فرض کنید بامداد در جادهای بسیار خلوت در حال رانندگی هستید. در کنار جاده ماشین یک خانواده را میبینید که از جاده خارج و واژگون شدهست و سرنشینان نیاز به کمک فوری دارند. چقدر احتمال دارد که به آنها کمک کنید یا با گروههای امداد تماس بگیرید؟ حالا فرض کنید همین اتفاق وسط روز و در جادهای شلوغ با ترافیک بیفتد. این بار واکنش شما چیست؟ آیا باز هم به کمک میشتابید و با گروههای امدادی تماس میگیرید؟ یا با خودتان میگویید: "بالاخره در میان کسانی که از اینجا عبور میکنند، کسی هست که بایستد و کمک کند!"
قرار بود در نیمهشب سال ۱۹۶۴ صدای فریادهای دختر جوان ۲۸ سالهای به نام کیتی جنویس دنیا را تکان دهد و مردم را تحتتأثیر قرار دهد تا به یاری او بروند، اما این اتفاق نیفتاد! کیتی جنویس در حال بازگشت به خانۀ خود بود که مردی به او حمله کرد. کیتی با او درگیر شد و در نهایت پس از دو ضربه چاقو، مرد ضارب فرار کرد. کیتی بهسمت در آپارتمان خود رفت. اما نتوانست در را باز کند و مرد ضارب هم دوباره به او حمله کرد. این بار درگیری بین آنها حدود نیمساعت طول کشید و کیتی پس از ۳۸ ضربه چاقو به قتل رسید. در تمام مدت کیتی با صدای فریاد کمکخواهی، توجه افراد نزدیک به خود را جلب کرد و حدود ۳۷ نفر هم صدای او را شنیدند و از خانههای خود شاهد درگیری بودند. اما هیچکس به جز یک مورد و آن هم با تأخیر، برای کمک به کیتی کاری نکرد و هیچکس حتی با پلیس هم تماس نگرفت. پس از این رویداد، برای نخستین بار در سال ۱۹۶۸ به پدیدهی اثر تماشاگر توجه شد.
جان مک کنون دارلی و بیب لاتانه دو پژوهشگر در حوزۀ روانشناسی اجتماعی، سعی کردند آنچه برای کیتی اتفاق افتاده بود را توضیح دهند. آن دو با طراحی آزمایشی، افرادی را در اتاقی قرار دادند و به آنها گفتند قرار است با آنها در اتاق گفتوگویی انجام شود. آنها افراد نمونه را به گروههای مختلفی تقسیم کردند. به تعدادی گفتند که در اتاق تنها هستند و به گروههای دیگر توضیح دادند که به غیر از آنها دو یا سه و حتی چهار نفر دیگر هم در اتاق حضور دارند. سپس در حین گفتوگو، صدای ضبطشدهای از ناله و کمکخواهی را پخش میکردند و واکنش فرد آزمودنی را مورد مشاهده قرار میدادند. آیا آزمودنی به کمک خواهد شتافت و یا بیتفاوت به گفتوگو ادامه میدهد؟
نتیجۀ آزمایش نشان داد زمانی که افراد فکر میکنند به غیر از خودشان افراد دیگری هم شاهد یک رویداد یا سانحۀ نامطلوب هستند، احتمال اقدام به مداخله و کمک کاهش مییابد. هر چه تعداد افراد تماشاچی کمتر باشد، احتمال اینکه افراد به کمک اقدام کنند، بیشتر میشود اما همان تماشاگران در جمعی بزرگتر، انگیزه کمک کردن کمتری دارند. این همان چیزی است که بهعنوان اثر تماشاگر شناخته میشود. در بیشتر مواقع هنگامی که هرج و مرج وجود دارد، مردم تمایل دارند به اطرافیان خود نگاه کنند و وقتی میبینند هیچ کس واکنش نشان نمیدهد، معتقدند که هیچ اقدامی لازم نیست. معمولاً در گروهیهای مجازی هر چه تعداد اعضا بیشتر باشد، احتمال اینکه افراد به سؤالات یکدیگر در گروه پاسخ دهند، کمتر است و ممکن است اکثر افراد آن درخواست را نادیده بگیرند یا پاسخ دادن به آن پرسش را به دیگران واگذار کنند. اما در گروههای کوچکتر افراد بیشتر به سؤالات یکدیگر پاسخ میدهند.
