دروددد ،به اولین ولاگ من خوش اومدید: ۳روز تا ۱۸سالگی💘 راستش اولش قرار بود ۱۸روز تا ۱۸سالگی باشه ولی از اونجایی که خیلی تنبل هستم ،بعضی از روز ها هیچ کار خاصی انجام ندادم و اینکه اصلا یادم رفت بنویسم-🤓 خلاصه تصمیم گرفتم حداقل ۳روز تا ۱۸سالگی رو داشته باشیم🪼امیدوارم که لذت ببرید😭
3Day:1405/2/19 امروز رو فوق العاده شروع کردم،با پیام دوست هام که بعد از قرنی تصمیم گرفتیم بریم بیرون (از اول سال تحصیلی قرار بود بریم😸)روزم شروع شد،از ساعت ۹تا ۱۱تصمیم گرفتم چند صفحه ناقابل(۵صفحه؟!😭)شیمی دوازدهم بخونم از اونجایی که آدم بسیار proactive هستم تصمیم گرفتم که بعد درس خوندن برم استراحت ابدی کنم و بخوابم که متوجه شدم ساعت ۴باید بریم بیرون،پس برنامه خوابیدن کنسل شد ✅
بعد ناهار ،یه ذره تلویزیون نگاه کردم و شروع کردم به آماده شدن (کلا خیلی آدم آرومی هستم)❕،بین هزاران گزینه برای انتخاب لباس(دروغ چرا کلا یه دونه انتخاب نداشتم🤓)تصمیم گرفتم لباسم رو بپوشم ،بخش اصلی درست کردن موهام بود چون هیچ وقت من ندیدم موهای درست و حسابی داشته باشم😭😭بالاخره یه جوری تونستم موها رو جمع کنم که از اشفتگی در بیاد و مقدار کمی آرایش کردم و متوجه گذر زمان نشدم ،چرا که ساعت ۴شد
از خونه خارج شدم و با دوستام راهی شدم،از اونجا که شهر خیلی بزرگه(اونقدر که اگه بیشتر راه میرفتیم وارد شهر دیگه می شدیم😀)تصمیم گرفتیم اول بریم یه ذره پاساژ بگردیم ،چون با بحران بی پولی هم دست و پنجه نرم میکنیم فقط به نگاه کردن وسایل قانع شدیم🙏🏻😸 بعد از اون هم تصمیم گرفتیم که بریم یه کافه تا از گرمای هوا جون سالم به در ببریم(بعد از دوماه بالاخره آفتاب رو دیدیم😭😭😭)،حدودا ۱۰دقیقه پیاده روی کردیم و رسیدیم،نیم ساعت هم اونجا بودیم و تصمیم گرفتیم که برگردیم چون زیادی شلوغ شده بود،ناگفته نمونه که توی کافه اهدای جوایز هم شدم(حقیقتا خیلی خوشحال شدم😭😭💞) پس تصمیم گرفتم من حساب کنم تا از خجالتشون در بیام،خلاصه که کلی هزینه کردم و سر کیسه رو شل کردم😁☝️ رسیدیم به یه پارک زیبا،و از اونجایی که هوا هم واقعا عالی بود یه ذره نشستیم و عکس یادگاری گرفتیم(بعد دوسال بالاخره رفتیم بیرون)،ساعت هم که حدودای ۷عصر بود تصمیم به برگشت به خونه هامون گرفتیم چون بچه های خوبی هستیم❕
رسیدم و خونه و مثل جنازه ها پخش زمین شدم،سرم بی نهایت درد میکرد ،یه ذره دراز کشیدم که بهتر بشم اما متاسفانه نتیجه ای نداشت،شام رو خوردم و تصمیم داشتم که در حین اینکه فیلم میبینم بخوابم چون اینجوری راحت تر خوابم میره ،که سورپرایز🎉🎉 خانواده تصمیم گرفتن که زود تر از موعود برام تولد بگیرن،با چشم های نیمه باز و شوک زده از جام بلند شدم تا لباس درست و حسابی بپوشم و عکس بگیرم😭💘 مثل همیشه قبل از فوت کردن شمع آرزو کردم ،به امید اینکه یه روزی این آرزو ها برآورده بشن 😔☝️بعد از کلی عکس دیگه نوبت کیک خوردن بود ،و من چون نمیدونستم قراره کیک بخورم تا جا داشتم شام خوردم و جایی برای کیک نمونده بود،یه ذره کیک خوردم و شب رو به پایان رسوندم،دیگه خوابمم پرید و چند ساعت فیلم نگاه کردم(ولی هنوز سردردم خوب نشد که نشد-😀😀)
