اگر چند سال پیش به گیمر ها می گفتید که یک استودیوی چینی با اقتباس از یک رمان کلاسیک قرن شانزدهمی، یکی از بحث برانگیزترین بازیهای سال را میسازد، شاید خیلی ها باور نمی کردند. اما Black Myth: Wukong دقیقا همین کار رو کرد. این بازی که محصول استودیوی «گیم ساینس» است، نه تنها توجه دنیای بازی رو به خودش جلب کرد، بلکه تونست خیلی از بازیکن ها رو پای صفحههای کامپیوتر و کنسول شون بکشونه.
داستانی ریشه دار در ادبیات کهن اولین چیزی که درباره ووکانگ نظرتون رو جلب میکنه، فضای غنی و عمیق داستانیش هست. بازی بر اساس رمان کلاسیک سفر به غرب ساخته شده . اگه با این کتاب آشنا نباشید،اشکالی نداره بازی داستانش رو طوری روایت میکنه که حتی اگه چیزی از این اثر ندونید، باز هم میتونید ازش لذت ببرید، هرچند آشنایی با شخصیت ها و فضا، قطعا تجربه تون رو بهتر میکنه . در این بازی، شما نقش یه میمون جنگجو رو دارید که قراره ردپای «سون ووکانگ» رو دنبال کنه و شش یادگار از او رو پیدا کنه. این یادگارها نماد حواس شش گانه ووکانگ هستن و جمع کردنشون تبدیل به یه سفر درونی برای شخصیت اصلی میشه . برخلاف رمان که داستان سفر یه راهب برای به دست آوردن کتاب های مقدس بود، اینجا سفر بیشتر به یه ماجرای شخصی و درونی تبدیل شده که توش شخصیت اصلی باید خودش رو کشف کنه. خود کتاب یکی از چهار رمان بزرگ ادبیات چین به حساب میاد و تاثیر عمیقی روی فرهنگ عامه چین و حتی فراتر از اون گذاشته .
گیمپلی از نظر گیم پلی، ووکانگ ترکیبی جذاب از بازیهای اکشن و نقش آفرینیه. خیلیها اول فکر میکنن که این بازی شبیه دارک سولزه، ولی استودیو سازنده تاکید داشته که اینطور نیست و بازی سبک مخصوص خودش رو داره. سیستم مبارزه بازی ساده به نظر میاد اما عمق خوبی داره. شما با چوب دست معروف ووکانگ به نام «رویی جینگو بنگ» که میتونه تغییر اندازه بده، میجنگید . ضربات سبک باعث پر شدن یه نوار تمرکز میشن و با پر شدن کاملش، می تونید ضربات سنگین تری رو وارد کنید. سه حالت مختلف برای چوب دست وجود داره که هرکدوم ضربات سنگین خاص خودشون رو دارن؛ از ضربه کوبنده گرفته تا ضربات سریع و نیزه ای. نکته جالب اینجاست که در این بازی خبری از سپر یا قفل کردن ضربات دشمن نیست و تنها راه دفاع، فرار کردن و زدن به موقع هست. خیلی از بازیکن ها از این که مجبور هستن مدام حرکت کنن و حمله ها رو پیش بینی کنن، لذت می برن. اما چیزی که مبارزات رو واقعا خاص میکنه، جادوها و قدرت های ویژه ای هست که در طول بازی به دست میارید مثل جامدسازی که به شما اجازه میده برای چند ثانیه دشمن رو یخ بزنید و راحت بهش ضربه بزنید. همچنین می تونید تبدیل به موجوداتی بشید که قبلا شکست شون دادید و با قدرتهای خودشون بجنگید . این قابلیتها تنوع زیادی به مبارزات میدن و هر بازیکنی میتونه با توجه به سبک بازی خودش، ترکیب خاصی از اونها رو انتخاب کنه. وجود امکان تغییر مجدد مهارتها در هر زمان، این تنوع رو چند برابر میکنه.
نقاط قوت: زیبایی بصری و نبردهای حماسی بیدون شک یکی از بزرگترین برگ های برنده ووکانگ، گرافیک خیره کننده اش هست. از جنگل های انبوه و معابد باستانی گرفته تا کوهستان های برفی و بیابان های خشک، با جزئیات بالا طراحی شده . انگار هر لحظه از بازی، توی یه نقاشی باحال و واقع گرایانه قدم میزنید نبردهای باس بازی واقعا درخشان هستن . با موجودات افسانه ای غول پیکری روبرو می شید که هرکدوم طراحی منحصر به فرد و الگوهای حمله خاص خودشون رو دارن. این مبارزات تماشایی و نفس گیر هستن و وقتی بالاخره بعد از چندین بار تلاش، یه باس سخت رو شکست میدید، حس پیروزی و رضایت فوق العاده ای داره . بعضی از منتقدین معتقدن که ووکانگ توی بهترین لحظاتش، بی نظیره و حتی از رقبای بزرگ خودش هم بهتر عمل میکنه .
نقاط ضعف: طراحی مراحل و داستان سرایی نامنسجم اما بازی بی نقص نیست. یکی از بزرگ ترین نقدهایی که به بازی وارد شده، طراحی مراحل و محیط های آن هست . با وجود زیبایی بصری، محیط ها اغلب سردرگم کننده هستن و خبری از نقشه نیست. از طرفی، دیوارهای نامرئی آزاردهنده ای وجود دارن که جلوی پیشروی شما رو میگیرن و ممکنه بارها به جایی برخورد کنید که فکر می کنید قابل عبوره اما در واقع اینطور نیست . داستان سرایی بازی هم جای کار داره. روایت داستان بهصورت تکه تکه و با جامپ کات های ناگهانی بین فصلها انجام می شه که میتونه گیج کننده باشه. علاوه بر این، اگه با رمان سفر به غرب و شخصیت هاش آشنا نباشید، ممکنه خیلی از ارجاعات و داستان های فرعی رو درک نکنید و حس کنید بخش هایی از داستان از دستتون در رفته .
آیا ارزش تجربه کردن دارد؟ بدون شک یکی از خاص ترین بازی های سال های اخیر هست. این بازی با تکیه بر فرهنگ و اساطیر چین، تجربه ای تازه و متفاوت رو به گیمرها ارائه می ده که توی بازی های غربی به ندرت دیده می شه. گرافیک چشم نواز، مبارزات هیجان انگیز و نبردهای باس تماشایی، نقاط قوت اصلی این اثر هستن و به راحتی میتونن چشمپوشی از ضعفهایی مثل طراحی مراحل و داستانسرایی نامنسجم رو توجیه کنن. اگه به بازیهای اکشن چالش برانگیز با فضایی متفاوت و غنی علاقه دارید، حتما ووکانگ رو امتحان کنید. فقط صبور باشید؛ چون هم درگیری با باس های سخت، هم تلاش برای پیدا کردن مسیر درست، گاهی واقعا می تونه اعصابتون رو خرد کنه! ولی اگه از این چالشها لذت میبرید و به دنیای اساطیر شرق علاقه دارید، این بازی میتونه یکی از بهترین تجربه های سال براتون باشه.
☹
من گیم رو خریداری کردم اما دیدم نژا توش نبود..... 💔
دقیقا حیف که نبود...💔
من چین رو بخواطر نژا و آئوبیگ دوست دارم🗣
(نه من آئو گوانگ میخوام💔)