موجها چیزهایی را میدانند که ما نمیدانیم...
گاهی دلم میخواهد از تمام صداهای دنیا فاصله بگیرم؛ از صدای آدمها، از زنگ تلفنها، از حرفهایی که نیمهکاره میمانند و سؤالهایی که هیچوقت جواب درستی برایشان پیدا نمیشود دلم میخواهد جایی بنشینم که تنها صدایی که به گوشم میرسد، صدای موجها باشد صدای آرام و پیوستهی آب؛ موجی که از دور میآید، خودش را به ساحل میرساند، چند لحظه میماند و بعد آرامآرام عقب میرود
همیشه فکر میکنم موجها چیزهایی را میدانند که ما نمیدانیم آنها بارها و بارها به ساحل برمیگردند، حتی وقتی ساحل چیزی برایشان ندارد. حتی وقتی شنها سردند، آسمان ابریست و باد با شدت میوزد. باز هم میآیند شاید راز دریا همین باشد؛ اینکه هیچوقت از برگشتن خسته نمیشود...
گاهی به موجها نگاه میکنم و فکر میکنم چقدر شبیه آدمها هستند. ما هم بارها به جاهایی برمیگردیم که یک روز از آنها فرار کردهایم. به خاطراتی که فکر میکردیم فراموششان کردهایم. به آدمهایی که تصور میکردیم دیگر اهمیتی برایمان ندارند. به حرفهایی که سالها پیش گفته شدهاند، اما هنوز جایی در ذهنمان زندهاند موج میآید و میشکند اما شکستنش پایانش نیست.. کمی عقب میرود، خودش را جمع میکند و دوباره برمیگردد شاید ما هم همینیم؛ هر بار که چیزی درونمان فرو میریزد، فکر میکنیم تمام شدهایم. فکر میکنیم دیگر چیزی برای ادامه دادن باقی نمانده اما زمان میگذرد و یک روز، بدون اینکه حتی متوجه شویم، دوباره بلند میشویم نه دقیقاً همان آدم قبلی؛ اما هنوز ایستاده...
برای من، صدای موجها شبیه موسیقی سکوت است. موسیقیای که هیچ نت مشخصی ندارد، اما همیشه میداند چه زمانی باید آرام باشد و چه زمانی بلندتر بخروشد وقتی دریا آرام است، موجها آهسته به ساحل میرسند؛ انگار نمیخواهند سکوت شب را به هم بزنند و وقتی طوفان میآید، صدایشان بلند میشود؛ انگار تمام حرفهایی را که مدتها در خودشان نگه داشتهاند، یکباره فریاد میزنند کاش آدمها هم میتوانستند همینطور باشند کاش مجبور نبودیم همیشه آرام به نظر برسیم کاش میشد گاهی خسته باشیم، گاهی سکوت کنیم، گاهی از چیزی بترسیم و گاهی فقط به جایی دور خیره شویم، بدون اینکه لازم باشد توضیح بدهیم چرا شاید به همین دلیل است که کنار دریا، آدم کمتر احساس تنهایی میکند چون دریا چیزی از تو نمیخواهد لازم نیست برایش لبخند بزنی لازم نیست بگویی حالت خوب است لازم نیست وانمود کنی چیزی ناراحتت نکرده فقط میتوانی بنشینی و گوش بدهی به موجی که میآید به موجی که میشکند به موجی که برمیگردد و شاید در میان همین رفتوآمدها، بفهمی که بعضی چیزها قرار نیست برای همیشه بمانند بعضی غمها میآیند و میروند بعضی آدمها وارد زندگیمان میشوند و روزی از آن خارج میشوند بعضی رویاها تغییر میکنند بعضی مسیرها تمام میشوند اما تمام شدن یک مسیر، همیشه به معنای تمام شدن راه نیست موجها این را بهتر از هر کسی میدانند آنها هر بار که به ساحل میرسند، تمام نمیشوند؛ فقط شکلشان عوض میشود گاهی کف سفید روی شنها هستند، گاهی قطرهای در هوا، گاهی بخشی از رودخانهای دور و گاهی دوباره همان موجی که به ساحل بازمیگردد شاید ما هم همینطوریم هر چیزی که از سر گذراندهایم، بخشی از ما شده است؛ حتی چیزهایی که دوست داشتیم هرگز اتفاق نیفتند ما از میان روزهای خوب و بد، از میان خندهها و گریهها، از میان رفتنها و ماندنها عبور میکنیم و آرامآرام تبدیل میشویم به آدمی که امروز هستیم و شاید هیچکس نداند پشت سکوت یک آدم چه تعداد موج گذشته است چه تعداد بار فرو ریخته، خودش را جمع کرده و دوباره ادامه داده برای همین، اگر روزی دیدی کسی مدت زیادی به دریا خیره شده، شاید فقط به آب نگاه نمیکند شاید دارد خودش را در موجها پیدا میکند شاید دنبال پاسخیست که هیچ انسانی نتوانسته به او بدهد شاید فقط خسته است و برای چند دقیقه میخواهد صدای دنیا را با صدای دریا عوض کند و شاید، میان صدای موجها، بالاخره به خودش یادآوری کند: قرار نیست همیشه طوفان باشد قرار نیست هر موجی که میآید، برای همیشه بماند دریا هم بعد از هر طوفان دوباره آرام میشود
پس شاید ما هم حق داشته باشیم گاهی آرام شویم حق داریم مکث کنیم نفس بکشیم به افق نگاه کنیم و بگذاریم زمان، کمی از سنگینی روزها را از روی شانههایمان بردارد
قشنگ بود
موفق باشی 🎀❤
خیلی ممنونم:)🤍✨
خیلی زیبا..
خیلی ممنون:)🤍✨
موج ها...
وای چه قشنگ بود😭💖💖
خیلی ممنونم:)🤍✨