Day:1405/2/20 از ساعت ۳:۱۵بامداد با شماا صحبت میکنم🤓(فکر کردید سحر خیز شدم؟!نهههه)نمیدونم چی شد که یه دفعه از خواب پریدم و تا ساعت ۵:۴۵خوابم نبرد و مقداری توی تستچی گشت زدم ،ممنون از همه کسایی که تولدم رو تبریک گفتن🙏🏻💞 (ساعت ۷زنگ گذاشته بودم 😸)از اونجایی که من با ۱۰ساعت خواب هم سیر نمیشم پس طبیعه که با ۳ساعت سیر نشم پس خوابیدم تا ۱۲:۰۰😭😭😭
دیگه به عنوان یه کنکوری بهتره که درس بخونیم،با شیمی شروع کردم،چند صفحه خوندم ،بعدش چند ساعت هم فیزیک خوندم از اونجایی که موهام دیگه خیلی چرب شده بود(دیگه خسته شدم-😭)رفتم حموم ،و خانوادم رفته بودن مهمونی پس ساعت طولانی تو حموم بودم و آهنگ گوش دادم ،خلاصه که عاشق حمومم(😭😭😭) اومدم و موهام رو درست کردم ،مقدار زیادی از خودم عکس گرفتم چون خورشید امروز تصمیم گرفته بود خودش رو به ما نشون بده😽😽 مامانم مثل همیشه دقیقه آخر گفت که قراره بریم مهمونی و من هم با تعجب داشتم خودم رو آماده میکردم که فهمیدم برنامه منحل شد❕ متاسفانه دیگه نتونستم درس بخونم و افسردگی باز به سراغم اومد 😭😭(خدایا خودت ظهور کن…) شام خوردم ،یه ذره تو گوشی گشتم و دیگه باید میخوابیدم 💤💤
D-Day:1405/2/21🎉 امروز برای بار دیگه متولد شدم،پیام های زیادی از دوستام دریافت کردم که نهایت لطفتشون رو میرسونه😭😭💘🫂 خیلی خوشحال شدم از اونجایی که امروز تولدم بود سعی کردم برای سال جدیدی از زندگیم زود بیدار بشم به امید اینکه فرجی بشه و خواب من تنظیم بشه(منطقیه😃)
ساعت ۶:۳۰بیدار شدم و تا ۷:۰۰کار های روتینم رو انجام دادم(حقیقتا روتین خاصی نیست ،فقط کافیه بیدار بشید🤓) از ساعت ۷تا ۹:۳۰ فیلم ریاضی دیدم بعد دوماه (بالاخره با کلی مشقت بالا اومد و با انبوهی از ودیو های عقب افتاده مواجه شدم😭😭😭😭😭)بعدش شروع کردم که سلامت و بهداشت رو بخونم تا سلامت روانم رو از دست بدم(انقدر طولانی بود که هم قبل ظهر خوندم و هم بعد از ظهر ،البته هنوز تموم نشد یه درس😟)
از ساعت ۲تا ۴خوابیدم(با نور زیاد آفتاب و خطر سرخ شدن از خواب بیدار شدم) ادامه روز رو به جواب دادن به پیام های تبریک و تماس ها گذروندم😁💞 اومدم که باز درس بخونم که،فهمیدم قراره خونمون مهمون بیاد پس زود شام رو خوردم و لباس پوشیدم و در کنار مهمون ها گذروندم
مرسی بخاطر امتیازززززززززززززززززززززز دست گلت درد نکنهههه
قابلت رو نداشت
تولدت مبارک🎉✨
من فداتممممم
ایول مثل اردیبهشت ماهی بالاخره بعد عمری دوباره پیدا کردم🤝🏻😇
18 روز ازت بزرگترم😔👍
احترام بزرگتر واجبه🙏🏻😭
😔😂
تولدت مبارک با تاخیرررر❤🌟
مرسییی❤
تولدت با تاخیر مبارک😂
ممنونم💞😽
تولدت مبارککککککک🥳🥳🥳🥳🎉🎉🎉🎉🎉
🫂💞😽مرسییی
❤🎀
دیر شد ولی تولدت مبارکککککک
پساپس تولدت مبارک، امیدوارم به موفقیتی که مد نظرته برسی
ممنونم😭💘✨
ببخشید دیر میگم ولی تولدت مبارک امیدوارم امسال پر از موفقیت و خوشبختی برات باشه، یادت باشه خیلی به خودت سخت نگیری😭🫶
چرا ببخشید،ممنونم ازت 😭🫂💞
دیره ولی تولدت مبارک🎉
امیدوارم به تمام آرزوهات برسی💗
ممنونم ازت😭💘
همچنین✨