پایین و بخون
سلام کابر هیلدا هستم ، گوشیم ریست شد😐 واسه همین یه اکانت جدید زدم رمز اکانت قبلیم هم یادم نیست😐 ، دست بزنین برام 😐💔 ، اره خلاصه که همین😐💔
یه رمان جدید نوشتم😐،میراکلسیه ولی خب نه کاملا یعنی یه چیز متفاوته😐 ، همین دیگه برو بعدی خلاصه اش نوشته
اسم من مرینت دوپن چنگه ولی خب ، یه رازی دارم که هیچکس درموردش نمیدونه/ آلیا: شوخیت گرفته؟ تو همون مرینتی هستی که کشته مرده آدرین بود؟؟؟/کلویی: حد خودتو بدون دختره خبرنگار مرینت : این امروز دیگه چشه ؟ زویی : هیچی بابا یه مدل نیویورکی اومده هتل ما و از قضا ..... مرینت : مدل نیویورکی ها(با عصبانیت) /مرینت: تو عقل تو کلت هست ؟ناشناس : خودت چی فکر میکنی ؟/ دختری با گذشته ای تاریک ، قولی که شکسته شد ،/ مرینت : اگه دستت به لایلا بخوره ..... خودم میکشمت/ ناشناس : هدف شناسایی شد ، سه ، دو ، یک شلیک ..../
خب داستان ژانر معمایی ، عاشقانه، و در بعضی مواقع اکشن داره ، داستان مثل سریال شروع میشه یعنی مرینت لیدی باگ هست و آدرین کت نوار و آلیا هویت مرینت رو میدونه ولی اینجا مرینت هنوز همه معجزه گر ها رو به دست نیاورده یعنی استاد فو هنوز هست ، و بقیه داستان رو لو نمیدونم ، اگه بخوام کم کم بزارم ۱۲ تا پارت آماده اس ولی اگه بخوام زیاد بزارم هر پارت رو فکر کنم هفت یا هشت تا پارت الان آماده اس ، خب اگه توست دارین بزارم تو کامنت ها بگین 😁
حتی الان یادم نیست که بهت گفتم چند سالمه یا نه😐
به هر حال یلدا ۱۲😑
خوشبختم آجو😐❤😁
چرا احساس میکنم فقط ما سه نفر وجود داریم 😐
یه ترکیب برای اسم هر سه تامون پیدا کنید😂💔
یه سوال هر روز پارت بدم یا یه روز در میون ؟
هر جور برات راحت تره
فقط مثل این مرضیه نکنی😑
نه هرکاری کنم مثل مرضیه نمیکنم😐💔
حتما بزارررر داستانووووو😍
فقط من یه چیزیو نگرفتم
چرا مرینت باید با لایلا انقد اوکی باشه
ووووفذتجرحزتخزخ حتر زودتر بزارررر💔😂
دیگه اون رازه😔😂❤
ما خودمون رازیم😂💔
😐😂
😂
به سلامتی😐 واقعا به حافظت افتخار میکنم😐😂
خودمم به خودم افتخار میکنم😔😂💔
منم به تو افتخار میکنم😐
تشکر تشکر😂❤
خواهش👍🏻😂
وااای دل تو دلم نیست که بخونمش
حتما بزار👌🏻❤
راستی آجی میشی؟
مگ شمادو تا اجی نبودین؟😂
آجی بودیم ؟😐 حافظه آدم نیست که حافظه ماهیه😂
در هر صورت هیلدا هستم ۱۵ سالمه 😁❤
من که یادم نی😐💔😂😂
ماهی حداقل از من بهتره😂💔
😂💔