تعطیلات رو از پنجشنبه شروع مینماییم... صبحمان بخیر. ساعت ۷:۰۰ صبح هست و من باید کارای زیر رو تا ساعت دوازده انجام بدم: 🔹تمیز و مرتب کردن اتاقم. 🔹تمرین برای کلاس پیانو. 🔹کنسل کردن کلاس بسکتبال. 🔹دانلود دو فیلم. 🔹صبحانه خوردن. 🔹پفک خریدن.
اتاقم رو جمع کردم. و بعد ولو شدم روی کاناپه. مامانم زنگ زد مربیم گفت که نمیرم کلاس بسکتبال. و سپس به سوی تمرین اندکی پیانو رفتیم.
رفتم کلاس پیانو و برگشتم و با عجله آماده شدم چون یکی از کاربرا قرار بود بیاد خونمون. اومد و باهم چیز میز گفتیم و اینا . یه هدیه هم داد(محربونه). اینم منو همکلاسیم یا همون پی وی خشگلم. ( بنده خود را به لیوان ماثت تشبیه نموده و اینگونه خودرا به شما ثابت کردیدم)
حالا سفر میکنیم به جمعه: بنده صبح زود( ۱۲:۴۰ ظهر) بلند میشم و حموم میرم اینجا هم بنده را مشاهده مینومایید.
بلی بلی بعد حموم مامانم گفت لباس بپوش بریم باغ نوبهار. لباس پوشیدم. صبونه نخوردم(بد غذا ام) و گوشیمو برداشتم. در تصویر استایل بنده را مشاهده میکنید. ( به پس زمینه نگاه نکنید در اسلاید های بعد توضیح میدم)
انقد اونجا قشنگ بودکه اصن غشش کردم. مجموعه عکس های باغ نوبهار:
بعدش یکم پاساژ گردی کردیم. و این مجسمه توجهمو جلب کرد پس 📸 چلیک چلیک.
روز یکشنبه: دودورودوووو. من ساعت ۲:۰۰ بعد از ظهر از خواب ناز نازیم پا میشم. مامانم گفت بیا بریم لواسان. منم که ۴ بار اونجا رفتم گفتم باشههه. ( اما خواهرم همچنان در خواب نازنازیش بود پس منم روی صندلی لم دادم)
اینجا هم از یه گلی که نمیدونم اسمش رو عکس گرفتم و خیلی ناز بود.
رفتیم توی یکی از باغ های open توی لواسان و یه گلی دیدم که خییییلی جوجو بود. توجه نکنید که کراکس پام بود🤪
وای بچه ها آفتاب خیییلی تند بود . پس رفتیم توی یه کافه دنج آب هندونه بقولیم. ویو ره ره
پیام کاکتوسگانی
یکم زیادی گشنم شد پس چی بهتر از رفتن به یه رستوران قدیمی. این گوگولیه درشه
انگار رستورانه موزه ی آثار تاریخی بود. خیلی خیلی ناز بود همه چیش . اینم یه سری عکسا که از اون رستورانه گرفتم
مسیر برگشت از لواسان...
عالی بود بهترین ولاگ💖💖💖💖💖💖💖💖
عالییی بود زیبارووو🥺🌷
خوش باشی همیشه😊😊
وای قلبمم
✨🎀❕😭
وای چه باحال عزیزممم🥰😇😍
عشقمیی
فداتشم مهربونمممم🥰❤💕
نشییی
عالی بوددد
مرسی آبجی
وای خیلیی باحالل بودد فرشتهه
فداتشم