عنوان قصد توخین به هییچکسی رو نداره راستی من اندونزیم (قصد پز ندارما بخدا چون ولاگ سفره گفتم شاید کنجکاو شید چه شهری رفتم و اینا)
خب همه چی از پنج عصر شروع شد که رفتیم توی قطار من خیلی خوشحال بودم چون صندلی کنار پنجره رو گرفتم راهمون ۸ ساعتتت بود اما حداقل قطار مثل هواپیما نیست و نت داشتممم! ، رفتم توی تستچی ، یوتیوب ، پینترست و کلی block blast , subway surfers , Cooking madness بازی کردم
وقتی ساعت یک شب رسیدیم به شهر غریبه 😞 یک هتلی رو انتخاب کردیم و ماشین گرفتیم. راننده هه هم خیلی آدم خوب و مهربونی بود 🥰 وقتی رفتیم که اتاق بگیریم ، دیدیم هتله همه اتاقاش پر بود 😭 سعی کردیم تلفنی چندتا هتل دیگه پیدا کنیم اما همشون پر بودن. پس از از راننده هه (بیاین صداش کنیم قهرمان) خواهش کردیم تا اون که اینجارو بلده یه هتلی بهمون معرفی کنه.
من خیلی کلافه بودم چون نزدیک دو روز بود کلا ۱ ساعت خوابیده بودم + چندتا چیز دیگه و توی پست جدیدم چندتا اشتباه داشتم که باعث شد پستم اونجوری که میخواستم تمیز در نیاد (زیادی کمالگرام مطئنم هیچکس نفهمید ✌️) بعدا ویرایش زدمش
آقا قهرمان مارو به چندتا هتل برد همشون پر بودن. بازم برد پر بودن. رفت به منطقه های خارج از شهر بازم نبود😭 رفت توی همه ی کوچه ها نبود. ساعت چهار صبح شده بود و شوخی نمیکنم، ۳۰ تا هتل رفتیم و گفتن اتاق خالی ندارن (شهره توریستیه برای همین خیلی هتل داره)
احساس کردم دوربین مخفیه چونکه مگه میشه اینهمههه هتل پر باشن؟💔 بیاین یادمون نره که من حدود ۱۲ ساعت بود دستشویی نرفته بودم و داشتم میترکیدم (توی قطار نرفتم چون مرص داشتم) تازه گشنمم بود و دلم درد گرفته بود بهترین چیز این بود که بازیام رو داشتم و شنگول بودم چون هیچ کاری نیاز نبودم انجام بدم.
خلاصه ما تا ساعت ۴ ونیم صبح حدود ۴۰ -۵۰ تا هتل رفتیم رفتیم یه رستوران شبانه روزی و اونجا صبحونه گرفتیم بعد از صبحونه دلم خیلییی درد گرفت در حدی که نمیتونستم وایستم نمیدونم چرا بعد یه بستنی وانیلی گرفتم (خیلی خوب بود 😭)
و رفتیم مال چون بلاخره هتل گرفتیم ولی ساعت ۱ خالی میشد و تازه ساعت ۸ بود. ما با سه تا چمدون + کیف رفتیم مال گردی و من اینارو گرفتم 😭💖 بعدش مامانم با دوستش گفت منو خواهرم یه جایی بمونیم تا اونا میرن بعد زود برمیگردن زمانی که اونا نبودن من یهو یه حس خواب آلودگی خیلییی زیادی بهم دست داد رد داده بودم یه آدم عادی رو رونالدو دیدم 🤯🤯🤯
بعد یه باریستا رو دیدم که داشت .. خب دستش رو کرده بود زیربغلش داشت میخاروند انگشتاش نه ، کل دستش 😭🤣🤣 آخه یعنیچی تو باریستایی مرد 😭 بعدش مامانم اینا دیر کردن و منم حسابی عصبانی بودم اما دلایل منطقی ای داشتن براش بعدش رفتیم به هتل و من بهترین خواب زندگیم رو داشتم.
خوش بگذرههههههه
فداتشمم
امروز داریم برمیگردیمم
وای خوشبگذرههه
مرسیی
فردا برمیگردیم
پس شما مسافرت رفتیددد
کلی کلی بهتون خوش بگذرهه
آرهه
قربونت بشم پرستوووینبت
خدانکنههصهصههص
واییی قطار عالیه من عاشق قطارم بخاطر قطار لایکت کردممم🤭
مرسی
من جای شما مثانه و کلیم درد گرفت🥀🗿
🤣🤣
خوش بگذره دخترمم😝
فداتشم ژیناجون 🤗
دلم مسافرت میخوادددد
میری ایشالا
خوش بگذرههههه✨😭
مرسیییی 😭
عالی بود . هتله دسشویی نداشت مگه؟
اون موقع هتل نگرفته بودیم
هنوز توی ماشین بودیم
انشاا... در ادامه خوش میگذره
مرسی 😭