سلام هنوز قسمت اول منتشر نشده یعنی اگر اینو میبینین هول نکنین لطفا این نقد راجب بهترین سریال قرن 21 یعنی گیم اف ترونزه و ... بقیه شو قسمت اول توضیح دادم به راستی ناظرانی خوبی داریم که میبینن ما داریم زحمت میکشم و پستو رد نمیکنن و مشکلیه میگن ویرایش بزنیم خیلی ممنونم که اینبارم همکاری کنین
فصل دوم خب رسیدیم به فصل دوم و راستش اولش یه کم ترس داشتم چون فصل اول انقدر خوب بود که فکر میکردم فصل دوم نمیتونه به پاییش برسه ولی باید اعتراف کنم که اشتباه میکردم فصل دوم یه جورایی بهتر از فصل اول شده نه اینکه بگم فصل اول بد بود نه ولی فصل دوم یه چیز دیگس راستش اگه فصل اول یه مقدمه چینی سنگین و آروم بود فصل دوم دیگه داره میره تو اصل ماجرا و اینو از همون اپیزود اولش میفهمی وقتی که میبینی جین آریا داره فرار میکنه از کینگز لندینگ و همه جا داره آماده جنگ میشه راستش من که وقتی ند استارک رو از دست دادم خیلی ناراحت شدم فکر میکردم دیگه سریال بی معنی میشه ولی تازه فهمیدم که مرگ ند دقیقا همون جرقه ای بود که کل داستان رو به آتیش کشید تازه اینجاست که میفهمی بازی تاج و تخت یعنی چی فصل دوم با یه صحنه ساده ولی خیلی نمادین شروع میشه که استنیس باراتیون توی یه غار تاریک داره با یه زن قرمزپوش به اسم ملیساندره حرف میزنه راستش من اولش فکر میکردم این یه شخصیت حاشیه اس ولی بعد فهمیدم که این خانم قراره یکی از مهمترین کاراکترای کل سریال باشه چون چیزی که توی فصل دوم به چشم میاد اینه که جادو داره آروم آروم وارد میشه این دیگه خبری از اون فضای کاملا سیاسی و زمینی فصل اول نیست اینجا یه کم بوی آتیش و آخه میاد و این برای من که عاشق ژانر فانتزیم خیلی جذاب بود نکته جالب دیگه اینه که توی فصل دوم شخصیتها دارن واقعا رشد میکنن مثلا تیرون که توی فصل اول یه آدم بود اینجا میبینیم که داره جدی میشه و جوری نقشه میکشه که آدم مات میمونه یا دنریس که دیگه اون دختر ترسوی فصل اول نیست اینجا داره تبدیل به یه رهبر میشه که میخواد دنیا رو تغییر بده و راستش من با دیدن تغییرات این دو کاراکتر کلی ذوق کردم چون نشون میده سریال قرار نیست یه جا بزنه و همون شخصیتا تکرار بشن بلکه دارن پیشرفت میکنن و این نشون از قدرت نویسندگی داره یه چیز دیگه که توی فصل دوم خیلی خوبه ورود شخصیتهای جدیده مثلا استنیس که برادر رابرته و ادعای تاج و تخت داره یا زن قرمزش که یه جادوگر مرموزه یا حتی ملکه رنج و پسرشون که توی دریا سرگردونن این شخصیتا میان و داستان رو چند لایه تر میکنن راستش من که از اون شخصیتای تکراری خسته شده بودم و اینا یه نفس تازه به سریال دادن شاید بگین استنیس خشک و جدیه ولی دقیقا همین خشکی و جدیتش باعث میشه که با بقیه فرق داشته باشه و قابل باور باشه
