این داستان در یک دنیای موازی رخ میدهد و تفاوت هایی با داستان اصلی هری پاتر دارد.
رادوین کلاه را روی سر میگذارد. کلاه گروهبندی: گریفندور. رادوین به سمت میز گریفندور میرود و تشویق میشد. رادوین کنار رز میشیند. پروفسور مک گانگال ،بشکن میزند و میز پر از غذا میشود..... بچه ها به طرف خوابگاه هایشان راهنمایی میشوند.
سالن عمومی گریفندور: رادوین رز را صدا میزند. رادوین:مشکلت با اسکورپیوس چیه؟ رز:مگه شایعاتو نشنیدی؟ رادوین:خودت داری میگی شایعه،درضمن اون مدتی که باهاش تو یه کوپه بودم،پسر خوب و مهربونی بنظر می اومد.
رز:توهم مثل آلبوس یه تختت کمه. رادوین:نه اتفاقا،تو داری فقط جنبه بد ماجرارو نگاه میکنی. رز:مگه این قضیه جنبه مثبت هم داره؟فکر کن من بخوام با پسر ولدمورت دوست بشم. رادوین:نیازی نیست دوست بشی.اما یه خواهش دارم،دیگه بهش نگو پسر ولدمورت،چون ناراحت میشه. رز با عصبانیت:برام مهم نی.بهتره برم بخوابم آقای رادوین منصوریان. رادوین:شب بخیر.
رادوین به اتاقش میرود و پسری سفید پوست با موهای مشکی میبیند که روی تختی نشسته. پسر:مثل اینکه ما هم اتاقی هستیم. رادوین:چه جالب،شب بخیر. پسر:به هر حال من جکم.جک آلن. رادوین خودش را روی تخت پرت میکند و با خواب آلودگی میگوید:خوشبختم،منم رادینم.
روز بعد کلاس افسون ها: رادوین کمی دیرتر از بقیه به کلاس میرسد. رز را کنار دختری به اسم جسیکا میلر میبیند که رو میز جلو نشسته اند.تمام میز ها پر بود،جز یکی. پشت سر رز کنار جک،نشست. پس از چند دقیقه،پروفسور فیلیتویک آمد. فیلیوس فیلیتویک: سلام بچه من پروفسور فیلیتویک هستم.درس امروز ما درباره ورد Lumos هست.
فیلیتویک:حالا یه سوال ازتون دارم.کی میدونه که این ورد چه کارایی هایی داره؟ رز:این ورد به ما نور میده. فیلیتویک:آفرین خانم گرنجر-ویزلی.ده امتیاز برای گریفندور. رادوین:جک،بعد این چه کلاسی داریم؟ جک: معجون سازی.
👍👍👍👍👍👍👍👍👍
هر داستانی نوشتی من عاشقشم
مرسی ❤️