این داستان در یک دنیای موازی رخ میدهد و تفاوت هایی با داستان اصلی هری پاتر دارد.
روز بعد کلاس پرواز: رولاندا هوچ:من رولاندا هوچ هستم. ما اینجا فقط یک قانون داریم،پرواز بدون اجازه من ممنوع. هرکس بقل یک جارو وایسته و بگه Up تا جارو بالا بیاد. بچه ها هرکدام کنار جارویی می ایستند.
پس از چند ثانیه اسکورپیوس و رز موفق میشوند.چند دقیقه گذشت فقط چند نفر نتوانسته بودند،آلبوس و رادوین و لیندا هم جزع آنان بودند.پس از چند دقیقه بلاخره آنان هم موفق میشوند..... سه ماه به همین شکل میگذرد: کلاس معجون ها: هوریس اسلاگهون:درس امروز ما راجع به معجون Wiggenweld است.کی میدونه چه کارایی هایی داره؟
رز :یک معجون شفابخش پیچیده و بسیار معروف. هوریس اسلاگهون:آفرین خانم ویزلی،ده امتیاز برای گریفندور. لیندا(زیر لب): پاچه خوار رادوین: پروفسور اسلاگهون،من راجب این معجون شنیدم که میتونیم از اون برای دوئل هم استفاده کنیم.درسته؟
هوریس اسلاگهون: البته.این معجون هنگام دوئل مجازه..... کلاس افسون ها: فیلیتویک:خب،درس امروز ما راجب Wingardium leviosa است..... رادوین به سمت سالن گریفندور میرود و داخل اتاقش میشود.جک را نمیبیند.ساعتی میگذرد.شروع به گشتن دنبال جک میکند. به خوابگاه دختران گریفندور میرود،رز را میبیند.
رادوین: سلام،جک رو ندیدی؟انگار آب شده رفته تو زمین. رز: آخرین بار با خودت تو کلاس دیدمش. رادوین:باشه،مرسی. رز:اگه پیداش نکردی به پروفسور مک گانگال بگو. رادوین:باشه،فعلا. رادوین همه جا را میگردد.فیچ او را میبیند:هی پسر،حق نداری شب بیرون از اتاقت باشی.
رادوین شروع به دویدن میکند و فیلیچ هم به دنبال او میافتد.پس از چند دقیقه فیلیچ رادوین را گم میکند. رادوین در حال حرکت بود که ناگهان دری در دیوار ظاهر میشود. رادوین وارد میشود و جک را میبیند. رادوین: اینجا کجاست؟این همه وقت اینجا بودی؟ یک گوی ساخته شده از طلا با شیشه ای براق در دست جک نظر رادوین را جلب میکند. جک: اینجا اتاق ضروریاته.وقتی چیزی نیاز داشته باشی ظاهر میشه.من یجای امن میخواستم برای این.(گوی را نشان میدهد)
داستانی زیبا