مثل پروانه باش، دیدنت آسون، به دست آوردنت سخت..!
من شکوفایی گلهای امیدم را در رؤیاها میبینم، و ندایی که به من میگوید: “گر چه شب تاریک است دل قوی دار، سحر نزدیک است” دل من در دل شب خواب پروانه شدن میبیند…
من دورت نمیزنم . دورت می گردم . مثل پروانه دور شمع. مثل زمین دور خورشید. مثل من دور ماه. دور دنیا ..... دور تو ........
جایی بین دوست داشتن ها متولد شده ام در سینه ام به جای قلب ، پروانه دارم نه شکسته می شود نه ترک میخورد از محبت ندیدن ها همان پروانه ای ست که دور شمع نگاهت میگردد فقط ممکن است بسوزد… از حرکت بایستد… آن هم بعد از مدت ها عشق ورزیدن یک طرفه… من پروانه هارا از قلب ها بیشتر دوست دارم
اضافه کردن بال به کرم های ابریشم پروانه خلق نمی کند بلکه کرم های بی دست و پا و ناتوان ایجاد می کند، پروانه ها به واسطه دگرگونی و تحول خلق می شوند.
پروانه به ناچار باید پرواز کند و شرط اول پرواز، گشودن بال هاست بال های ضعیف و رنجور، پروانه را از پرواز باز می دارد شرط دیگر نترسیدن از ارتفاع است پروانه بودن، قلب پروانه ای می طلبد. و احساس پروانه ای، برای یافتن گل ها برای درک زندگی و این که در نگاه کسانی که معنی پرواز را نمی فهمند هر چه اوج بگیری کوچکتر می شوی …
خوشبختی همانند یک پروانه است، اگر دنبالش کنید همیشه دور از دسترس شما خواهد بود اما زمانی که آرام بنشینید، ممکن است روی شما بنشیند!
برای پروانه شدن، گذشتن از تنگنای پیله های در هم تنیده شده زندگی لازم است گاه چنان این پیله ها در هم گره خورده اند که خستگی در تک تک سلول های بدن خانه می کنند و این خیال به وجود می آید که رهایی غیر ممکن است ولی تنها کسانی می توانند پروانه شوند که بیش از همه امید داشته باشند و البته صبر …
اضافه ..