اول از همه سلام. این پست راجب خاطرات کوچیک من از تستچیه البته خاطرات شخصی...
حدود ۳ سال پیش بود.. اولین باری که من با تستچی آشنا شدم.. اولین روزی که تستچی رو دیدم... تستچی سایتی بود که یکی از عزیزترین آدمهای زندگیم بهم معرفی کرد...
اون زمان تستچی قدیم خیلی با تستچی امروزی فرق میکرد.. یا حداقل از لحاظ ظاهری.. کاربرای جدید رو نمیشناسم چون بعد از ۳ سال تازه امروز دوباره به تستچی برگشتم.. تستچی سایتی بود که تقریبا میتونم بگم بهترین خاطرات زندگیم داخلش بود...
اوایل که وارد تستچی شدم و داخلش ثبتنام کردم اصلا هیچی ازش نمیدونستم فقط اومدم چون میخواستم با اون عزیزترینم کمی رقابت کنم و.. خب راستش تنها راه ارتباطیم هم باهاش همین تستچی بود.. وارد تستچی شدم، اکانت ساختم و شروع کردم به ساختن تست و کوییز.. اولین چیزی که ساختم شروع یک رمان بود که هیچوقت تمومش نکردم البته اون موقع ۳ سال پیش بود که تازه ۱۵ سال شده بودم بعدش به اندازه ۳۰ سال تغییر کردم..
اون داستان، خب اگه بگم برای اون آدم نبود دروغ گفتم یکی از دلایل اینکه نوشتمش همون بود.. ولی خب از طرفی حس میکردم شاید بهتر باشه استارت کارم رو احساسی بزنم بعد از اون زدم تو کار اطلاعات عمومی و طنز، که خب الان که نگاه میکنم واقعا طنز ضعیفی داشتم😂
بعله.. روز ها همینطور گذشت و گذشت لایک ها همینطور اومد و اومد تا... آخرین تستی که ساختم.. همون ۳ سال پیش بود رقابت من با اون آدم توی اون روزا در اوج خودش بود اونقدر سرمست و خوشحال بودم که حتی نمیفهمیدم زمان چطور میگذره... تا اینکه.. یروز اون آدم بی دلیل گذاشت و رفت.. بعد از رفتنش انگیزه منم کلا رفت هر چند کل این سالها در به در دنبالش گشتم از تستچی گرفته تا هر جایی که فکرش کنید.. ولی خب اون آدم رفت که رفت و دیگه هم پیدا نشد .. البته که بهش حق میدم اون زمانها انقدر از بودنش مطمئن بودم که روز و شب اذیتش میکردم.. اما ای کاش میدونست الان اونقدر دلتنگشم که حاضرم برای ۱ ثانیه دوباره دیدنش هر کاری کنم... اون از دنیا نرفت ولی یجوری از پیش من رفت انگار کلا از دنیا رفته بود.. مخاطب خاصم امیدوارم اگه این پست رو میبینی هنوزم منو یادت بیاد و شاید برای یکبار دیگه شانس بخشیده شدن رو بهم بدی...
و خب بله این کل خلاصهای از خاطرات من از تستچی بود البته که دلم برای خود تستچی هم خیلی خیلی تنگ شده بود چون به هرحال برام یاد آور بخشی از اون آدمه🙂
خب دیگه ببخشید وقتتون هم گرفتم کلی پست قشنگتر از این هم بود ولی بازم ممنون که تا آخرش اومدی❤️ ناظر عزیز امیدوارم پست رو رد نکنی چون آخرین امیدم همین پسته حداقل تو ازم نگیرش.❤️
پستت رو خوندم و نمیدونم چرا انقدر به دلم نشست. شاید چون منم تازگیا یه آدم مهم رو از دست دادم و بعضی از حرفات رو با تمام وجودم فهمیدم. عجیبه که بعضی آدما حتی وقتی دیگه توی زندگیمون نیستن، باز یه گوشه از قلبمون میمونن. امیدوارم هرجا هست، حالش خوب باشه و حال دلت هم کمکم آرومتر بشه. 🤍
ممنونم همچنین🤍
🙃🙃🙃