توی شرایطی مثل ارتفاع زیاد، انزوای شدید و خستگی طاقتفرسا بعضی افراد حضور یه همراه نامرئی رو تجربه میکنن. حضوری که گاهی اونقدر واقعی به نظر میرسه که فرد حتی باهاش ارتباط برقرار میکنه.
سندروم مرد سوم (Third Man Syndrome) به تجربهای گفته میشه که فرد توی شرایط خیلی سخت و بحرانی، مثلا توی ارتفاع زیاد، سرمای شدید، انزوا یا خستگی شدید، احساس میکنه یه نفر یا موجود دیگه هم کنارش حضور داره در حالی که واقعا کسی اونجا نیست. این حضور ممکنه فقط به شکل یه حس مبهم باشه یا فرد واقعا فکر کنه کسی رو میبینه، صدایی میشنوه یا حتی از اون «همراه» راهنمایی میگیره. این پدیده بیشتر بین کوهنوردها، کاوشگرهای قطبی و افرادی که توی شرایط خیلی سخت جسمی و روانی قرار گرفتن گزارش شده.
این اسم بیشتر به خاطر روایتهای مربوط به سفرهای اکتشافی و نوشتههای ادبی معروف شد. یکی از منابع مهمی که به این ایده کمک کرد شعر The Waste Land از تی. اس. الیوت بود. بعدها این مفهوم توی روایتهای مربوط به بقا و سفرهای سخت بیشتر مطرح شد و اصطلاح Third Man Factor براش رایج شد. البته اسمش یکم گمراهکنندهست چون این «مرد سوم» لزوما مرد نیست و حتی همیشه هم به شکل یک آدم دیده نمیشه.
یکی از معروفترین گزارشها دربارهی این پدیده مربوط به ارنست شکلتون، کاوشگر قطب جنوبه. سال ۱۹۱۶، شکلتون و دو نفر دیگه توی شرایط خیلی سخت حدود ۳۶ ساعت توی جزیرهی جورجیا جنوبی حرکت میکردن. شکلتون بعدها نوشت که در طول مسیر مدام احساس میکرد یه نفر اضافه هم همراهشونه. یعنی اونا سه نفر بودن اما حس میکردن چهار نفرن. جالب اینجاست که دو همراه دیگهش هم بعدا گفتن تجربهای شبیه همین داشتن.
بیشتر گزارشهای این تجربه مربوط به افرادیه که توی شرایط خیلی سختی بودن مثل: ارتفاع زیاد، سرمای شدید، کمبود خواب، خستگی شدید، انزوا، استرس زیاد و کمبود اکسیژن. یعنی احتمالا یه دلیل مشخص و واحد برای همهی موارد وجود نداره و ترکیبی از چند عامل میتونه روی مغز تاثیر بذاره.
در ارتفاعهای خیلی زیاد، اکسیژن کمتری به بدن و مغز میرسه. این موضوع میتونه روی چیزهایی مثل: توجه و درک محیط تاثیر بذاره. برای همین بعضی کوهنوردها در ارتفاعهای خیلی بالا دچار تجربههای ادراکی عجیب میشن. البته کمبود اکسیژن تنها توضیح ممکن برای سندروم مرد سوم نیست.
توی سال ۲۰۲۳ پژوهشگران دربارهی یه کوهنورد باتجربه گزارشی منتشر کردن که توی ارتفاع حدود ۷۵۰۰ متری وقتی داشت از کوه پایین میومد تجربهای شبیه سندروم مرد سوم داشت. اون احساس میکرد دو نفر با چراغقوه دارن به سمتش میان و میخوان نجاتش بدن. اما واقعا کسی اونجا نبود. این تجربه حدود سه ساعت طول کشید و وقتی به ارتفاع پایینتری رسید از بین رفت. پژوهشگران عواملی مثل ارتفاع، کمبود اکسیژن، خستگی، کمخوابی، کمآبی و تاریکی رو توی این تجربه موثر دونستن.
یکی از توضیحات دیگه در این مورد اینه که مغز ما دائما در حال پردازش اطلاعات مختلفه: چیزی که میبینیم، میشنویم، حس میکنیم و حتی اینکه بدنمون کجای فضا قرار داره. حالا اگه بهخاطر خستگی، استرس یا شرایط سخت، این اطلاعات درست پردازش نشن مغز ممکنه در تفسیرشون دچار اشتباه بشه و ما حس کنیم یکی دیگه هم جز ما وجود داره.
گاهی گفته میشه که مغز ممکنه برای کم کردن استرس یا کمک به فرد توی شرایط بحرانی یه «همراه» ایجاد کنه. اما هنوز نمیشه با اطمینان گفت که این پدیده یه مکانیسم دفاعی برای افزایش شانس بقاست.
جالبه که همهی افرادی که این تجربه رو داشتن ازش نترسیدن. بعضیا گفتن این حضور باعث شده احساس آرامش بیشتری داشته باشن. بعضیا هم اون رو یک تجربهی معنوی یا نوعی نیروی محافظ دونستن. از نظر علمی نمیتونیم فقط بهخاطر تجربهی یه نفر بگیم واقعا یه موجود ماورایی اونجا بوده. اما خود تجربه برای شخص میتونه کاملا واقعی به نظر برسه.
عالی بود ✨
ویژه نشه ؟
عاا مرسی خوشگلم🫠💞
🫀
عالیییی
سوالم اینه چرا فرد سوم؟ چرا فرد دوم نه-
مرسییی
سوال خوبیه🤓
واقعا😵💫🦦
واقعا جالب بود خسته نباشی💓
فکر کنم قبلا توی یه فیلم دیده بودم که شخصیت اصلی چنین چیزی رو تجربه می کنه ، اسم فیلمش سقوط بود اگر اشتباه نکنم🙆♀
مرسی فرشته💞
اعه اره منم اون فیلمه رو دیدم!
یعنی خونهمون جن نداره؟😂
😂😂
باحال بود🌝💓
مرسییی
جالبه
🫶🏻🫶🏻