زیبایی؟وقار؟موهای دماسبی و چهرهای آرام؟مردی که انگار برای فوتبال به دنیا آمده بود اما سرنوشت تصمیم گرفت تلخترین قاب تاریخ را به نام او ثبت کند؟
اگر روزی از هواداران قدیمی فوتبال بپرسید زیباترین شماره ۱۰ تاریخ چه کسی بود،احتمالاً خیلیها قبل از اینکه نام مارادونا یا زیدان را به زبان بیاورند،از مردی حرف میزنند که به او «بودای کوچک» میگفتند.اما زندگی باجو از همان ابتدا قرار نبود شبیه قصههای قهرمانانه باشد.او در سال ۱۹۶۷،در شهر کوچک کالدوگنو ایتالیا،در خانوادهای پرجمعیت به دنیا آمد.هشتمین فرزند خانواده بود؛پسری لاغر که بیشتر از هر چیزی عاشق توپ بود.تا جایی که ساعتها در کوچهها بازی میکرد و آنقدر دریبل میزد که گاهی فراموش میکرد اصلاً قرار بوده به خانه برگردد.استعدادش خیلی زود دیده شد.اما استعداد همیشه مساوی با خوششانسی نیست.در نوزدهسالگی،وقتی همه آیندهای درخشان برایش تصور میکردند،زانویش با صدایی تلخ از هم گسست. پارگی رباط صلیبی.امروز هم کابوس هر فوتبالیستی است،چه برسد به دهه هشتاد که پزشکی ورزشی هنوز آنقدر پیشرفته نبود.پزشکان امید زیادی نداشتند.بعضیها میگفتند دیگر هرگز مثل گذشته نخواهد دوید.اما انگار باجو بلد نبود تسلیم شود.
چندین عمل جراحی،ماهها درد،فیزیوتراپیهای طاقتفرسا و تمرینهای بیپایان...و سپس او نه فقط به فوتبال برگشت،بلکه بهتر از قبل برگشت.بعدها پیراهن باشگاههایی مثل فیورنتینا،یوونتوس،میلان،بولونیا،اینتر و برشا را بر تن کرد. توپ طلا را برد. عنوان بهترین بازیکن سال جهان را گرفت. به خاطر باور عمیقش به بودیسم لقب «بودای کوچک» را گرفت و در زمین فوتبال هم درست مثل یک راهب،کمحرف،آرام و باوقار بود.اما پشت آن چهره آرام،مردی زندگی میکرد که بارها با درد جنگیده بود.شاید به همین دلیل بود که وقتی توپ را لمس میکرد،انگار تمام رنجهای زندگیاش را به زیبایی تبدیل میکرد. تا اینکه جام جهانی ۱۹۹۴ از راه رسید...؟
اگر روزی از قدیمی های فوتبال بپرسند غمگینترین تصویر تاریخ فوتبال چیست،شاید بدون فکر مردی را به یاد بیاورید که با دستانش روی کمر ایستاده،نگاهش در آسمان گم شده و توپ،خیلی دورتر از تیر دروازه،در دل شب پاسادنای آمریکا ناپدید میشود.جام جهانی ۱۹۹۴ از راه رسید.ایتالیا شروع خوبی نداشت و حتی تا آستانه حذف هم پیش رفت.باجو اما تازه بیدار شده بود. در مرحله یکهشتم،نیجریه را با گلهایش حذف کرد.در یکچهارم،اسپانیا را شکست داد.در نیمهنهایی،تقریباً به تنهایی بلغارستان را کنار زد.هرجا ایتالیا نفس کم میآورد،شماره ۱۰ از راه میرسید.با زانویی که هنوز درد میکرد.با عضلاتی که دیگر توان گذشته را نداشت.اما مگر قهرمانها از درد میترسند؟او ایتالیا را روی دوش خود تا فینال رساند.حالا فقط یک قدم مانده بود. فینال. ایتالیا مقابل برزیل. دو غول فوتبال جهان. نود دقیقه... صد و بیست دقیقه... هیچکس موفق به گلزنی نشد. برای اولین بار در تاریخ،قهرمان جام جهانی باید با ضربات پنالتی مشخص میشد.
