
علامتها:+کوک -سانی ×جیمین ÷سول اه =هوسوک و علامت تفکراتشون یا ویو @کوک &سانمی ~جیمین #سول اه ¤هوسوک
÷خب دیگه...-وای اره ببخشید زیادی محکم بغلت کردم÷اره ولی یه چیزی فراتر از زیادی...میدونی؟-خب حالا.+دخترا نمیخوام بپرم وسط حرفتا ولی دکتر اومده سرم سانمی رو برسی کنه÷عام اره*با چشمای اشکی و فین فین کردن*دیگه باید جداشیم.-وا واسه چی؟÷منظورم بغل کردن بود:|+عاااا.من چرا اینقدر قاطیم؟نکنه به خاطر ارامبخشس؟÷تو کلا همیشه همینطوری ربطی به اثر ارامبخش ندره-عه؟÷ارع.دکتر:خانوم باید سرمتون رو عوض کنم-عا باشه.دکتر سرم رو عوض کرد و سانمی و سول اه ساعتها باهم حرف زدن تا اینکه فکشون درد گرفت:/بعد از ۳ ساعت فک زدن اینا جیمین اومد تو اتاق سانمی×سلام دخترا.-تو کی هستی دیگه؟×من جیمینم دوست کوک.-اهاااا ازت خیلی شنیدم هم از کوک هم از سو...با نیشگونی که سول اه از سانمی گرفت حرفش متوقف شد.-اااای.چتهههه وح*شی؟÷ببین فقط خفه شو صداشو در نیار.-اوکی گرفتم.باش.من که چیزی نمیدونم.÷ممنون اصلا ضایع نیسااااا اصلااااا.-از خداتم باشه.اینقدر بهت اهمیت میگم جار نزدم.÷😐×گرلز؟سانمی و سول اه باهم:ها؟×سول اه باید بیاد بیرون.سانمی هم باید با چند تا روانشناس حرف بزنه تا ببینه با کدووم راحته تا با اون ادامه بده تا حال روحیش بهتر بشه.&با چشم قره رفتن جیمین به سول اه فهمیدم یه خبرایی هس.ولی خب سول اه رفت بیرون و یه دکتر خانم اومد تو.خانوم پارک.....*واسه اسمش هیچ ایده ای ندرم تو کامنتا یه چیزی بگین*با خانوم پارک خیلییی حال کردم*لعنت به ذهن monharef😔*اصلا خیلییی پایه بود.قشنگ هم حرف میزد.قشنگ حرف دلمو بهم میگفت و حسم رو قشنگگگ توصیف میکرد.متال های قشنگی هم میزداااا.بعد از اینگه حرفشون تموم شد کوک اومد تو+هایی-های.ببین من تصمیمو گرفتم.خانوم پارک از همشون بهتره.~زود دیوونه خوبی میشن.هر دوشون دقیقه نودی تصمیم میگرن.فوق العادس.اصن عالیییییی.+باشه پس اولین جلستون همین بودا.میخوای بیشتر باهاش حرف بزنی؟-نه دیگه خسته شدم میخوام بخوابم.تو هم برو خونه.پرستارو اینا هم فعلا لازم نیس.سول اه پیشم میمونه.+مطمعنی؟-اره اره.سول اه خیلی سگ جونه با یه شب بیدار موندن پیش من چیزیش نمیشه.+باشه پس اگه تو راحتی سول اه پیشت باشه.درحالی که سول اه داشت وارد میشد تو.÷اومدم باز اومدم با رقص و اواز اومدممممم لالای لای لالای لاااای-صدات مثلا قششنگه؟÷قشنگه؟عالیه دختر عالیییییی-عااااا اعتماد به سقفتو خریدارم.÷توکه بدبخت تری یه زره هم اعتماد به نفس ندر.-باش تو خوبی.÷راستی عذا اوردم با هم بخوریم.-عه چی اوردی؟÷کیمباب-اخجونممممم.این دوتا بدبخت شامشون رو خردن و سول اه روی صندلی و سانمی رو تختش خوابید.*فردا*&بیدار شدم و موهام مثل چی بهم ریخته بود.شونه سول اه رو از کیفش برداشتم.باورم نمیشد اینقدر موهام ریخته بودددد؟وا چم شدههه؟*ادامه اسلاید بعد*