اینجا میخوام برم سراغ شخصیتایی که توی فصل دوم واقعا درخشن و اونایی که یه کم افت کردن اول از همه بریم سراغ تیرون لنیستر که به نظرم ستاره بی رقیب این فصل تیرون توی فصل اول یه ولنگار بود که فقط شوخی میکرد و به همه میخندید ولی این فصل تیرون به عنوان دست راست پدرش قرار میگیره و مجبور میشه واقعا مدیریت کنه راستش اون صحنه هایی که تیرون داره نقشه جنگی میکشه یا داره با خواهرش سعی میکنه هماهنگ بشه واقعا نشون میده که این آدم چقدر باهوشه با اینکه همه بهش میخندن و تحقیرش میکنن ولی توی ذهنش از همه اونایی که بهش میخندن جلوتره من که وقتی تیرون رو میدیدم که داره توی شورای جنگ نظر میده کلی ذوق میکردم چون میدونستم قراره یه اتفاق بزرگ بیفته و واقعا هم همینطور شد اونجایی که تیرون با یه نقشه هوشمندانه جلوی پیشروی استنیس رو میگیره و نبرد بلک واتر رو تا حد زیادی مدیریت میکنه واقعا یکی از بهترین لحظات کل سریاله اگه توی فصل اول کسی بهت میگفت که تیرون قراره قهرمان بشه میخندیدی ولی الان میبینی که داره میشه بریم سراغ شخصیت بعدی یعنی دنریس تارگرین که این فصل یه تحول دیگه داره توی فصل اول دنریس رو دیدیم که یه دختر ترسو بود که برادرش میخواست بفروشش ولی این فصل دنریس دیگه یه ملکه واقعیه که داره توی خاور دور ارتش خودش رو میسازه راستش اون صحنه ای که دنریس میره تو آتیش و با اون تخم اژدها حرف میزنه واقعا یه نقطه عطفه ولی خب توی بعضی جاها دنریس یه کم زیادی خشن و جاه طلب میشه که شاید بعضیا ازش خوششون نیاد ولی من فکر میکنم این تغییرش منطقیه چون اون دختر ترسوی قبلی مرده و حالا یه زن جدید به دنیا اومده که میخواد همه چی رو تغییر بده حالا بریم سراغ شخصیت جدید و خیلی مهم یعنی استنیس باراتیون استنیس تو کتاب یه شخصیت خیلی پیچیده تره ولی تو سریال یکم خشک و سرد از آب درومده راستش من از استنیس خوشم اومد چون برخلاف بقیه که ادعای پادشاهی دارن استنیس واقعا به قانون اعتقاد داره و فکر میکنه به خاطر حق قانونی ش باید پادشاه بشه نه به خاطر جاه طلبی شخصی ولی خب این خشکی و جدیت باعث میشه که بعضیا ازش خوششون نیاد و ترجیح بدن راب استارک رو دوست داشته باشن که جوانتر و جذابتره ولی راستش من استنیس رو بیشتر میپسندم چون قابل باورتره ملیساندره یا همون زن قرمپوش که یکی از بحث برانگیزترین شخصیتای این فصله راستش من نمیدونم باید ازش بدم بیاد یا نه چون یه طرف خیلی مرموزه و یه طرف داره به استنیس کمک میکنه ولی روشش عجیبه مثلا اونجایی که داره مجسمه ها رو آتیش میزنه یا ادعا میکنه که خدای نوری همه چی رو میبینه یه کم ترسناکه ولی نمیشه گفت که بد هم هست شاید واقعا داره راه درست رو نشون میده یا شاید داره فریبشون میده راستش این ابهام توی شخصیت ملیساندره خیلی جذابه حالا بریم سراغ شخصیتایی که توی فصل دوم افت کردن اول از همه راب استارک که توی فصل اول خیلی دوست داشتیمش ولی این فصل راب داره اشتباهات بزرگ میکنه مثلا اونقدر که به عشقش فکر میکنه به جنگ فکر نمیکنه یا اونایی که بهش خیانت میکنن رو نمیبینه راستش من از راب توی این فصل یه کم ناامید شدم چون انتظار داشتم یه رهبر قویتر ببینم ولی بازم میدونم که داره تازه یاد میگیره جون اسنو که توی این فصل داره توی دیوار با وحشیها ماجرا میره راستش خط داستانی جان امسال یکم کسل کننده اس چون انگار هیچی نمیشه و فقط داره میرن و برمیگردن ولی خب این خط داستانی برای فصلهای بعد ضروریه پس تحملش میکنیم
