دروددد خب پارت قبلی نشد مکان ها و کراکترا رو بهتون معرفی کنم پس الان بریم سراغش. بیا ادامه.☕️
خب اول باید بریم سمت راست.👉🏻
دوباره سمت راست👉🏻
و بله اومدیم محل
خب خب ببینید چه گرافیک قشنگی داره اونا که میبینید اهالی محل هستن.
این که کنارش وایسادم تقویم هست. که داخلش جشن ها یا فستیوال ها و تولد اهالی قابل مشاهده هست.
اینطوریه
اینجا بهداری/بیمارستان محل هست. و خب اینو باید بدونید که بیشتر مکان های استاردو ساعت ۹:۰۰ باز میشن و اگر زودتر برید نمیتونید وارد بشید.
اینم نمای داخل بیمارستان
اینجا که چسبیده به بیمارستان، خونه و سوپرمارکت پیِر هست.
نمایی از داخل خونه و سوپرمارکت رو میبینیم.
روی اون فلشه که بزنید میتونید ازش خرید کنید.
اینطوری.
آیتمی که میخوایم بخریم رو انتخاب میکنیم و اون خط رو هرچی ببریم جلو ، تعداد اون محصولی که انتخاب کردیم با توجه به مقدر پولمون بیشتر میشه. مثلا اگر پولمون خیلی زیاد باشه میتونیم از اون محصول ۹۹۹ تا بخریم.
خب با پیِر آشنا میشیم. میگه که.. سلام، تو آقای آره هستی. (چرا اسم خودمو گذاشتم آره🗿) کشاورز جدید! من پیر هستم، صاحب فروشگاه عمومی محلی.
الان با لیا آشنا میشیم. میگه که.. زمان خوبی را برای نقل مکان به اینجا انتخاب کردید... بهار دوستداشتنی است (اره دوستداشتنی مثل تو_🗿نه یعنی چیزه..اره)
بریم یکم تو خونه پیِر فوضولی کنیم. و یه نکته.ما نمیتونیم تو اتاق خواب کسی بریم. مگه اینکه بیشتر از ۴ تا قلبشو قرمز کرده باشیم و باهاش دوست بشیم. بعد میتونیم بریم تو اتاقش. ببینید اینجا نوشته: تو به اندازه کافی با ابیگیل دوست نیستی که وارد اتاق خوابش شوی (ابیگیل یکی دیگه از کراکترای خوشگل استاردو هست و دخترِ پیِر هست)
چرا یکی تو خونش باید کلیسا داشته باشه🗿چکار میکنی با خودت پیِر💔 تازه بعضی از روزا وسط هالِ خونه، زنِ پیِر با بقیه زنا ایروبیک کار میکنه و ورزش میکنن🤝🏻
اینم آشپزخونشون.
خب از خونه پیِر بیرون اومدیم و سمت خونه آبیه یعنی خونهی الکس ژزاب حرکت کردیم🗿🤝🏻 و یه نکته دیگه. تو سطل آشغال ملت رو بگردین بعضی وقتا چیزای خوبی توشون پیدا میشه. عه ببین کلوچه توش بود🍪 ولی مراقب باشید وقتی دارید سطل آشغالا رو میگردین بقیه شمارو نبینن وگرنه قلباشون کم میشه و از این کار خوششون نمیاد.
نمایی از خونه الکس و مادربزرگ و پدربزرگش. عیوای الکس داره تو اتاقش وزنه میزنه عیجانم🗿🤌🏻 خب دیگه زیاد نگاش نکنید موذب میشه بچه. بریم با پدربزرگش آشنا بشیم.
پیرمرد بداخلاقی هست. میگه که.. ملاقات با این همه آدم جدید آ.ز.ا.ر.د.هنده است، نه؟ (🗿خیلی مخصوصا تو)
اوهه الکس .. آشنا بشیم ببینیم چی میگه.. اوه، هی. پس تو نفر جدید هستی، نه؟ عالیه. (عالیه..بیا زنم شو عالی تر هم میشه_🗿)
از خونه الکس اومدیم بیرون و سر راه .. به به پنی خانوم. ایشون یکم خجالتی هست زیاد حرف نمیزنه باهاتون. میگه که.. اوه..سلام!. من پنی ام.
یکم جلوتر مارو رو میبینیم. ایشون توی بیمارستان پرستاره و شاید باورتون نشه.. این دخترِ رابین هست🤝🏻 میگه که.. اوه! شما همانی نیستید که تازه اسبابکشی کردهاید؟ (اره .ادرس میخوای؟🗿)
و یکم جلو تر مادربزرگ الکس رو میبینیم. زنِ همون پیرمرد بداخلاقه. پیرزن نازیه.. میگه که.. سلام و به جمع کوچک ما خوش آمدید، عزیزم! (مرسی مرسی)
خب. اینجا که جلوش وایسادم رستوران و ب.ا.ر استاردو هست. اینجا ساعت ۱۲:۰۰ به بعد بازه.
نمایی از داخلش.
خب ایشون گاس هستن. صاحب اینجا. میگه که.. خب سلام! من گاس هستم، سرآشپز و صاحب سالن استاردرو
ایشون هم امیلی هست. اینجا کار میکنه. خیاطی هم میکنه. خیلی مهربونه. میگه که.. اوه!... میتوانم این را از روی چهرهات بخوانم. قاشق اینجا در شهر پلیکان خواهی شد (اوکی)
از گاس هم میتونید خرید کنید.
عه پم(کیبوردم پم رو میکنه پشم_🗿💔) این یه خانم مشتیه. راننده اتوبوسه. و مادر پنیه🤝🏻همون دختر خجالتیه. میگه که.. هی، بچه. اسم من پم است.
اومدیم بیرون و به به! ایشون سم هست . خیلی خفنه. اسکیت بورد داره، قاشق موسیقیه. گیتار الکتریکی میزنه و گیتار معمولی. و قاشق پیتزاعه. میگه که.. سلام، من سم هستم. از آشنایی با شما خوشبختم. (منم..منم..)
اومایگاد ببین کی اینجاست.. هالی خانوم. پرنسسیه واسه خودش🤌🏻 و خواهر امیلی هست. همون مو آبیه. یه نمه مغروره. میگه که.. اوه... تو همون پسر کشاورز جدید هستی، مگه نه؟ (به تو چه_🗿)
اینجا هم خونشون هست🤝🏻 (بیا برو بزار باد بیاد🗿)
این آبیه خونه سم هست. بریم با خانوادش آشنا بشیم ..البته نه واسه امر خیر هنوز زوده🗿🤝🏻
و بله. نمای داخل خونشون.
این بچهه داداش کوچیک سم هست یعنی وینسنت. میگه که.. اوه، یک غریبه! اسم من وینسنت است (غریبه باباته_🗿💔)
ایشون مادر سم و وینسنت هست. یعنی جودی. میگه که.. اوه! تو دقیقاً آنطور که تصور میکردم نیستی... اما اشکالی ندارد! من جودی هستم. (مگه چه تصوری ازم تو ذهنت داشتی زن..🗿)
بیرون رفتم و اومدم اینجا. خونه ی لوئیس
نمایی از داخل خونه
از اونجایی که اسلایدا دارن طولانی میشن، بقیه رو تو پست بعد میگم. تا درودی دیگر بدرود☕️
وای شین اولشششش
هیچ وقت باهاش کنار نیومدم🤝🏻💔
این حرفو نزنننن جورج خیلی خوبهههه
اره بعدا مهربون تر میشه
عههه استاردو ولیییی
🛐🛐