سلام دوستان لایک و کامنت یادتون نره و مارو هم دنبال کنید مرسی 😘😘
خب دوستان در پارت پیش صحبت کردیم که چه اتفاق هایی افتاد اون مرد نمیتونست بچه دار بشه برای همین رفت اون معبد اتیش زد و معجزه گر طاووس برداشت و با کلی دعوا اینا همسرش راضی شد که از اون معجزه گر استفاده کنن
وقتی که اون مرد میخواست استفاده کنه یه کوامی بیرون میاد و میگه که اگر یکی خلق کنی و منی که شکسته هستم ممکنه به روحت اسیب بزنه اما مرد نا امید شد و نخواست اینکار بکنه روز ها گذشت یکی از اون روز ها همسر اون مرد مریض شد و حالش بد بود و ارزوش این بود که یه پسر داشته باشه برای همین همسره مرد از او خواست که معجزه گر بده که استفاده کنه اما مرد موافقت نکرد
حال همسرش داشت خیلی بد میشد که اون مرد تصمیم گرفت معجزه گر بده همسرش تبدیل شد و یک پیر نوزاد خواست بعد از این اتفاق همسر اون مرد حالش بهتر شد انگار دیگه مریض نبود مدت ها با پسرش بود ولی بعد چند سال مریض شد و از دنیا رفت
میشه گفت پسره سنش بین ۴ یا ۵ بود این باعث شد که مرد خشمگین بشه دوباره به سمت معبد رفت اما هیشکی نبود بعد از اتش سوزی اما یه مرد تاجر بود که یه معجزه گر داش به نام پروانه که کلی شرارت داشت اون مرد اون معجزه گر از تاجر خرید همسرش را در سرد خونه بیمارستان نگر داشته بود با پول تا بتونه راه حلی پیدا کنه اون مرد سبانه روز تحقیق کرد و فهمید که معجزه گر گربه سیاه و دختر کفشدوزکی باعث میشود که هز ارزویی میخوای بکنی و درهمین حالت که داشتن نمایش اجرا میکردن گفتن نام مرد گابریل نام همسر امیلی نام فرزند ادرین
خب دوستان اینم از این پارت لایک و کامنت یادتون نره مارو هم دنبال کنید مرسی 😍😍 من خودم تعجب کردم اما هنوز نمایششون ادامه داره
نظرات بازدیدکنندگان (0)