و اینجا میخوام برم سراغ دو تا از مهمترین خط داستانی این فصل اولیش نبرد بلک واتره که توی کینگز لندینگ اتفاق میفته و دومی ماجراهای دنریس توی خاور دور راستش این دوتا خط داستانی مثل شب و روز میمونن یکی پر از آتیش و دود و جنگه و اون یکی پر از شن و ماسه و سیاست ولی هر دوشون به یه اندازه جذابن و نشون میدن که بازی تاج و تخت چقدر گسترده اس بیایم اول بریم سراغ نبرد بلک واتر که به نظرم یکی از بهترین اپیزودهای تاریخ تلویزیونه راستش من وقتی اولین بار این اپیزود رو دیدم نفسم تو سینه حبس شد چون تا قبلش هیچ سریالی نبرد دریایی اینقدر واقعی و نفسگیر نشون نداده بود استنیس با ناوگان عظیمش اومده بود تا کینگز لندینگ رو بگیره و تیرون با یه نقشه هوشمندانه قرار بود جلوش رو بگیره چیزی که این نبرد رو خاص میکنه اینه که فقط یه جنگ ساده نیست پر از خیانت و شجاعت و ترس و مرگه مثلا اونجایی که تیرون به سربازا روحیه میده و میره جلو تا خودش رو توی دل جنگ بزنه واقعا نشون میده که این آدم کوتوله چقدر شجاعه یا اونجایی که استنیس خودش با شمشیرش میره جلوی دروازه و همه رو به وحشت میندازه با اینکه میدونه ممکنه بمیره ولی بازم ریسک میکنه راستش من این نبرد رو چند بار دیدم و هر بار یه نکته جدید توش پیدا کردم مثلا اون لحظه ای که پادشاه جافری میخواد فرار کنه و مادرش جلوش رو میگیره این نشون میده که حتی توی اوج جنگ هم سیاست و ترس وجود داره و هیچکس واقعا شجاع نیست مگه تیرون که با اون قد کوتاه ولی با قلبی بزرگتر از همه میجنگه و بعدش وقتی که زخمی میشه و میوفته زمین و هیچکس ازش تشکر نمیکنه این واقعا تلخه ولی خب بازی تاج و تخت همینه نکته جالب اینکه توی کتاب این نبرد خیلی مفصل تره و شخصیتایی مثل دونالد نویل توش هستن که تو سریال حذف شدن و این یه کم ناراحت کنندس چون اون شخصیتا میتونستن نبرد رو عمیقتر کنن ولی خب سازنده ها مجبور بودن بخاطر بودجه و زمان یه کم کوتاهش کنن حالا بریم سراغ خط داستانی خاور دور که مربوط به دنریسه این خط داستانی با اون خط قبلی کاملا فرق داره اینجا خبری از جنگ و خون نیست بلکه سیاست و مذاکره و فریب کاری جریان داره دنریس با سه تا اژدهای کوچیکش رفته به شهر کارث و میخواد از خاندان ثروتمندش پول و کشتی بگیره تا بتونه به وستروس برگرده ولی خب همه دارن بهش میخندن و مسخره اش میکنن چون فکر میکنن یه دختر بچه بیچاره س که فقط سه تا مارمولک بالدار داره ولی دنریس باهوشتر از این حرفاس و با یه نقشه هوشمندانه تونست یکی از بزرگترین خاندانهای کارث رو فریب بده و کلی پول و کشتی بدست بیاره راستش من این بخش رو خیلی دوست داشتم چون نشون میده که دنریس با اینکه تجربه زیادی تو سیاست نداره ولی ذاتا باهوشه و داره یاد میگیره که چطور باید با این آدمای حیله گر برخورد کنه چیزی که این دو خط داستانی