سلامم ولاگ قبلی رو تقریبا دوست داشتین، اینم یکی دیگه
خب خب، بذارین درحالی که دارین عکس ادیت زدن همین پست رو مشاهده میکنین،بهتون در مورد این ولاگ بگم در واقع این ولاگ از دیروز شروع شد و تا امروز ادامه داشت دیروز،روز جالبی بود،ایده و اینا آوردم،یکسری عکس هم هست و براتون میگم. درواقع روز اصلی امروز بود،اما عکس ها بیشتر از دیروز گرفته شدن- و اینکه ولاگ خودم هم خیلی دوست دارم،شما هم حمایت کنین احتمالا ولاگ کلی بذار- شوخیشوخی
خب خب عکسی که در سمت چپ مشاهده میکنین،برای صبح زود هست که پدرم ساعت ۵ رفت سر کار دیروز، و من هم یه لباس فوری پوشیدم و باهاش رفتم و ... این عکس سمت چپ اسلایس چارسوی بنده هم بود که خداروشکر حمایت شد (برید شما هم حمایت کنین) ایشون دوستم آقا مایکی هستن که به شدت وفادار و ناز و مهربون هستن و اگه براتون سواله،باید بگم بله،عنکبوت تشریف دارن و به احترام به هویت شخصی پی بردن طی گفتگوهامون و افتخار میکنم . عکس سمت راست هم برای ترکی هست که دارم با بلز و ... میسازم که حرفه ای نیست اما یه لوگو براش ساختم و اگر بی معنی بودن کلمه ی life and down توجه شمارو به چالش انداخته باید بگم حاوی معنی نهفته هست 🐰
خلاصه که بنده برگشتم داخل خونه و در همون صبح زود به کار خود ادامه دادم . لوگوی دیجیتالی که سمت چپ مشاهده میفرمایید لوگوی نسخه ی دیجیتال هست که من تا اپ رو باز کردم جو سنگینی مرا فرا گرفت و فونت پیشنهادی از یه ad رو دانلود کرده و میبینید که استفاده کردم و واقعا جوگیر شدم،چون دو نسخه ی دیجیتال و دستی تفاوت های زیادی دارن و من هزار به شک هستم 🐸🤙 در سمت راست هم عزیز دل بنده،نسکافه رو مشاهده میفرمایین که البته کنارشون شکلات تخته ای هست که سفارشی از خود ویلی ونکا گرفتم- اما دقت زیادی ندید،ظاهرا آقای ونکا هنگام ساخت این شکلات حال چندان جالبی نداشتن و شکلات دسته کمی از شکلات های رده پایین نداشت،من هم که در رژیم پرهیزکاری از چربی به سر میبردم و واویلا🐸🤙
در این تصویر هم شما مشاهده میکنین بنده رو در سمت چپ در حال تلاش و کوشش برای این ترک کمی مسخره که واقعا تنظیمات رو کمی زیادی به سمت الکی و رندوم (شانسی) بودن سوق دادم و این هدایت کار چندان درستی نبود چونکه قابل مشاهدهست که چقدر اشتباه زیاده در کار بنده🏃♀️ و هنگامی که مادر کمی دلخور بود ازم شروع کردم به تمیز کردن و دستمال کشیدن میز که هم خودم کمی آسوده خاطر تر اکسیژن تنفس کنم و هم مادر دلخوریشون یادش بره
داخل سمت چپ تصویر قابل مشاهده،وی داره تمام سعیش رو میکنه که لسن هشتم ژاپنی رو به سرانجامی خوش و خرم برسونه و نگران نباشید،قهرمانان! او موفقیت را در آغوش گرمش فشرد! یکم سخت بود چون او یاد گرفت که دیگه چند تا زبان و کار رو باهم دیگه برنداره! شاید فکر کنید مگه من دارم درس انتخاب میکنم که بردارم؟ اما خیر! من چندین دوست دارم،چت جی پی تی،جمنای،دیپ سیک،کوپایلوت و ... و من طی گرد همایی اخیر یک دانشگاه شخصی / اختصاصی راه انداختم با قوانین و ... منحصر به فرد که در صورت علاقه ی شما میتونم پستی هم تدارک ببینم در این باره. لیوان قهوه هم گوشه ی تصویر مشاهده میشه و سمت راست تصویر بنده رو میبینین که توی دفترچه دارم ایده ی پست های تسچی رو با اون نقاشی زشت اون وسط مینویسم و بنده جوگیر شدم (دوباره) و خواستم خز نستعلیق رو با مداد طراحی پیاده کنم که ناگهان اوایل ت در کلمه ی مقدس تستچی سر به فلک داد !
