شاید بپرسین نه بابا این سریال؟ شاید اصلا ندیدین که پیشنهاد میشه حتما ببینین امتیاز این سریال طبق راتن تومیتوز 95 که امتیاز کهکشانیه و ای ام دی بی هم بهش امتیاز 9 رو داده که یعنی شاهکاره و لقب بهترین سریال قرن برازندشه اول از همه از دوست خوبم ناظر تشکر میکنم که این پستو به دلیل اینکه فردی تحیلیلگره و احساسی به قضیه نمیکنه و نمیگه که مثلا فیلم مث اسکویید گیم بهترینه که البته جز سریال های محشر کره بعد جومونگه و دوم از کاربر بانی بابت همکاریشون تشکر میکنم
حاوی اسپویل حتما دقت کنین خب تا الان که حتما شنیدید اسم بازی تاج و تخت رو یا همون گیم اف ترونز یه سریال فانتزی هستش که شبکه اچ بی او ساخته و خیلی سریع تو کل جهان ترکوند البته حقم بود چون واقعا این سریال یه چیز دیگس ولی چیزی که باعث میشه این سریال از بقیه سریال های فانتزی جدا بشه اینه که خبری از اون قهرمان های همیشه سفید و خداگونه نیستش که بیاین همه رو نجات بدن بلکه برعکس اینجا همه چیز خاکستریه همون اول کار تو اپیزود اول میبینی یه بچه رو از برج پرت میکنن پایین اونم کی برن استارک که فک کنی قراره قهرمان اصلی باشه خودش یجورایی مقصره اینجا خبری از اون کلیشه های تکراری نیست که یه پادشاه خوب بیاد و همه چی رو درست کنه نه اینجا پادشاه هارو جلوی چشم خودت میکشن و هیچکس هم کسی رو نجات نمیده راستش من خودم اولش فکر میکردم یه سریال خون و جنگی معمولیه ولی وقتی دیالوگ هارو گوش کردم دیدم اینجا حرفایی که زده میشه بعضا از خیلی از فیلم های فلسفی عمیق تره چیزی که فصل اول رو خاص میکنه اینه که انگار دارن یه صفحه شطرنج رو بهت نشون میدن همه دارن حرکت میکنن ولی هیچکس نمیدونه حرکت بعدی چیه حتی خودت به عنوان بیننده حس میکنی یکی از مهره هایی و تازه توی همون اپیزود اول میفهمی که اگه یه اشتباه کنی ممکنه کل خونواده ات نابود بشن اینو ند استارک خوب فهمید ولی بازم نتونست کاری کنه راستش من فکر میکنم اونقدر که همه از وایت واکر ها میترسن باید از خود انسان ها هم ترسید چون توی این سریال انسان ها خیلی خطرناک تر از هر هیولایی هستن جالب تر اینکه فصل اول هیچ اژدهایی نداریم ها ها درسته اسمش بازی تاج و تخته ولی هیچ اژدهایی نیست فقط توی آخرین اپیزود یه نگاه کوتاه به تخم اژدها میندازیم و بس ولی همین فقدان اژدها خودش یه نقطه قوته چون باعث میشه تمرکز بره روی سیاست و روابط انسانی و همون چیزایی که واقعا توی دنیای خودمون هستش راستش من که از همون اپیزود اول عاشق دیالوگ های تیرون و نصیحتاهای سِرسی شدم هرچند که سِرسی رو دوست نداشتم ولی دیالوگاش حرف داشت واقعا سخته که بگی کی شخصیت اصلی فصل اول هستش بعضیا میگن ند بعضیا میگن دنریس بعضیا حتی میگن تیرون ولی به نظر من خود وستروس شخصیت اصلیه با همه خیانت هاش و قوانین عجیبش همون قوانینی که به ند استارک میگن اگه صادق باشی میمیری و اگه حیله گر باشی هم میمیری پس اصلا نمیدونی چیکار کنی خلاصه که این سریال یه تجربه جدید برای هر بیننده اس چه اونایی که کتاب خوندن چه اونایی که هیچی از دنیای فانتزی نمیدونن و فقط اومدن یه چیز جدید ببینن و من مطمئنم که تا تهش میبینن چون بازی تاج و تخت فقط یه سریال نیست یه درس بزرگه درباره اینکه قدرت چطور آدمارو تغییر میده و چطور باید توی دنیای پر از دروغ زنده موند
