سلامی دیگر:) چی بگم بریم با من اشنا بشیم...به سبک داستان...
روز نهم اولین ماه سال هزار و سیصد و نود و چهار بود....باران میبارید...در آن شب بارانی ، دختری متولد شد.....گویی نام او را "آوا" گذاشتند.... مادر او ، از کودکی به اون تمارینی جهت یادگیری الفبا ، رنگ ها ، اشکال و... میداد.... اوا از کودکی علاقه ی زیادی به بزنامه های اموزش زبان انگلیسی از تلوزیون داشت.... به همین سبب ، تلفظ او در زبان انگلیسی بسیار قوی بود....
پس از شش سال....درست در زمان وجود بیماری ای به نام "کرو//نا" اوا پا به مدرسه گذاشت..... کلاس اول او بیشتر به صورت مجازی برگزار شد..... روزی معلم از بچه ها خواست تا صدای حیوان مورد علاقشان را در بیاورند....درحالی همه ی بچه ها صدای خرگوش و همستر و... درمیاوردند ، اوا صدای گوسفند دراورد.....بله! حیوان مورد علاقه ی او گوسفند بود..... سال بعد....کلاس دوم بود.... معلم او....روانشناس بود و به سبب اشتباهی ، معلم شده بود..... معلم او را به دلیل ادب فراوان نیز تحصین میکرد..... سال بعد....سال سوم ابتدایی بود.... در ان سال....گویی اوا را به عنوان شاگر اول و ساکت کلاس نیز شناختند.... معلم کلاس سوم وی ، بسیار به ریاضی اهمیت میداد و البته بسیار سختگیر بود....با اینحال....نور چشمی او اوا بود..... ولی اوا از اینکه بین او و بقیه فرق بزارن زیاد خوشش نمیامد و عذاب وجدان میگرفت......
سال بعد.....کلاس چهارم بود.... معلمی که به او افتاده بود ، حا//مله بود...پس اواسط سال با یک معلم دیگر جایگزین شد.....به گمانم وی از کلاس چهارم شروع به رفتن کلاس هایی چون: موسیقی و زبان کرد..... همانطور که قبلا اشاره کردم ، او به دلیل دیدن برنامه های اموزش زبان انگلیسی از کودکی ، تلفظ بسیار قوی ای داشت..... سال بعد ، کلاس پنجم شد....در این سال معلم شروع کرد به گیر دادن به مادر اوا ، که سال بعد او را به مدارس تیزهوشان بفرستد.....ولی مادر اوا قبول نکرد و گفت میخواهم او از بچگی اش لذت ببرد....اما چه بچگی ای؟ اوا کمی گوشه گیر شد و از ادم ها دوری میکرد....شب های زیادی را با فکر اینکه بقیه بدون اون راحت ترن و او مزاحمشان است....گریه کرد.... او کم کم به دنیای مجازی روی اورد....ارتباط گرفتن در فضای مجازی خیلی شیرین تر از ارتباط گرفتن در دنیای واقعی بود.....(ولی نه در پی وی)
جالب است بدانید....: تایپ شخصیتی وی IXSX است ولی بیشتر اوقات....ISTJ وی ظاهر خود را دوست ندارد....ولی....هیکل روفرمی ندارد و بسیار لپو است....اما فرم چشم ها و ل//ب هایش قابل قبول است..... او علاقه ی زیادی به رنگ مشکی دارد.... او علاقه ی زیادی به برنامه/سایت هایی چون: تستچی/پینترست/یوت..یوب/بله/واتس اپ/چت جی پی تی و suno دارد.... همچنین او علاقه ی زیادی به سرودن شعر و نوشتن اهنگ های انگلیسی دارد....همچنین علاقه ی زیادی به اواز خواندن.... او به سریال زیبای حقیق کیدرامر....با اهنگ ها یو لایک دت بلینک....با اهنگ فیک لاو ارمی و با انیمه ی اتک ان تایتان اوتاکو شد(همچنین و استی و مانستیز هم هست) او اصلا در کار های ورزشی استعدادی ندارد.... جدیدا یادگیری زبان کره ای را آغاز کرده است.... او علاقه ی زیادی به غذاهای دریایی دارد.... به درس علوم علاقه ی زیادی دارد..... ولی....: از مواد غذایی ای چون:گوجه/فلفل دلمهو بادمجان بدش میاید.... از رنگ نارنجی خوشش نمیاید.... او از بیرون ظاهری سرد و مغرور دارد...ولی از درون خودش را سر//زنش میکند و خود را مزاحم میبیند....اگر عصبی بشود....هرچی دیدید از چشم خودتان دیدید.....
روابط دوستی او چگونه است؟ خب....اگر زیاد پیام نداد به دلیل حس مزاحم بودن است..... زیاد ابراز علاقه با حرف و... نشان نمیده....شاید با لایک کردن پست ها و امتیاز زدن علاقش را نشان بده.... اگر دیگرحس مزاحم بودن بهش دست ندهد....بسیار پرحرف است.... معمولا یک حرف را خیلی میپیچاند و مدام میگوید: چیز....اهم...امم.... مهمولا درود یا بدرود نمیگوید....البته شاید هم گفت.....
ایشون فقط ماینههه
عسل منی شماااا
عا راستی اینم بگم که موا و میدزی هم هستم
همسنیم
اههه
چرا؟
ننوشتم اه نوشتم عه-
اره
من هزار و سیصد و نود و سه بودم😃
همسنیممممم😃😃😃
خوشبختم دخترخانوم✨
خب پس دوست شیم؟(تا ابد نمیگم مایل به فرندددد)
بشیم🤝🤝
عالییی
الان چندسالته فقط؟
۱۱