ضربهها یکییکی زده شدند. باجو نفر آخر ایتالیا بود. قبل از او فرانکو بارزی و دانیله ماسارو پنالتی از دست داده بودند. اگر او گل نمیکرد،همهچیز تمام بود. او توپ را روی نقطه گذاشت. نفس کشید. چند قدم عقب رفت. تمام دنیا نگاهش میکرد. شاید میلیاردها نفر. بنگ! اما توپ...از بالای تیر دروازه گذشت. سکوت. نه فریادی. نه اعتراضی. فقط مردی که ایستاده بود و به آسمان خیره شده بود و سپس سرش را پایین انداخت.در همان چند ثانیه،برزیل قهرمان جهان شد.و تصویری خلق شد که تا ابد در حافظه فوتبال ماند.شاید عجیب باشد اما همان یک ضربه،سالها بیشتر از صدها گل او دیده شد.مردم فراموش کردند که اگر باجو نبود،ایتالیا اصلاً به فینال نمیرسید. فراموش کردند که او با زانویی آسیبدیده،سه مرحله حذفی را تقریباً به تنهایی فتح کرده بود.فقط همان توپی را دیدند که از آسمان پاسادنا عبور کرد.اما خودش هرگز فرار نکرد.سالها بعد گفت: «پنالتیها را فقط کسانی از دست میدهند که جرئت زدنشان را داشته باشند.» چه جملهای...او هیچوقت تقصیر را گردن زمین،باد یا شانس نینداخت.بار شکست را خودش به دوش کشید.شاید همین بود که او را بزرگتر کرد.باجو بعدها همچنان فوتبال بازی کرد،افتخارات زیادی به دست آورد و در سال ۲۰۰۴ با احترام از فوتبال خداحافظی کرد.او هنوز هم یکی از محبوبترین بازیکنان تاریخ ایتالیاست. نه فقط به خاطر دریبلهایش. نه فقط به خاطر گلهایش. بلکه چون یاد داد حتی بزرگترین اسطورهها هم ممکن است زمین بخورند. و ارزش یک انسان را نباید با آخرین ضربهاش سنجید.میگویند فوتبال بازیِ برد و باخت است.اما گاهی یک باخت،افسانهای میسازد که هزار قهرمانی نمیتواند.اگر روزی تصویر مردی را دیدید که با دستان روی کمر،به آسمان نگاه میکند،یادتان باشد او فقط پنالتی را خراب نکرد.او شجاعت این را داشت که آخرین ضربه را بزند؛ضربهای که میلیونها نفر از ترسش حتی نزدیکش هم نمیشدند. و شاید همین،بزرگترین گل زندگی روبرتو باجو بود. بعد ها مارادونا گفت :تنها تفاوت من و باجو در همان پنالتی خلاصه میشود...
خسته نباشی واقعا بهترینی هرجا که پا میذاری
میتونم یه پست درباره یه گله راموس درست کن چون ایدش با پسته تو به ذهنم رسید گفتم اجازه بگیرم
خدا من فدات شم ممنونم
واای حتما اتفاقا درست کن بیایم لذت ببریم از زیباییش
خدانکنه ممنون
عالیی بود
ممنونم
خسته نباشی خیلی خوب بودد💞
سلامت باشی ممنون
حالم حال باجو💔
واقعا افسوس
وایوای خیلی روان توضیح داده بودی واقعا خوشم اومددد
ممنونمم
عالی بود
ممنونمم
خیلی برام جالب بود!😭
خسته نباشی👏🏻✨
مممنونم
سلامت باشی
محشر مثل همیشه
ممنون زیبا😭😭😭
🌷🌷🌷
چه قشنگ بود قلمتت
ممنونم شما لطف دارید
فداتبشم💘
ماچ
وای موتورم شددد
مورمور😂
😂صحیح