شماهم اگه داستان یا خاطره ی ترسناکی دارید حتما برای من ارسال کنید
5 اسلاید
نتیجه
مجموع امتیاز شما
امتیاز
تعداد پاسخ صحیح
تعداد پاسخ غلط
درصد صحیح
شما به درصد سوالات پاسخ درست دادید
شماهم اگه داستان یا خاطره ی ترسناکی دارید حتما برای من ارسال کنید
محتوای این بخش توسط کاربران تولید میشود. پیش از انتشار، محتوا بهصورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی میشود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.
اینکی مال من بود👻انجا تنها جاییه که از هیچی نمیترسم
یه بار ۷ سالگیم یه خواب دیدم که (قبلا پمپ اب خراب بود اگه اب میخواستی باید می رفتی پایین و دکمه پمپ رو میزدی) اره خلاصه من رفتم پایین پمپ رو زدم ولی موقعه برگشت دوتا اسانسور بود یکی سفید یکی قرمز من رفتم تو سفید یه پسر بچه بود که لبخند خیلی خیلی ترسناکی میزد ومن واقعا از تر سیدم رفتم تو طبقه ششم خونه مون ولی اون میخواست دنبالم کنه ولی من از دستش فرار کردم...
سلام میخوام یکی از خاطرات ترسناک خودم رو بگم
وقتی حدود هشت یا نه سالم بود این مشکل رو داشتم که شبا بیدار میشدم و درست نمیتونستم بخوابم
جایی که رخت خواب مینداختم کنار مبل بود و پاهام میرسید نزدیک دسته مبل یه شب دوباره بیدار شدم
ولی این سری به خاطر یه چیز دیگه بود،احساس کردم یه چیزی داره پاهام رو قلقلک میده و وقتی بیدار شدم
یه سایه بچه گونه با دستای وحشتناک بلند دیدم که دو زانو روی دسته مبل نشسته بود
تا دیدمش خودم رو جمع کردم و همون لحظه اونم دستش رو جمع کرد و منم از ترس بیهوش شدم....
پست هات خیلی جالبه ولی از بچه ها بخواه که توی گفتگو ها برات بفرستند