رو به هم وصل میکنه اینه که هر دو دارن نشون میدن که قدرت چطور به دست میاد توی نبرد بلک واتر تیرون با شجاعت و ذکاوت داره قدرت رو حفظ میکنه و توی کارث دنریس با صبر و هوشمندی داره قدرت رو بدست میاره ولی هر دوشون با یه مشکل بزرگ روبه رون و اون هم خیانت و ناامنیه مثلا تیرون با اینکه همه چی رو نجات میده ولی بعدش کسی ازش تشکر نمیکنه یا دنریس با اینکه پول و کشتی بدست میاره ولی بازم خیلیا بهش شک دارن و بهش اعتماد ندارن
خب رسیدیم به آخرین اسلاید نقد فصل دوم و اینجا دیگه وقتشه که رک و راست بگم فصل دوم با همه خوبیهاش کلی ضعف اساسی داره که نباید نادیده گرفت اولین و بزرگترین ضعف کندی بیش از حد بعضی قسمتهاس مخصوصا سه چهار اپیزود اول که انگار هیچی نمیشه فقط شخصیتا دارن حرف میزنن و به هم نگاه میکنن راستش من تو این قسمتها چند بار خواستم بزنم جلو ولی گفتم شاید یه چیزی از دست بدم ولی واقعا هیچی نبود این کندی میتونه خیلی از بیننده های تازه رو فراری بده دومین ضعف بزرگ پرداخت ضعیف به راب استارکه که توی کتاب خیلی شخصیت جذابتر و پیچیده تری داره ولی تو سریال راب رو فقط یه پسر عاشق پیشگی نشون دادن که داره اشتباه میکنه و هیچ عمق دیگه ای بهش ندادن راستش من از این سبک شخصیت پردازی سطحی ناراحت شدم چون راب میتونست یه قهرمان دوست داشتنی بشه ولی نشد سومین ضعف خط داستانی جان اسنو توی این فصل بود که واقعا کسل کننده اس جان میره با وحشیها و برمیگرده و هیچی نمیشه راستش من نمیدونم چرا اینقدر به این خط داستانی پرداختن درحالیکه شخصیتهای جذابتری مثل استنیس یا تیرون میتونستن بیشتر دیده بشن این خط داستانی حسابی حوصله سر بره و آدم رو از سریال زده میکنه چهارمین ضعف حذف شدن خیلی از شخصیتهای مهم کتاب از سریاله مثلا دونالد نویل که توی نبرد بلک واتر نقش کلیدی داشت یا ادریک استورم که توی خط داستانی استنیس مهمه حذف شدن این شخصیتا باعث شده بعضی بخشها کم عمق تر بشن و اگه کتاب خوندید حتما متوجه این کمبود میشین ششمین ضعف پایان باز و مبهم این فصله یعنی شما تا آخر فصل دوم بازم نمیدونی داستان اصلی چیه و شخصیت اصلی کیه و قراره چی بشه فقط میدونی جنگ شده و همه دارن میمیرن ولی هیچ هدفی مشخص نیست این سردرگمی برای بعضیا جذابه ولی برای من که دوست دارم یه کم خط و ربط داشته باشه آزاردهنده س حالا با همه این ضعفها بازم من میگم فصل دوم یه فصل خوب و قابل قبوله چون جرأت داشته که ریسک کنه و سبکش رو ادامه بده ولی نباید چشممون رو روی نقاط ضعف ببندیم جمع بندی من اینه که فصل دوم نسبت به فصل اول یه گام رو به جلاس ولی هنوز تا عالی شدن فاصله داره اگه از کندی و شخصیتای کسل کننده بگذریم میرسیم به نبرد بلک واتر و لحظات درخشان تیرون و دنریس که ارزشش رو داره ولی اگه حوصله ندارین شاید بهتره یه کم جلو بزنین
چه جالب منم استنیس رو تو سریال بیشتر از یکی مثل راب دوست داشتم.رو ملیساندرا هم ک راشم دروغ چرا😔😂
از سیزن چهار هم نقد نوشتی؟
وارد امتحانا شدم درگیرم ایشالله بعدا