این پست راجب یک قات.ل سریالی ژاپنی به اسم میوکی ایشیکاوا Miyuki Ishikawa هست و چون توی پست قبلیم بیشتر کامنت ها راجب اون بود تصمیم گرفتم ازش پست بسازم💘
بخش ۱ | میوکی ایشیکاوا که بود؟ Miyuki Ishikawa در سال ۱۸۹۷ در ژاپن به دنیا آمد و بعدها به عنوان ماما فعالیت کرد. او در توکیو در مرکز زایمانی Kotobuki San'in کار میکرد و در نهایت مدیریت آنجا را بر عهده گرفت. این مرکز در دورهای فعالیت میکرد که ژاپن تازه از جنگ جهانی دوم خارج شده بود. فقر، کمبود امکانات و مشکلات اجتماعی بسیار جدی بودند و بسیاری از خانوادهها برای تأمین نیازهای اولیهٔ زندگی هم مشکل داشتند. ایشیکاوا در چنین محیطی با مادران و خانوادههایی روبهرو بود که گاهی نمیتوانستند از فرزندانشان مراقبت کنند؛ موضوعی که بعدها تبدیل به بخش مهمی از پروندهٔ جنایی او شد.
بخش ۲ | خانوادههای فقیر و نوزادان بیسرپرست در آن زمان، سیستم حمایت اجتماعی ژاپن برای خانوادههایی که توانایی نگهداری از کودک را نداشتند، بسیار محدودتر از امروز بود. برخی والدین، بهخصوص خانوادههای فقیر، نوزادانشان را به مرکز میسپردند و انتظار داشتند برایشان مراقبت یا راهحلی پیدا شود. اما طبق گزارشهای پرونده، وضعیت برخی از این کودکان بهتدریج بسیار بد شد. مراقبت کافی از تعدادی از آنها انجام نمیشد و برخی در نهایت جان خود را از دست دادند. نکتهٔ مهم این است که این ماجرا صرفاً یک تصمیم ناگهانی نبود؛ گفته شده بود که این وضعیت در یک دورهٔ نسبتاً طولانی ادامه پیدا کرده و افراد مختلفی از اتفاقات داخل مرکز اطلاع داشتند.
بخش ۳ | ماجرای پول و افراد دیگری که درگیر بودند یکی از قسمتهای مهمی که معمولاً در روایتهای کوتاه حذف میشود، مسئلهٔ مالی است. ایشیکاوا و همسرش، Takeshi Ishikawa، از بعضی والدین پول دریافت میکردند و استدلال میکردند که این مبلغ از هزینهای که خانواده باید برای بزرگ کردن کودک پرداخت کند کمتر است. پزشکی به نام Shirō Nakayama نیز در پرونده مطرح شد و طبق گزارشهای تاریخی، در تهیهٔ گواهیهای فوت نقش داشت. بنابراین پرونده فقط داستان «یک ماما» نبود؛ همسر او، یک پزشک و افراد دیگری نیز در تحقیقات مطرح شدند. حتی یکی از ماماهای جوانی که در مرکز کار میکرد، در نهایت به دلیل شواهدی که نشان میداد با وضعیت موجود مخالفت کرده و تلاش کرده بود مراقبت بهتری انجام شود، تبرئه شد.
بخش ۴ | ۱۲ ژانویهٔ ۱۹۴۸؛ وقتی همهچیز لو رفت در ۱۲ ژانویهٔ ۱۹۴۸، دو مأمور پلیس از ایستگاه Waseda بهطور اتفاقی با بقایای پنج نوزاد روبهرو شدند. بررسی پزشکی نشان داد که مرگ این کودکان را نمیتوان بهسادگی مرگ طبیعی دانست. پلیس تحقیقات را شروع کرد و خیلی زود مشخص شد که موضوع بسیار بزرگتر از یک مورد منفرد است. سه روز بعد، در ۱۵ ژانویهٔ ۱۹۴۸، میوکی ایشیکاوا و همسرش دستگیر شدند. این دستگیری آغاز تحقیقات گستردهای شد که بعدها به نام Kotobuki San'in Incident شناخته شد.
