جینی👩🏼🦰
خب،صبح که بیدار میشی و می خوای به سرسرا که تو پله ها جینی رو میبینی.جینی میاد سمت و میگه: _سلام(.......)،حالت چطوره؟وقت داری تو محوطه بگردیم؟لونا هم امروز میره به هشت پای دریاچه غذا بده. میری روی میز گروهت میشینی و خدا خدا میکنی صبحانه امروز خوب باشه چون واسه دیروز تخم مرغ نپخته و نون بیات خوردین.(جن ها حواسشون پرت بود.)
صبحانه رو خوردین که تخم مرغ خوشمزه و بیکن بود.میری دنبال جینی بگردی که برین تو محوطه،چون خیلی وقته تو محوطه نرفتی. همین که وارد محوطه میشی جینی رو کنار لونا میبینی که کنار دریاچه وایسادن و حرف میزنن.میری جلو و میگی: _ سلام لونا،جینی من آمادم بریم. لونا با همان حالت عجیب غریبش گفت: _ سلام. راه میفتین و جینی کلی از اون جوک های فرد و جرج میگه.
اول یه سر به زمین کوییدیچ میزنین و با جارو سواری میکنین که اسلیترینی ها از راه میرسن و میگن زمین رو اجاره کردن.جینی داشت طلسم بالا آوردن حلزون رو اجرا میکرد که تو جلوشو گرفتی و رفتین اطراف کلبه هاگرید.
یه جای کنار کلبه هاگرید میشینید که جینی پیشنهاد میکنه برین نزدیک جنگل ممنوعه. خیلی میترسی اما قبول میکنی و میرین نزدیک.جینی میگه: _ اونجا رو ببین یه تک شاخه.اون ور هم یه یه چیز شبیه پرنده ست،نه بیشتر شبیه هیپوگرفه.یه برگ تکون خورد شاید تسترال باشه! جینی دیگه کاملا وارد جنگل شده بود.تو گفتی: _ جینی بر گرد اگه ببیننمون کلی امتیاز کم می شه ها!
سلام پستت قشنگ بود ولی کاورت به موضوع مربوط نبود و کیفیت عکسی که از جنی گذاشته بودی خیلی پایین بود 💞
بنظرم اگر یزره بیشتر روی کاورت کار کنی و عکسات با کیفیت باشه یه روز یه کاربر خیلی معروف می شی!
منتظر پست ها ی جدیدت هستم