سلام نفسم 💖💖 اینم پارت جدید 🥳🥳😊😊
با بی اعصابی گفت : از اینجا برو خانوم کوچولو ما الان وسط یک ماموریت مهم هستیم .... داشت میرفت که یهو رو زمین نشست دستش درد گرفت و با دست دیگش جای زخم رو نگه داشت با دو سمتش رفتم و گفتم : ح...حالت خوبع ؟؟😨😨😨 ..... از دستش خون میچکید .... از جاش پاشد و گفت : اگه بری بهتر میشم 😖😖😖 .... فوری هل گفتم : ک...کجا برم دست...دستتو دیدی ؟؟😨😨😨 ........ قیافش از درد مچاله شد و تقریبا داد زد : بهت میگم برو 😡😡 دلم نمیخواد صدمه ببینی 😖😖😖 .... یهو از دهنم پرید : دلت غلط کرده که نمیخواد بیشور من نگرانتم عاشق چشم و ابروتم نیستم که 😐😔😡😠 ..... با چشمای از حدقه در اومدش گفت : برو بهت میگ ...... قبل اینکه حرفشو تموم کنه یهو .......
یکی یچی گذاشت رو سرم 😬😬 و گفت : دختر کوچولو پاشو تا مغرتو رو زمین نریختم دستاتم رو سرت بزار😏😏😏 .... اینا چرا میخوان ثابت کنن من کوچولوام 😩😩 خو چیش به شما 😖😖😖😖 آروم پاشدمو دستامو رو سرم گذاشتم و همین که خواستم از با پام بزنم به ساق پاش که اون مامور رئیسه گفت : نه ، نکنی اون کارو ها خانوم کوچولو همکارمه 😬😬😬😬 ...... همون همکار رئیسه گفت :
قربان نترسید دست از پا خطا کنه با گلوله میزنمش 🔫🔫 ....... نمیدونم چرا اما رئیسه از من دفاع کرد و با خنده و تمسخر گفت : خواهیم دید 😏😅 ..... و به من چشمکی زد سرباره تا اومد بگه منظورتون چی بود قربان 😐😐 زدم به پاش خورد زمین و اسلحه رو از دستش گرفتم 🔫🔫🔫 و به سمتش نشونه گرفتم 😁😁😁😁 ....... بهش گفتم : وایییییی وایییییی چرا منو کشتی اییی خدا من هنوز جوونم هزار تا آرزو دارمو داشتم وایییی وایییی 😂😂😂😂😂 ..... خوبع وسط ماموریت هسنتا اینا ها اینطورین😐😐😐 این پسره مشکل داره چرا میخنده ولی پا نمیشه بره کمک 😐😬😬😬 ..... سرباره از جاش بلند شد رفت سمت رئیسه دستشو سمتش دراز کردو بلندش کرد بعد به من اشاره کرد و گفت :
قربان اینو میشناسید 😑😑😑 ..... قبل اینکه پسره چیزی بگه گفتم : این به خودت مگه درختم 🙄🙄🙄 .... رئیسه گفت : حیف درخت 😂😂 .... اوففففففف این چشه یک بار طرفدار منع یک بار هم طرفدار اون قاطی داره این که 🙄🙄🙄گفتم : راس میگیا حیف درخت که هم جنسش تو باشی😅😅😅🤭🤭 ....... قیافش اینطوری شد (😐😑😶) بعد رو به سربازه گفت :
ایزدی خانوم کوچولو رو از اینجا ببر 😬😁😁 .... اوففففففففففففف کلافه شدم از کوچولو گفتنشون 😩😩 معترض تقریبا داد زدم : اهههههه چتونه شما ها ؟؟😡😡 چرا بهم میگید کوچولو 😡😡😡😡😡 اصن من کوچولو شما ها بزرگ خو چیش به شما میرسه که همش میگین 😡😡😬😬 .......... پسره : حال میده 😂😂😂 ...... گفتم : رو مخ🙄🙄🙄 .... جواب داد :
هستی 😄😄 ..... وای وای خو ببند اون نیشتو گ.او میش🐂🐂😩😩😩😩 گفتم : مرسی همچنین 😂😂😂 ...... پسر رئیسه : خوب دیگه بسه ایزدی راهنماییش کن به بیرون ....... سربازه اومد دست من و بگیره که گفتم : خودم بلدم راه بیام نمیخواد تو کمکم کنی تو به رئیست برس مگه کوری نمیبینی زخمی شده 😐☹️ .... رئیسه خنده ای کرد و گفت :
نیاز نیست نگران باشی من بدتر از ایناشم تجربه کردم تو با خیال راحت برو 🙂🙂🙂 ..... تقریبا داد زدم : نفهم خر گاومیش دستت گلوله خورده بیشور الکی که نگرانت نیستم تقصیر من بود گلوله خوردی خره 😤😤😤😤 .... پسره : 🤐🤐🤐🤐 .....دهن باز کرد تا حرف بزنه اما یهو .......