بخش ۵ | تحقیقات پلیس و کشف موارد بیشتر با ادامهٔ تحقیقات، پلیس متوجه شد که موارد بیشتری با مرکز ارتباط دارند. در خانهٔ یک متصدی کفنودفن، بقایای بیش از ۴۰ نوزاد پیدا شد و در مکانی دیگر، از جمله یک معبد، حدود ۳۰ مورد دیگر کشف شد. اما اینجا یک مشکل بزرگ وجود داشت: چون اتفاقات طی مدت طولانی رخ داده بود و ثبت مرگها هم دقیق نبود، پلیس نمیتوانست با اطمینان مشخص کند دقیقاً چند کودک قربانی شدهاند. به همین دلیل، عددهای مختلفی بعدها در روزنامهها و منابع منتشر شد و همین موضوع باعث شد تعداد واقعی قربانیان تا امروز محل اختلاف باشد.
بخش ۶ | پس دقیقاً چند قربانی وجود داشت؟ در تحقیقات، ۸۴ مرگ در فاصلهٔ آوریل ۱۹۴۶ تا ژانویهٔ ۱۹۴۸ مطرح شد. دادستان ادعا کرد که از میان این موارد، برای ۲۷ نوزاد شواهد کافی برای طرح اتهام قت.ل وجود دارد. اما دادگاه در نهایت فقط ۵ مورد را برای محکومیت ثابتشده دانست.
بخش ۷ | دادگاه و حکم عجیب دادگاه منطقهٔ توکیو در ۱۱ اکتبر ۱۹۴۸ میوکی و همسرش را در پنج مورد مجرم شناخت. نکتهٔ مهم این بود که دادگاه این موارد را به شکل قت.ل از طریق کوتاهی در مراقبت بررسی کرد؛ یعنی مسئله فقط این نبود که «او شخصاً هر کودک را ک/شته باشد»، بلکه عدم انجام وظیفهٔ مراقبتی و پیامد آن در پرونده اهمیت داشت. در مرحلهٔ اول، میوکی به ۸ سال زندان و همسرش به ۴ سال زندان محکوم شدند. اما هر دو طرف درخواست تجدیدنظر کردند. در ۲۸ آوریل ۱۹۵۲، دادگاه عالی توکیو مجازات را کاهش داد و حکم میوکی به ۴ سال و حکم همسرش به ۲ سال رسید. در سال ۱۹۵۳ نیز دیوان عالی ژاپن درخواست تجدیدنظر بعدی را رد کرد.
بخش ۸ | میراث پرونده؛ چرا هنوز معروف است؟ پروندهٔ میوکی ایشیکاوا فقط به خاطر تعداد نامشخص قربانیان معروف نشد؛ بلکه یک مشکل اجتماعی بزرگ را هم آشکار کرد. ژاپن آن زمان با فقر، نبود حمایت کافی از خانوادهها، مشکلات مربوط به کودکان بیسرپرست و ضعف نظارت پزشکی روبهرو بود. پرونده همچنین بحثهای زیادی دربارهٔ مسئولیت والدین، مسئولیت پزشکان و ماماها و وظیفهٔ دولت در حمایت از کودکان ایجاد کرد. از طرف دیگر، واکنش جامعه هم جالب بود: بعضی افراد تلاش کردند مسئولیت را بیشتر متوجه والدینی بدانند که توانایی نگهداری از کودکانشان را نداشتند، در حالی که منتقدان این دیدگاه را نوعی سرزنش قربانیان و تبعیض علیه کودکان بیسرپرست میدانستند. در نتیجه، اگر بخواهیم کل ماجرا را در یک جمله خلاصه کنیم: میوکی ایشیکاوا یک ماما بود که در مرکز زایمانی تحت مدیریت او، طی سالهای پس از جنگ جهانی دوم، مرگ تعداد زیادی نوزاد رخ داد؛ نقش او و همکارانش به تحقیقات گسترده و محاکمه انجامید.
جالب بوددد
ممنونننن
ارهههه بازم بساز🖐🏻🌝
چشمممم
عااااااااللللللللییییییی خسته نباشی 🎀💓
مرسی فدات شمممم💝
عالی بود
مرسیییی💘
این چه عکساییه گذاشتی من یه ساعت دیگه میخوام بخوابم-
خواب های خوب میبینییی😂
عام...
باعث شدین من دوباره برگردم و عکس ها رو ببینم
سازنده خسته نباشین
عالی بود
باعث شدین من دوباره برگردم و عکس ها رو ببینم
سازنده خسته نباشین
عالی بود
________
مرسیییی💖😂