آیا شخصیتهای انیمیشنهای دیزنی و پیکسار هم مثل ما آدمها با اضطراب روبرو میشن؟ 🤔 توی این پست، ۵ شخصیت خاص رو از زیر ذرهبین من ببینید که اضطراب، بخشی از داستان اونهاست.
1. درون و بیرون – رایلی نقلمکان به جایی جدید که در آن کسی را نمیشناسید برای یک دختر که در سالهای پیش از نوجوانی است ترسناک است. این دو اتفاق را در یک زمان تصور کنید و ما رایلی را میبینیم که این احساسات را به شکلی واقعی پشت سر میگذارد. شادی سعی کرد غم و اندوه در زندگی رایلی دخالت نکند، اضطراب رایلی را هدایت میکرد و میخواست که خوشحال باشد. رایلی میترسید که پدر و مادرش را نگران کند و فقط میخواست احساس شادی کند، بنابراین شادی سعی کرد با نگهداشتن غم و اندوه و تمام احساسات ناراحتکننده در اعماق ذهنش (به معنای واقعی کلمه) شادی را تحمیل کند.این پاسخ سالم نیست و برای رفع مشکلاتی که باعث احساسات غمانگیز، درماندگی و اضطراب میشود و بدن شما را تحتتأثیر قرار میدهد، کاربردی ندارد. رایلی نیاز داشت در مورد احساسات خود صحبت کند تا بهتر شود. او باید با غم خود روبهرو میشد.
2. در جستوجوی نمو – مارلین مارلین بهوضوح از اضطراب، استرس پس از سانحه و وسواس رنج میبرد و او حتی اجازه نمیدهد که نمو بدون انجام یک مراسم از خانه خارج شود. مارلین همچنین دارای اضطراب جدایی است و بهمحض اینکه نمو از دید او دور میشود، اضطراب مارلین باعث میشود باور کند که بدترین اتفاق خواهد افتاد. همینطور استرس پس از سانحه او باعث میشود تا بدترین اتفاقی که تا به حال برایش افتاده را دوباره زنده کند. در این مرحله، اضطراب مارلین او را به این باور میرساند که نمو در خطر است و ممکن است بمیرد. بدن مارلین وارد حالت جنگ و گریز میشود و آماده انجام هر کاری برای پسرش است. در سرتاسر فیلم، ما شاهد بروز اضطراب مارلین هستیم. او نگران فضاهای باز است و اضطراب او به قدری شدید است که او را از ترک خانهاش برای رفتن به دنیای بیرون بازمیدارد. و این باعث میشود که به نمو اجازه ندهد تا مستقل بزرگ شود.
3. یخزده – السا والدین السا به او آموختند که احساساتش را کنترل کند تا قدرتهایش را کنترل و سرکوب کند. اول از همه، کنترل احساسات شبیه احساس نکردن هیجانات نیست. پنهان کردن احساسات میتواند منجر به افسردگی، اضطراب و موارد دیگر شود زیرا احساسات خود را سرکوب میکنید، حل نمیکنید و منتظر انفجار میمانید. السا به جای انفجار، خود را سالها منزوی کرد، از ترس اینکه از کنترل خارج شود و به کسی آسیب بزند. مواجه نشدن با ترسهایش فقط آنها را بدتر میکرد که آرامش، نفسکشیدن و تمرکز روی احساساتش را سختتر میکرد؛ کاری که برای مقابله با آنها باید انجام میداد.اضطراب السا منجر به سالها انزوا در دوران شکلگیری زندگیاش شد که به افسردگی منجر شد. او از ترس ناشناختهها این مبارزات را از خواهرش مخفی نگه داشت. افسردگی باعث شد که السا فکر کند تنها زندگی کردن راحتتر است.
4. داستان اسباببازی – جسی جسی ترس شدیدی از انزوا و رها شدن دارد که باعث اضطرابی غیرقابلکنترل میشود. هر زمان که جسی فکر میکند که دارد به جعبه میرود دچار حمله وحشتزدگی میشود. بیننده، تنفس سریع او، تمایل او به حلقه شدن در یک توپ و پاسخ جنگ و گریز او را میبیند که چیزی جز دور شدن از موقعیت نمیخواهد. نحوه نشان دادن اضطراب به قدری قدرتمند است که بهراحتی به کودک توضیح میدهد که اضطراب چگونه است و چه احساسی دارد. در داستان اسباببازی، اضطراب جسی نقطه کانونی اصلی داستان است. در پایان میبینید که او بر این ترسها غلبه میکند تا به کسی که به او اهمیت میدهد کمک کند. جسی باید به روشی بسیار واقعبینانه بر اضطراب خود غلبه کند؛ آسان نیست اما با تشویق دوستان، او قادر به انجام آن است. این نشان میدهد که میتوان اضطراب را برطرف کرد اما به تلاش و حمایت نیاز دارد.
5. گیسوکمند – راپونزل اضطراب راپونزل یک هیولای متفاوت است. راپونزل دیدگاهی شاد دارد، شاید با توجه به اینکه ۱۸ سال در یک برج محبوس بوده و هیچ ارتباطی با دنیای خارج نداشته است. در طول فیلم، بیننده میبیند که راپونزل با زندگیاش کنار میآید و سرانجام با مردم ارتباط برقرار میکند و متوجه میشود که او شاهزادهخانم گمشدهای است که دو پدر و مادر دوستداشتنی منتظر بازگشت او به خانه هستند. اضطراب او ناشی از ترسهای معتبر است. او نمیداند باید انتظار چه چیزی را داشته باشد. ما شاهد شکسته شدن او هستیم؛ او این احساسات مضطرب را با شیدایی ناشی از آزادی و همچنین احساس گناه بهخاطر خیانت به تنها انسانی که با او ارتباط داشته، ترکیب میکند.
های کیوتی تازه واردم ممنون میشم راهنمایی کنید و پست عالی بود پرفکت 👌🏻💞
فالویی فالو کن کیوتی 🍥🍡
مایل به فرند کیوتی؟
عالی بود
خوشحالم که ویژه شددددد✨🥺
💖💖
عالییییییی
مرسی💖
عالییی بود
باید ویژه بشهههه✔✔
مرسییی❤❤
درخواست دادم