سه دلیل اصلی باعث وقوع اثر تماشاگر میشود: توزیع مسئولیت، بازدارندگی تماشاچیان و تاثیر اجتماعی. توزیع مسئولیت: پخش شدن مسئولیت را اصلیترین ریشهی اثر تماشاگر میدانند. به این معنا که در رویدادی که ده نفر شاهد دارد، هر فرد به اندازهی یکدهم حالتی که به تنهایی شاهد ماجراست، احساس مسئولیت میکند (البته در واقعیت، اینقدر هم ماجرا ساده نیست و مسئولیت، به شکل خطی و مستقیم، توزیع نمیشود). همین پخش شدن مسئولیت است که باعث میشود انگیزهی ما برای اقدام و کمک، کاهش پیدا کند. هر چه تعداد اعضای گروه بیشتر باشد، افراد مسئولیت کمتری برای اقدام به انجام کار احساس میکنند. گویا "مسئولیت همه، مسئولیت هیچکس نیست."
بازدارندگی تماشاچیان: هرچه جمع بزرگتر باشد، شرم و خجالت فرد یاریرسان بیشتر میشود و منتظر میماند تا کسی پیش قدم شود و آن فرد نیز با او همراه شود. تصور کنید همه همین فکر را بکنند، در نهایت هیچکس پیشقدم نخواهد شد! تأثیر اجتماع: انسانها، درست بودن کمک خود را از رفتار دیگر افراد گروه نتیجهگیری میکنند. در جمعهای بزرگ، عدم مداخله هر فرد، به دیگران این علامت را میدهد که شاید کمکش مناسب نباشد. عدم مداخله هر فرد، به دیگران این سیگنال را میدهد که این کار درستی نیست و از انجام آن امتناع میکنند. حال اگر فردی در این بین، از خود واکنش نشان دهد و تبدیل به تماشاگر فعال شود، ورق برمیگردد؛ در این شرایط افراد برای مشارکت و همکاری تمایل بیشتری از خود نشان میدهند.
اثر تماشاگر گاهی حتی میتواند منجر به جهل دسته جمعی شود! در این پدیده، ممکن است اعضای یک گروه، شخصا با اهداف، باورها و هنجارهای حاکم بر آن گروه مخالف باشند، اما در عموم و جلوی دیگران مخالفت خود را ابراز نمیکنند و حتی ممکن است از گروه حمایت کنند. چون به اشتباه فرض میکنند که بقیه افراد گروه همه یکسان فکر میکنند و فقط آنها هستند که همسو با بقیه نیستند. این برداشت اشتباه از آنجا ناشی میشود که رفتار و عملکرد بیشتر اعضای گروه در موقعیتهای مختلف شبیه به یکدیگر است و هر فردی در ذهن خود تصور میکند فقط اوست که خلاف بقیه میاندیشد. پس تصمیم میگیرد واکنشی نشان ندهد و همرنگ جماعت شود. در اثر چنین پدیدهای، چیزی در باور گروه تصور میشود که خیلی اوقات باور عموم نیست و همین میتواند در طول زمان تبعات منفی برای فرد و گروه داشته باشد.
قطعا بی تفاوت ماندن و تماشاگر بودن آسانترین کار دنیاست! اما به عنوان عضوی از یک تیم، سعی کنید که تماشاگر فعالی باشید و در برابر وقایع از خود واکنش نشان دهید، به این ترتیب باعث ایجاد موجی در بین اعضا گروه خواهید شد که در نتیجه، آنها نیز از حالت انفعال خود خارج میشوند. یکی از راههای جلوگیری از اثر تماشاگر، تقسیم کار است تا هر فرد لیستی از وظایف تعریف شده مختص خود داشته باشد و یک وظیفه بین چند نفر پخش نشود!
خیلی باحال بوددد
ممنونمم😭💓
میدونی باحالتر چیه؟ شارلوت خانومه😼💞
قربونت برممم
خیلی خوب بودد
واقعا قشنگ توضیح دادی💘
فدات بشممم
مرسی از نگاه قشنگت😭
بوس بهتتتت
عالی بود دورت بگردمممم
من دور تو بگردممم ممنونمم😭😭😭🎀
خدانکنه عشقمم
نمونهی بارزش رو میتونید سرکلاسهای آنلاینتون مشاهده کنید🗣 وقتی معلم سوال میپرسه
عجیب ولی منطقی بود.
امیدوارم ویژه بشه.
خداقوت بهت سازنده🌸
ممنونم از نگاهت
مرسی😭🤍
شاهکار
ممنون از نگاه خوبت😭
نظر لطفتههه😭💞
خیلی باحال بوددددد😀
مرسییی باحالی از شماست😭
🫠✨
مثل همیشه عالی
ممنونممم😭😭🤍