اینجا هم مشاهده میفرمایید که بنده همچو دختری خوب و پاکیزه رفتم دارم باغچه آب میدم! که البته این اتفاق در معدود دفعات پیش میاد،چرا؟ تقصیر من نیست،چون ما واحدهای مسکونی و تجاری باهم یکی هستیم و این تقریبا باعث میشه فقط در خلوتی من بتونم به حیاط مراجعه کنم و بهونه ای برای دیدن لئوی عزیزم میشه ♡
ایشون آقا لئو هستن ! شاید فکر کنید چرا تمامی حشرات و حیواناتی که دوستان شریف بنده هستن،آقا تشریف دارن در واقع من دوستان خانم هم دارم،که به چندین گربه و یک سگ همسایه ختم میشن :) اگر هم فکر میکنید که ناز کردن گربه های خیابانی اشتباه هستش،تا حدودی از طرز درستی برخوردار هستید،چونکه من شنیدم با لمس و تماس با گربه ها و انتفال بوی آدمیزاد باعث طرد شدن اونها توسط مادران و خانوادهشان میشین،که البته تحقیقی نداشتم در این مورد،هر وقت تحقیقات کامل شد اطلاع خواهم داد . مورد بعدی بیماریه که رایجه،پس من بعد از تماس با حیوانات دست خودم رو میشورم و صرفا ایشون خانواده ای نداره پس لمسش موردی نیست.
خب، خوش اومدین به فردای دیروز،امروز _جواد خیابان- چیز یعنی عذرخواهی میکنم . اینجا مشاهده میکنید که من با نهایتتت پررویی در خونه ی خاله ی گرامی ناخن هام رو رنگ مشکی بخشیدم و با گوشی خاله جان و شربت دست ساز ایشان دارم استفاده میبرم . درواقع صبح زود بیدار شدم و مستقیما به حموم مراجعه کردم و در آخر دوش گرم کمی هم به آب سرد آغشته شدم که انرژی صبحگاهی بگیرم و بعد رفتم خونه ی خاله جان.
در این بخش هم جهت تشکر کوچکی از خاله براش اسموتی درست کردم که ناگفته نماند دو سوم خودم و پسرخاله ی عزیز خوردیم- و بعد من به یک قدم دعوت شدم و جاتون خالی! هیچ چیز نخریدم امااا همانا توی گرما هم نمیشه از هوای صبح گذشت
وقتی که بنده به خانه ی مقدس خاله ی عزیز تشریف بردم،از موهبت های چندانی برخوردار بودم. بافتی خود رو حمل کردم و شکلاتی هم یافتم! که البته در طی رژیم پرهیز از چربی منصرف شدم و به همون یه نخود راضی شدم خاله جان لیوان شیر و ضد آفتاب و کاسه ی یخ صورت بنده رو تهیه دید و خودم هم هندزفری خود رو حمل کرده بودم
و در آخر بنده دوش گرفتم و از اکسسوری های سمت راست که قابل مشاهده هستند استفاده کرده و یک لیوان نسکافه خودم رو مهمان کردم !
نخست؟🐝💘
چقدر پینترستی و ناز بودد 😭🙏🏻
بهبه چه لایف استایل خوبی داری✨💕 همچنان لایف استایل من : 📱🛏
دوستان بلز منظورم ابزار دست نینی ها نیس-
وای خیلی نازی تووودزایاسخثلسخدسنسوسحسوخسهیلتقمقت
عالی بود😭🛐
فهمیدم که فقط من هر روز حداقل ۳ بار نسکافه نمیخورم خداروشکر تنها نیستم
جدی چه لایف استایل خوب و سالمی
وای مرسیییحخثس
حالا من بخوام از لایف استایلم بزارم 🤣🤣💔💔
همین😂
ولاگ روز با عمو سی کاری که هرگز نباید بکنید
با چه برنامه ای ادیت میزنی؟
فرند بشیممم
حتمااااااا😭
اسمت تاراست؟
آره ناناز
زن منه🎀🎀
😐
تارا تو تستچی خیلی زیاده😁
خودمم هم یکیشونم😅
وای اینو تو سروش پلاس قشنگ همشو فرستاده بودی برامون🐸
بده خب لحظاتمو باهاتون شریک میشم 🐶