
امروزه سیستم شمارشی ده دهی (ده بخشی) مرسومترین نوع شمارش است که احتمالا به این دلیل که انسانها به آسانی می توانند به کمک انگشتانشان عمل شمارش را انجام دهند شهرت بخصوصی یافته است. تمدنهایی که شبانه روز را به بخشهای کوچکتری تقسیم کردند سیستمهای شمارشی متفاوتی، بخصوص دوازده دوازدهی (12 بخشی) و شصت شصتی (60 بخشی) را مورد استفاده قراردادند.
انسان در آن دوران بدون دسترسی به نور مصنوعی، تاریکی شب یا روشنایی خورشید را به جای اینکه دو بخش از یک شبانه روز بداند، به عنوان دو قلمرو مخالف یکدیگر محسوب می کرد. بدون بهره گرفتن از ساعتهای خورشیدی تقسیم بندی بین غروب و طلوع خورشید بسیار پیچیده تر از تقسیم کردن روز بود. اگرچه در عصری که ساعتهای خورشیدی برای اولین بار مورد استفاده قرار گرفتند ستاره شناسان مصری اولین کسانی بودند که 36 ستاره ای که به مجموعه حلقه بهشتها(Circle of Heavens) معروفند و در فاصله مساوی از هم قراردارند را مشاهده نمودند. ورود به شب و پایان آن با پدیدار شدن 18 تا از این ستارگان تعیین می شد که رویت سه ستاره از این مجموعه فلق و سه تای دیگر شفق (گرگ و میش آسمان) را نشان می داد و دوره تاریکی مطلق نیز توسط 12 ستاره دیگر علامت گذاری شده بود که شب را به 12 بخش تقسیم می کرد که این کار تایید دیگری بر سیستم دوازده دوازدهی بود. در طول فرمانروایی جدید (BC 1550 – 1070) این سیستم اندازه گیری به قدری ساده شده بود که یک سری 24تایی از ستاره ها، که 12 تا از آنها ورود به شب را نشان میدادند استفاده می شد. ساعت آبی نیز برای اندازه گیری طول شب مورد استفاده میشد و شاید دقیق ترین وسیله اندازه گیری زمان در عصر قدیم بود. گاه شمار که یک نمونه از آن در معبد آمون در Karnak پیدا شده و به سال BC 1400 بر می گردد لوله ای است که سطوح داخلی آن طوری سراشیب شده که فشار آب از بالا به پایین رو به کاهش است و در روی بدنه آن علامت گذاریهایی تقسیم بندی 12 قسمتی شب در ماه های متفاوت را نشان می دهد.
وقتی که ساعات روز و شب به 12 قسمت مساوی تقسیم شدند، مفهوم 24 ساعت کاملا جا افتاد. اگر چه تا پیش از دوره Hellenistic، هنگامی که ستاره شناسان یونانی برای محاسبات نظری خود شروع به استفاده از چنین سیستمی کردند مفهوم یکساعتهای مساوی ناشناخته مانده بود. ابرخس (Hipparchus) که فعالیتهای او بین سالهای BC 147 تا 127 صورت گرفت، پیشنهاد کرد شبانه روز شامل 12 ساعت روشن و 12 ساعت تاریک (که بر اساس شبانه روز استوا اندازه گیری می شد) باشد و بدین ترتیب شبانه روز به 24 ساعت مساوی استوایی تقسیم شدند. علیرغم این پیشنهاد، عامه مردم تا چندین قرن همچنان به استفاده از یکساعتهای مساوی که تنها در طول یک فصل ثابت می ماندند مبادرت ورزیدند. (یکساعتهای مساوی تنها زمانی مرسوم شدند که ساعتهای مکانیکی برای اولین بار در قرن 14 میلادی در اروپا ساخته شدند.)
ابرخس (Hipparchus) و دیگر ستاره شناسان یونانی تکنیکهای ستاره شناسی ای که قبلا توسط بابلی هایی که در بین النهرین سکونت داشتند را به کار گرفتند. بابلی ها به کمک سیستم شصت شصتی که از سومری ها به ارث برده بودند محاسبات ستاره شناسی انجام می دادند. اگر چه معلوم نیست چرا عدد 60 انتخاب شده است، اما بطور بخصوصی برای نشان دادن کسرها مناسب است، زیرا 60 کوچکترین عددی است که بر 6 عدد (6، 5، 4، 3، 2، 1) و همچنین بر 30، 20، 15، 12، 10 بخش پذیر است.
ما مدیون تمدنهای کهن هستیم که تقسیم بندی های زمان را تعریف و حفظ کردند. جامعه مدرن هنوز هم یک روز را شامل 24 ساعت، یک ساعت را شامل 60 دقیقه و یک دقیقه را شامل 60 ثانیه می شناسد. البته پیشرفت علم اندازه گیری زمان، شیوه تعریف این یکاها را عوض کرده است. زمانی ثانیه از تقسیم کردن پدیده های ستاره شناسی به بخشهای کوچکتر تعریف می شد که سیستم بین المللی اندازه گیری یکاها (SI) ثانیه را به عنوان کسری از میانگین طول روز شمسی و بعدها آن را وابسته به سال استوایی تعریف کرد. در سال 1967 با تعریف ثانیه به عنوان طول زمان لازم برای تغییر 9,192,631,770 تراز انرژی اتم سزیم، ثانیه تعریف جدیدی پیداکرد. این توصیف مجدد، طلیعه عصر زمان گیری اتمی و ساعت هماهنگ جهانی UTC بود.
قابل توجه اینکه برای هماهنگ کردن زمان اتمی با زمان ستاره شناسی معمولا باید ثانیه های کبیسه به زمان هماهنگ جهانی UTC اضافه شوند. بنابراین، تمام دقیقه ها شامل 60 ثانیه نیستند. چند دقیقه کمیاب حدود 8 بار در هر دهه اتقاق می افتند که در واقع 61 ثانیه ای هستند.
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!