو داد ما تا میتونستیم پول جمع کردیم منم پسندازم تا میتونستم دادم.
از زبان ادرین :بلاخره پولو دادیم و ماریا رو پس گرفتیم اما چرا ماریا ما که چیز خواستی نداریم حالا بگذریم من هر چی بیشتر مرینتو میشناسمو میبینم بیشتر عاشقش میشم❤❤❤❤اما میترسم بگه نه . اما بهش می گم .
از زبان مرینت: آه من خیلی از آدرین خوشم میاد اون موهای طلاییش دل آدمو میبره ❤❤❤❤ خب ما ماریا رو پس گرفتیم اون خیلی ترسیده هنوزم آروم نمیگیره من شبا پیشش میمونم تا خوابش ببره بعد میرم خونه .
از زبان آدرین : بابام برای ماریا محافظ گرفته. این پولارو از کجا میاره . خب من تصمیم گرفتم از مرینت خواستگاری کنم ❤❤❤ چون عاشقشم اما فردا ، چون الان ۴ صبحه چه وقته خواستگاری.
از زبان مرینت :من فردا ازش خواستگاری میکنم .... مامان مرینت :عزیزم بیداری . مرینت :اره مامان من یه چیزی بگم. مامان مرینت :بگو. مرینت:من عاشق شدم . مامان مرینت گفت: عاشق کی عزیزم .؟مرینت گفت:آدرین پسر آقای دمدی ، مامان به نظرت فردا ازش خواستگاری کنم . مامان مرینت: اگه واقعا عاشقشی چرا که نه
امید وارم خوشتون اومده باشه لایک کامنت فراموش نشه
عالییی بود 😍❤
ممنون عزیزم
یعس من اینو منتشر کردم😹👌
ممنون 🧡💛💚💙💖💗