اینجا میخوام یه کم دقیقتر بریم توی شخصیت پردازیا راستش یه چیزی که توی فصل اول خیلی به چشم میاد اینه که نویسنده ها با کی دارن بازی میکنن مثلا ند استارک رو ببینین اولین اپیزود اونقدر شریف و درستکار معرفیش میکنن که آدم فکر میکنه این قراره تا آخرش بمونه و همه چیز رو درست کنه ولی کم کم میبینین که این شرافت بیش از حد خودش داره باعث نابودیش میشه توی دنیای وستروس کسی که زیادی رو راست میگه و زیادی به قولش پاینده محکوم به فناست و این یه درس بزرگه برای همه ما که توی دنیای واقعی هم گاهی باید رند باشی نه فقط درستکار جالب اینکه توی کتاب جورج آر آر مارتین خیلی بیشتر به افکار درونی ند پرداخته و میبینی که اون خودش هم میدونه داره اشتباه میکنه ولی بازم دست از شرافت برنمیداره اینو تو سریال خیلی کمرنگ نشون دادن که حیف شد حالا بریم سراغ شخصیت دیگه یعنی دنریس تارگرین اینجا یه دختر ترسو و برده گونه اس که برادرش داره به هر کسی میفروشش ولی کم کم توی همون فصل اول ما داریم تغییرش رو میبینیم مخصوصا اون صحنه ای که تخم اژدها رو میذاره تو آتیش و خودش هم میره توش اینجا نشون میده که یه چیزی تو وجودش هست که بقیه ندارن ولی خب تو کتاب این تحول خیلی تدریجی تره و از همون اولش میبینی که دنریس داره به خودش میاد ولی تو سریال یه کم سریع میخواستن این قهرمان سازی رو انجام بدن که به نظرم یه کم زود بود تیرون لنیستر رو که دیگه همه دوستش دارن من خودم عاشق دیالوگ هاشم مخصوصا اونجایی که به جان اسنو میگه هیچوقت فراموش نکن کی هستی چون بقیه فراموش نمیکنن این حرف خیلی عمیقه و راستش تو کتاب تیرون خیلی زننده تر و زشت تر توصیف شده ولی تو سریال پیتر دینکلیج اونقدر جذابیت داره که نمیذاره ازش متنفر بشی ولی بازم نمیشه گفت خوبه چون توی وستروس هیچکس خوب یا بد مطلق نیست سِرسی رو که همه ازش بدمون میاد ولی باید قبول کنیم که باهوشترین کاراکتر زن فصل اوله شاید خودمون نخوایم قبول کنیم ولی سِرسی بهتر از خیلیا میدونه که توی این دنیا برای زنده موندن باید بی رحم باشی و اینو تو دیالوگ معروفش با ند میگه که تو بازی رو بلد نیستی و حقم با اونه چون ند واقعا بلد نبود و همون باعث مرگش شد راستش من فکر میکنم سِرسی بد نیست فقط سیستم این دنیا اونو بد کرده و اینجا یه نقد اجتماعی پنهان هست که زنها برای بقا باید چندین برابر مردها حیله گر باشن حالا بیایم یه کم مقایسه کتاب و سریال بکنیم توی کتاب خیلی از دیالوگ های مهمتر هست که تو سریال حذف شدن مثلا شخصیتهایی مثل کت استارک توی کتاب خیلی پررنگ تره و مونولوگ های درونی بیشتری داره ولی تو سریال کت رو یه کم سطحی نشون دادن یا برایان توی کتاب نقش بیشتری تو هشدار دادن به ند داره ولی تو سریال اینا رو حذف کردن که به نظرم باعث شد بعضی از تصمیمات ند غیرمنطقی تر به نظر بیاد نکته دیگه ای که دوست دارم بگم اینه که فصل اول یه سریال سیاسی محضه و اگه دقت کنین هیچ جنگ بزرگی توش نیست فقط چند تا دوئل کوچیک و اع.دام ولی همه چیز با دیالوگ جلو میره و همینش جذابه یعنی نویسنده ها به قدری به متن و بازیگرا اعتماد دارن که نمیخوان با اکشن الکی بیننده رو سرگرم کنن بلکه میخوان با کلام و روابط انسانی مخاطب رو درگیر کنن این خیلی ارزشمنده مخصوصا توی دورانی که همه سریال ها پر از جلوه های ویژه اس