همون روز روانپزشکه خیلی نرممممم بهم گفت سرطان خون دارم.جوری که اصلاااا واسش ناراحت نشدم یه جوری که انگاه صد ساله سرطان دارم و خبر دارم واسم عادی بود.ولی هربار بهش فکر میکردم شوک بیشتری بهم وارد میشد.از شیمی درمانی و کچل کردن میترسیدم ولی خب داه هایی مثل مژه مصنوعی و تتو مصنوعی برای ابرو و کلاه گیس هست دیگه نه؟ولی شیمی درمانی رو کجای دلم بذارم؟حالا یه کاریش میکنم دیگه نه؟آه امیدوارم زنده بمونم.اون روز شوک بدی بهم وارد شد در حدی که حتی نتونستم با سول اه حرف بزنم.از سرطان نمیرم از استرس رو که قطعا میمیرم.*یه فلش فوروارد بریم؟*.......................................یک ماه بعد...امروز اخرین روز شیمی درمانیم بود و واقعا خوشحال بودم که تموم شد.تو این مدت خیلی بیشتر عاشق کوک شده بودم.یه شب...*فلش بک به ۳ هفته قبل*داستم اماده میدم که با کوک بریم رستوران شام.بهترین لباس مجلیسیمو پوشیدم.لباسم مشکی بود.لباس کوک هم مشکی بود.سر شام:-ببین کوک.باید یه چیزی بهت بگم.فقط امیدوارم تو هم مثل من باشی.ببین من....من ازت خوشم میاد.نه خوش اومدن معمولی ها..عشق منضورمه.میدونی؟+راستش منم امشب اوردمت بیرون که همینو بهت بگم.منم عاشقتم عزیزم.*برگردیم به زمان حال*اون شب بهش گفتم دوسش دارم.الان ما عاشق همیم.راستش جیمین و سول اه هم مثل ما تو همون شب یه رستوران دیگه به هم اعتراف کردن.البته حرفای من رو جیمین گفت و سول اه هم تایید کرد.
خب دیگه خسته شدم بقیش میره واسه فردا.چون من الان تو ارایشگاهم.و دارن موهامو کوتاه میکنن و من دارم واسه شما فیکشن مینویسم😐خدایی قدرمو بدونیناااا.این پایان کار نبود.حالا حالا ها تموم نمیشه.پایانشم اصلا اینجوری نیس.قشنگگگگ ۱۸۰ درجه متفاوته.فقط بگم این فیکشن اینقدر طولانیه که من تو ۳۰ سال به بعد اینا فیکشن رو تموم میکنم.تازه جاهای جنجالی و خفنش مونده هاااااا.هرموقع تموم بشه اخرش تو تیر تموم نمیشه.پس به داستانم عشق بورزین که بیشتر و زود تر+پایان قشنگ تری تحویلتون بدم:)
ناظر عزیز لطفا منتشر کن و شخصی نکن بعد از انتشار تو کامنتا بگو تا فالوت کنم و همه تستات رو لایک کنم و بهت ۶۰۰ امتیاز بدم*بابت تشکر*
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
@Akira_Agawa
درود به همگی
راسیتش راجب این فیک... دیگه نمیخوام ادامشو بنویسم. اکانتم رو هم دیگه نمیخوام...
یه چیز جدید شروع کردم. و راجب بی تی اس نیست... راستش دیگه خیلی ارمی نیستم... یعنی مثل قبل دیوونشون نیستم، فقط یه سری از اهنگاشونو دارم... و راجب فیک جدیدم: از شخصیتای توکیو ریونجرزه (بونتن) و چیزی نیست مثل این فان باشه و خیلی چیزای خشن(جنایی) توش داره و اره...خودتون میدونین چیو میگم... خومونی هم ننوشتمش. کاملا ادبی نوشتم، داستانش هم مافیاییه. تازه شروع کردم نوشتن این فیک رو. اسم نداره هنوز(کامنت بعد)
نمی خوای بزاری من که هنوز نخوندمش بعد از ۷ ماه
هی;تولدتمبارک))باآرزویبهترینها.
ادامه بده دیگه ،ما اینجا میمیریم هااا ( خانوم ها و اقایان،خلبان بمردهههه ) اگه تستچی پاک میکنه بزار تو یه سایت دیگه و لینکشم بزاررر ،ما پارت جدید میخایممم
اگه نزاری میام تو خوابت
من هنوز یادم نرفته
تو کجایییی چرا نمیزاریییی
اشک
نمینویسی نه؟؟؟؟؟😐😐😐😭😭😭
سک.تم میخوای بدی؟ 😵
چرا ادامشو نمیزازی😔😔