به نام ایزد یکتا 🌱 درودی بر شما عزیزان🌿 در این مطلب به موضوع، دانستنی هایی مربوط به خانواده اوبایاشیکی خواهیم پرداخت.
۱. فرهنگِ «اهمیت به زیبایی و طبیعت» خاندان اوبایاشیکی، حتی در اوجِ بحران، به شدت به طبیعت و زیباییهای پیرامونشون اهمیت میدادند. عمارت اونها همیشه با باغهای اصیل ژاپنی، شکوفههای گیلاس و محیطی پر از آرامش به تصویر کشیده میشه. این یعنی اونها در دلِ ترس و اضطراب، سعی میکردند «آرامشِ بصری» برای خودشون خلق کنند. انگار آمانه و کاگایا میخواستند به فرزندانشون یاد بدن که حتی در تاریکترین زمانها، باید قدرِ زیباییهای دنیا رو دونست.
۲. رابطهی صمیمانه و نزدیک با فرزندان: یعنی برخلاف خیلی از خانوادههای اشرافیِ اون دوره که رابطهی سرد و رسمی با فرزندانشون داشتند، رابطهی آمانه و کاگایا با بچههاشون (به خصوص دخترهاشون که همیشه کنارشون بودن) خیلی صمیمانه و مملو از مهربانی بود. پوششِ هماهنگ: همیشه دیدیم که اعضای خانواده با دقت و هماهنگی لباس میپوشیدند؛ این نشوندهنده یک «نظمِ خانوادگی» و ارزش قائل شدن برای انسجامِ گروهیشونه. حضورِ همیشگی در کنارِ هم: اونها حتی در جلساتِ رسمیِ هاشیراها هم کنارِ کاگایا حضور داشتند. این یعنی برای اونها «خانواده» مهمترین اولویت بوده؛ طوری که حتی لحظاتِ سختِ کاری رو هم با هم تجربه میکردند.
۳. سبکِ زندگیِ «بسیار منظم و آدابدان» اوبایاشیکیها نمایندهی اصیلترین و قدیمیترین آدابورسومِ ژاپنی هستند. این سبک زندگی، با وجودِ سختیها، یک جور «ثبات» به اونها میداد. سنتِ دعا و نیایش: اونها هر روز برای سلامتِ هاشیراها و پیروزی بر دشمنان دعا میکردند. این کار بهشون کمک میکرد که احساسِ مسئولیتِ جمعیشون رو تقویت کنند و حس نکنند که در این مبارزه تنها هستند.
۴. زبانِ مشترکِ «سکوت و نگاه» شاید جالبترین بخشِ زندگیشون این باشه که اونها بدونِ اینکه نیاز باشه حرفهای زیادی بزنند، کاملاً همدیگه رو میفهمیدند. کاگایا همیشه با آرامش حرف میزد و آمانه با یک نگاه متوجهِ خواستهی او میشد. این نوع ارتباط، یک فضایِ خیلی امن و «خانه»گونه ایجاد کرده بود که شاید در دنیایِ خشنِ اون زمان، خیلی کمیاب بود.
تصور کن در اون عمارتِ بزرگ، وقتی هاشیراها نیستند، آمانه و کاگایا در ایوانِ عمارت نشستهاند، صدایِ وزشِ باد بینِ درختها میپیچه و اونها بدونِ حرف زدن، فقط از کنارِ هم بودن لذت میبرند… این لحظات، همان چیزی بوده که بهشون قدرت میداده تا اون بارِ سنگینِ رهبری رو تحمل کنند.
دانستنی هایی با ماهیت تاریک: ۱. زندانی در باغ طلایی عمارت اوبایاشیکی برای آنها بیشتر از اینکه یک «خانه» باشد، یک «زندانِ طلایی» بود. به دلیل نفرینِ خاندان، آنها به ندرت میتوانستند از محیطِ محافظتشدهی عمارت خارج شوند. فکرش را بکن: تو تمامِ دنیایت محدود به چند اتاق و یک باغ است، در حالی که میدانی بیرون از آن دیوارهای چوبی، دشمنانی هستند که نسلِ تو را به خاطرِ یک نفرین باستانی شکار میکنند. این «حبسِ اختیاری» برای حفظِ امنیت، به مرور زمان باعث میشود که مرز بینِ زندگی و مر.گ در ذهنِ آنها بسیار کمرنگ شود.
۲. مدیریتِ «خو.ن» و «مر.گ» به عنوانِ شغل تصور کن صبح که از خواب بیدار میشوی، اولین گزارشِ کاریات لیستِ کشتهشدگانِ دیشب توسط دشمنان است. آمانه و کاگایا هر روز با جزئیاتِ مرگِ هولناکِ انسانها و حتی هاشیراهایی که مثلِ فرزندانشان دوست داشتند، سر و کار داشتند. آنها باید همیشه «خونسرد» میماندند. این نیاز به سرکوبِ مداومِ احساسات، یک نوعِ «مرگِ تدریجیِ عاطفی» را در درونِ انسان ایجاد میکند.
۳. تناقضِ «الهی بودن» و «فانی بودن» مردم به خاندان اوبایاشیکی به چشمِ موجوداتی نیمهخدایی و رهبرانی شکستناپذیر نگاه میکردند. این «هاله تقدس» که دورِ آنها کشیده شده بود، یک فشارِ روانیِ عظیم ایجاد میکرد. آنها حق نداشتند گریه کنند، حق نداشتند ضعیف باشند یا بترسند. باید همیشه آن چهرهی سنگی و آرام را حفظ میکردند. این یعنی آنها حتی در خلوتِ خودشان هم نمیتوانستند کاملاً «انسان» باشند، چون تمامِ هستیشان در خدمتِ یک «نقش» بود.
عالییی
ممنون از شما 🪷✨
من بعد اینکه فهمیدم اوبویاشیکی پنج تا بچه داره و همشون یکی نبودن-
اصلا مو نمیزدنن
وای دقیقا😀 یعنی واقعا هم مو نمی زنن😃
عالیییییی بود🌻
ممنون 😉🌟
عالیییییی
ممنونم ازت 🌼🍀
عالی بود خسته نباشی🌠
ممنونم خوشحالم که تونسته خوب باشه🌠💫
دیمن اسلیر رو ندیدم و الان خیلی سوال درمورد اینا دارم میشه جواب بدید؟
حتما، با کمال میل 🌻
خانواده اوبایاشیکی مسئول و مدیریت کننده اصلی انیمه هستند که در تاریکی وظیفه های اصلی رو بر دوش می کشند شاید کمتر دیده شده اما با بیشترین وظیفه !
اعضای این خانواده از بیماری عجیب که از سرچشمه ای مرموز منشأ میگیره، رنج می برند و این بیماری باعث میشه که اعضای خانواده نتونن زندگی عادی داشته باشن و از همون اول بار وظیفه هایی بزرگ رو به دوش بکشند.
اها ممنونم🙏🏻
عالیییی بود🤌🏻💖
ممنون 🍀💫