اینبار میخوام یه کم فنی تر بشم راستش خیلی از نقدایی که تا الان دیدم فقط رفتن سراغ داستان و شخصیتا ولی هیچکس نگفت که موسیقی این سریال چقدر توی فصل اول داره کار میکنه رامین جوادی که آهنگساز اصلیه واقعا شاهکار کرده یه تم اصلی ساخته که با اون صدای ویولون سرد و غمگینش انگار داری سرما رو حس میکنی خودت وقتی که اپیزود اول رو باز میکنی و اون موسیقی شروع میشه بدون اینکه هیچی از داستان بدونی یه حس یخ و تنهایی بهت دست میده که دقیقا همون چیزیه که وستروس بهش نیاز داشته جالب اینکه توی فصل اول خبری از اون تمهای حماسی و رزمی نیست بلکه همه چیز آروم و مرموزه که این خودش یه کارگردانی هوشمندانس چون میخوان بهت بگن اینجا خبری از جنگ و شمشیر نیست اینجا خبر از خنجر و زهره که توی تاریکی میزنن بریم سراغ فیلمبرداری که واقعا یه چیز دیگس تقریبا کل فصل اول با رنگهای سرد و خاکستری فیلمبرداری شده مخصوصا صحنه های شمال که دیوار بزرگ رو نشون میده انگار خود دوربین داره یخ میزنه ولی نکته جالب اینه که وقتی میرسیم به صحنه های مربوط به دنریس که توی خاور دور هستش رنگها یکدفعه گرمتر میشن و این یه تضاد بصری هوشمندانس که بهت میگه اینجا دو دنیای کاملا متفاوت دارن همزمان جلو میرن و راستش من این رو توی هیچ سریال فانتزی دیگه ای ندیدم که اینقدر هوشمندانه از رنگ برای روایت داستان استفاده کنن حالا بریم سراغ نمادها که به نظرم مهمترین بخش نقدمه اول از همه گرگهای وحشی یا همون دایرولف ها که هر کدوم از بچه های استارک یکی رو دارن و این گرگا نماد خود خونه استارکن یعنی وقتی که توی اپیزود اول یک گرگ مرده رو پیدا میکنن با یه شاخ گوزن توی گلوش این یه پیشگویی واضحه که خونه استارک قراره به دست خونه باراتیون نابود بشه چون گوزن نماد باراتیوناس و واقعا هم همینطور میشه بعدا میبینیم که رابرت باراتیون باعث نابودی ند میشه هرچند خودش نمیخواد ولی این نمادپردازی خیلی قوی بود یه نماد دیگه شاخه های درخت وایروود هست که توی شمال خیلی مهمن و ند همیشه زیر اون درختا میره و شمشیرش رو تیز میکنه این درختا تو سریال چشم و صورت دارن که نشون دهنده خدایان قدیمین و راستش توی کتاب خیلی بیشتر به این اساطیر پرداخته شده ولی تو سریال فقط یه اشاره کوتاه بهش میکنن که حیف شد چون اینا میتونستن لایه های عمیقتری به داستان بدن پیشگویی دیگه که خیلی مهمه حرفهای ملانیساره یا همون جادوگر قرمزه که توی فصل اول نیست ولی توی همون فصل اول یه اشارههایی به شاهزاده ای که قراره نجات دهنده باشه میشه که خیلیا فکر میکنن این همون دنریسه یا جان اسنو ولی راستش توی فصل اول هیچکس نمیدونه و این باعث میشه بیننده کنجکاو بمونه تا فصلهای بعد نکته دیگه اینکه من خیلی دوست دارم به دیالوگ نویسی هم اشاره کنم دیالوگهای این سریال یه چیزی بین شکسپیر و تاریخ هستن یعنی همونقدر قدیمی و سنگین هستن که حس وستروس رو بهت بدن ولی همونقدر روان و قابل فهم که خسته نشی از گوش دادن مثلا دیالوگ معروف سِرسی به ند که میگه تو بازی رو بلد نیستی یا حرف تیرون به جان که هیچوقت فراموش نکن کی هستی اینا همه رگه های فلسفی دارن و واقعا چندین بار میشه گوش کرد و هر بار یه چیز جدید ازش فهمید