یکی از پشت سر من شلیک کرد دقیق از کنار گوشم رد شد هوف نزدیک بود بخوره تو مخم و پخش زمین بشم ها🤐🤐🤐 پسره تا متوجه شد اومد تفنگ سربازه رو از دستم گرفت و داد دستش تفنگ خودشم که دستش داده بودم 🙃🙃🙃🙃 ........... و آروم و یواش از اونجا جوری که کسی نفهمه رفتم بیرون و .........
بازگشت به زمان حال 👈👈👈 ......... مارینت : خوب دیگه متوجه شدین چی به چی شد اگه نشدین بگین آدرین براتون توضیح بده من که اصن حال و حوصله ندارم 😩😬😁😁 .... جان و جی دهنشون باز مونده بود ........ یهو از دهنم پرید : ببندین اون دهناتونو مگس نره یوقت .......... جی و جان با چشم گرد شده نگام کردن ولی آدرین بی جنبه پقی زد زیر خنده😂😂😂😂😂 ..... آدرین : وای تو چقدر باحالی دختر 😂😂😂 ....... بی میل به تعریفش گفتم : جنابعالی ام ببند که پشه میره 😜😜😜 .... اوففففففف دلم خنک شد ها اساسی پنچر شد بدبخت ............. جان گفت :
دوستای گلم 💖💖😍 امیدوارم که خوشتون اومده باشه ❤️❤️ کامنت و لایک فالو فراموش نشه لطفا گلم ❤️❤️
نتیجه 1
لایک و کامنت و فالو فراموش نشه عزیزم 😍 فالو = فالو
نتیجه 2
لایک و کامنت و فالو فراموش نشه عزیزم 😍 فالو = فالو
نتیجه 3
لایک و کامنت و فالو فراموش نشه عزیزم 😍 فالو = فالو
نتیجه 4
لایک و کامنت و فالو فراموش نشه عزیزم 😍 فالو = فالو
عالی بود آجی
منو ببخش کم کم میام اما دوتا خبر دارم.یه خبر بد یه خبر خوب.
خبرخوب:بابچه های فامیلمون رای گیری کردیم قرار شد داستان درباره ی مرینت و آدرین بنویسم.واما خبر بد:داستان خیالی نمینویسم.
آجی ببخش کم کم میام ولی خیلی سرم شلوغه اصلا نمی تونم کارهامو به موقع انجام بدم.خیلی سرم شلوغه ببخشید اگه یه وقت نتونستم کامنت بزارم
حدیثه جون عالی بود 😍😍😍😍😍
منتظر پارت بعدی هستم
حدیثه من فهمیدم هدفت چی هست 🤪😜😜تو ی هر دو داستانت مرینت و ادرین اینجوری کردی😜😜😜😜
عالی و طبق معمول بعد خواندن حسابت رو میرسم😜🤪😜😜😜
حدیثه جون من رو تحویل نمیگیری قهری
عالی بود مثل همیشه
وای عالی بود از خنده دل درد گرفتم 🤣🤣🤣🤣
مرسی ❤️
عالی بود❤️
پارت بعدی رو زود بذار
منتظرم ها 😉
مثل همیشه عالی نوشتی
عالییب بود آجی جون
عالی بود حدیثه جونم
راستی تستم الان منتشر شده خوشحال میشم بهش سر بزنی