دورود ملورین صحبت میکنه امیدوارم حالتون خوب باشه،یک روز با ملورین چطوریاست؟این شما و این ولاگ عصر تا شب با ملورین! 🌝
ساعت شیش یا پنج و نیم توی حیاط خونه داییم رو فرش دراز کشیده بودم،داشتم به ولاگ و این روزگار فک میکردم (به به عجب سالم زیستی،مدونید فک کنید چون نت تموم شده بود توی گوشی نبودم🤓)گنجشک رو پشت بوم جیک جیک میکرد گفتم آبجیم یه عکس از بگیره (موجود نیست!)
آلا(دخترداییکوچیکیم)صدام کرد رفتم پیشش.من و دختردایی کوچیکم با دوستش رفتیم خونهی دوستش،دوستش هم دوتا اردک داشت آورد نازش/ماچش کردن و منم داشتم میترسیدم(😍)
بعد برگشتیم دیدم مهمون اومده یکم از راز های تاریک فامیل کرک و پرم ریخت منم یکم حرف زدم باهاشون✅دوست بچگی مامانم زنگید رفتم حاضر شدم رفتیم خونشون دوتا دختر داشت(دلی و ناری)هردوتاشم ازم کوچیکتر بودن یکم گذشت رفتیم بالکن(فارسیش میشه تراس نه؟) که به ایده ی من یه عکسم کشیدیم 👀 (تصویر موجود نیست)
دوست دلی اومد پیشش،صدام کردن منم رفتم،چون فاصلهی بین خونهی دلی و خونهی داییم کم بود دم در خونهی داییم نشستیم کلا اکیپ دلی رفتارشون عجیب بود دو سه بار دور و بر خونه رو گشتیم(چلاق شدم🌝) یه اکیپ پسر اومدن ماهم رفتیم یه دختره از اکیپمون رفت پیششون باهاشون حرف زند،دخترهاومد پیشمون گفت پیوی تورو رو میخواد، رفتم پسره رو ک.ت.ک بزنم نذاشتن 🙄
مامانم اومد رفتیم خونه داییم: خواستم برم پشت بوم دیدم آبجیم ناراحته فهمیدم گوشی رو حالت کارخانه یه کد رو یادش رفته😶🌫️رفتم پشت بوم عر زدم_(واسه تستچی واسه دوستام واسه همش)یادم اومد فوتبال داریم،یامالللللل کنان رفتم کنترل رو از پدربزرگم گرفتم دوستمم ساعتای افتتاحیه رو قاطی بهم گفته بود نیم ساعت تبلیغات نگا میکردم😐اونجام زنگ زدم به دوستم یکم باهم حرف زدیم✅
بعد آبجیم گوشی خودشو مامانم رو داد حساب نمیدونم چی چی باز کنم، (همه حیاط نشسته بودن)ساعت 10:00 بود صدام کردن دیدم اکیپ دلی بدون دلی اومده میگه بیا بریم کوچه!گفتم نمیام میخوام فوتبال نگا کنم🤓فک میکردن فوتبال فقط واسه پسرهاست،به تیپ و رفتارم گیر میدادن که تو پسری!😐
(البته تنها کسیهم که فوتبال نگا کرد من بودم و بابام) بعد شام خوردیم،نیمه اول کامل نگا کردم تازه جمله تشویقی واسه اسپانیا(یامال)ساختم you are one,Lamin yamal🥳🎉 همه رفتن بخوابن،بین دو نیمه انقد بالا پایین پریدم (مدیونی فک کنی بخاطر بیژن و بی تی اس و شکیرا بود!) نیمه دوم رو رفتم یکم ریلز انستا رو نگا کردم دوستم زنگ زد باهم حرف زدیم و بعد برد اسپانیا،رفتم خوابیدم ساعت02:20 (عکس بالا من) THE END
خوب بچه ها بخاطر حالت کارخانه عکسای که کشیده بودم نیست! یکم دیر ساختم چون سرم شلوغ بود(🤓) و آره دیگه اسلاید اضافه
ملورین بهت میگه خسته نباشییی💘
ملورین دوم میگه ممنونممم✨