خب رسیدیم به آخرین اسلاید و اینجا میخوام برخلاف خیلی از نقدایی که فقط تعریف کردن از بازی تاج و تخت بیایم یه کم رک و راست بگم که فصل اول با همه خوبیهاش کلی ضعف اساسی هم داره که شاید خیلیا نخوان بگن ولی من میگم چون نقد بی نقص یعنی این راستش اولین ضعف بزرگ فصل اول سرعت روایته یه جاهایی سریال انقدر کند پیش میره که حوصله ات سر میره مخصوصا اپیزودهای وسط که هیچ اتفاق خاصی نمیفته و فقط دیالوگ های طولانی درباره قوانین و تاریخ وستروس داره من خودم بار اول که دیدم چند جا خوابم برد و مجبور شدم دوباره عقب بزنم ببینم چی از دست دادم این یه ریسک بزرگ از طرف سازندس که فکر کردن همه مخاطبا حوصله دیدن یه سریال کاملا سیاسی و دیالوگ محور رو دارن درحالیکه خیلیا میان که یه چیز حماسی و اکشن ببینن و این میتونه باعث بشه خیلیا تو همون فصل اول سریال رو رها کنن دومین ضعف که به نظرم خیلی جدیه شخصیت پردازی بعضی از کاراکترهای زنه غیر از سِرسی و دنریس بقیه زنها خیلی کلیشه ای و یک بعدی هستن مثلا کت استارک رو ببین که فقط نقش مادر نگران رو داره و هیچ عمق دیگه ای بهش داده نشده یا میرسلا که اصلا شخصیت نداره و فقط یه عروسک نمایشیه توی کتاب اما کت خیلی باهوشتر و پیچیده تره و نظرات سیاسی داره ولی تو سریال به یه مادر غرغرو تبدیل شده که فقط میخواد بچه هاش رو نجات بده این یه عقب گرد تو فضای سریالهای مدرنه که باید به زنها هویت مستقل بدن سومین ضعف بزرگ توی فصل اول به نظرم پرداخت ضعیف به بخش فانتزی و جادویی داستانه یعنی شما تا آخرین اپیزود تقریبا هیچ جادویی نمیبینی به جز یه چند تا پیشگویی مبهم و یه تخم اژدها که تهش روشن میشه ولی هیچ اتفاقی نمیفته حالا این میتونه نظر سازنده باشه که میخوان واقعگرایانه باشه ولی از طرف دیگه اگه قراره یه سریال فانتزی باشه باید توی همون فصل اول یه چیزی به بیننده بدی که حس کنه داره یه چیز خارق العاده میبینه وگرنه خیلیا ممکنه فکر کنن که این یه سریال تاریخی صرفا سیاسی و خشنه و ازش زده بشن توی کتاب اما جادو خیلی زودتر خودش رو نشون میده ولی تو سریال این کار رو نکردن که به نظرم یه اشتباه محاسباتی بود پنجمین ضعف به نظرم پایان باز بیش از حد فصل اوله یعنی شما بعد از دیدن ۱۰ اپیزود تقریبا هیچ چیز مشخصی دستگیرت نمیشه فقط میدونی که ند استارک مرده و جنگ شروع شده ولی هیچکس نمیدونه داستان اصلی چیه هدف چیه شخصیت اصلی کیه این یه ریسکه که میتونه برای بعضیا جذاب باشه ولی برای بعضیا آزاردهنده که انگار یه فصل کامل رو فقط برای مقدمه چینی صرف کردن و هیچ نتیجه ای نمیگیرن حالا با همه این ضعفها من بازم میگم فصل اول یه شاهکار بی نظیره چون جرعت داشته قوانین سریال سازی رو بشکنه و یه سبک جدید رو معرفی کنه ولی نباید چشممون رو روی نقاط ضعفش ببندیم چون نقد منصفانه یعنی این که هم خوبیارو بگی هم بدیارو جمع بندی من اینه که گیم اف ترونز فصل اول مثل یه شراب تلخه که اولش مزه ش بهت نمیاد ولی کم کم بهش عادت میکنی و میفهمی که چقدر عمیقه ولی برای همه نیست و اینو باید قبول کنیم که مخاطب خاص خودش رو میخواد اگه از سریالای سریع و اکشن خوشتون میاد شاید این سریال برای شما نباشه ولی اگه اهل تفکر و تحلیل و صبر هستین قطعا بهترین تجربه زندگیتون رو رقم میزنه و من به شخصه از همون فصل اول عاشقش شدم با همه خوبیها و بدیهاش و به همه توصیه میکنم حداقل یه بار ببینن و بعد قضاوت کنن نه اینکه فقط براساس حرف بقیه تصمیم بگیرن
دروغ چرا سر مرگش هم ناراحت نشدم چون چوب حماقتش رو خرد،فقط دلم برای دختراش سوخت همین🫠
وای اون شوخی که اولش با جومونگ و اسکویید گیم کردی خیلی خوب بود😂
وای قابل مقایسه نیست با گیم اف ترونز خدایی