⚘⚘⚘⚘⚘⚘ لطفا نظر هم بدید ممنون
از دید ادرین : و بعد من و لیدی باگ به حالت اول برگشتیم و من مرینت دو دیدم یهو شکه شدم اونم تعجب کرد و بعد رفتم و یه بغل حسابی کردم و گفتم وای مای لیدی من کنار خودم بود مرینتم گفت اره . و بعد گفتیم چطوری الان اینارو به کی بسپریم مرینت گفت : فهمیدم می تونیم همون کاری کنیم که استاد فو کرد و ماهم ادا حال بدا رو دراوردیم و گفتیم سرکیف نیستیم . و بعد دو نفر اومد کمکمون و به ما کمک کردن و ماهم معجزه گرو رو بهشون دادیم .اسم دختره لیکا و اسم پسره هم یوجین بود .
از دید تیکی : به صاحب جدیدم سلام کردم و گفتم سلام همه چیزو براش توضیح دادم. از دید مرینت : من و ادرین سوار هواپیما شدیم و آماده سفر به کل دنیا شدیم.
از دید هاکماث : انگاری یه نفر درونش پر از نفرت است منم اونو شرور میکنم . و بعد شرورش کردم که اون تبدیل به یه ربات شد و مردم رو ربات بدون حرکت می کرد. از دید لیکا : اونه تیکی خال ها ی الکترونیکی روشن . و بعد رفتم و جلوش جنگیدم که یهو یه پسر اومد و گفت من پسر گربه ای هستم ومنم گفتم کفشدوزک خال سیاه هستم و بعد شکستش دادم ولی توی یک نگاه ع _ ا_ش_ق_ش_ شدم .
و بعد رفتم خونه و درسامو نوشتم و تموم کردم ولی از فکر پسر گربه ای نمی تونستم بیرون بیام.
از دید هاکماث: وای انگار قهرمانانمون عوض شدن خوب شد که پسرمو فرستادم بره وگرنه اینا گند میزدند و ادرین اسیب می دید . پایان پارت پنجم. خب باید بگم که مرینت و ادرین بازم لیدی باگ و کت نوار خواهد شد و دائم معجزه گر دستشون خواهد موند ولی تا فصل دو لیکا و یوجین معجزه گر خواهند داشت
امیدوارم که پسندید و نظر هم بدید ممنون.
نظرات بازدیدکنندگان (0)