به نام ایزد یکتا🌱 درودی بر شما عزیزان🌿 در این مطلب به موضوع شخصیت ها و ایده های حذف شده در طراحی اولیه کیمتسو نو یایبا خواهیم پرداخت. شخصیت ها و ایده هایی که قرار بود باشند اما به دلایلی حذف شدند.
1. اِمی، شی__طانِ «نورِ امید» چی بود؟ فردی که تواناییاش این بود که در تاریکی مطلق، نورهای کوچک و امیدبخش ایجاد کنه. این نورها قربانیها رو جذب میکردن و بعد در لحظهٔ آخر تبدیل به دام میشدن. چرا حذف شد؟ گوتوگه حس کرد این ایده خیلی «نمادین» بود و با ماهیت واقعیِ مبارزه همخوانی نداشت. شاید هم به اندازهی کافی ترسناک نبود. چه تأثیری داشت؟ اگر بود، شاید تنوع بیشتری به نوع فریب میداد و تانجیرو رو مجبور میکرد بیشتر به «باور» شک کنه.
2. ریو، شی__طانِ «خاطراتِ اشتراکی» چی بود؟ فردی که میتونست خاطراتِ مشترکِ یک گروه (مثلاً خانواده، یا سربازان) رو بگیره و در یک «مکانِ خاطره» بازسازی کنه. هدفش این بود که قربانیها رو در خاطراتِ خوش غرق کنه و بعد ناگهانی اون خاطرات رو زهرآگین کنه. چرا حذف شد؟ داستانِ «خاطراتِ انسانی» افراد اصلی (مثل آکازا) خودش به اندازهی کافی عمیق بود. این ایده باعث میشد داستان شلوغ بشه. چه تأثیری داشت؟ میتونست روی رابطهی زنیتسو با خانوادهاش یا اینوسکه با مادرش تأثیر عمیقتری بذاره.
3. کیوه، شی__طانِ «سکوتِ اجباری» چی بود؟ فردی که قدرت اصلیاش این بود که صدا رو در یک شعاع مشخص خفه کنه. قربانیها نمیتونستن فریاد بزنن، نفس بکشن، یا حتی صدای ضربان قلب خودشون رو بشنون. چرا حذف شد؟ مبارزاتِ سکوت مطلق، از نظر بصری و داستانی، برای مانگا چالشبرانگیز بود. گوتوگه شاید ترجیح داد مبارزات دینامیکتری داشته باشه. چه تأثیری داشت؟ میتوانست حس انزوا و وحشت رو خیلی عمیقتر منتقل کنه، مخصوصاً برای شخصیتهایی مثل زنیتسو که به صدا و موسیقی حساسه.
شخصیت های انسانی حذف شده: 1. مای، «خواهرِ سومی، آوی و کِنا» چی بود؟ یک خواهر بزرگتر برای سه شاگردِ کوچکِ عمارت پروانه، که قرار بود نقشِ مادری رو براشون بازی کنه و حتی فنونِ اولیهٔ تنفس رو بهشون یاد بده. چرا حذف شد؟ گوتوگه تصمیم گرفت تمرکز رو روی سه شاگردِ کوچکتر بذاره و نقشِ مادری رو به شینوبو و کانائو واگذار کنه تا داستان سادهتر بشه. چه تأثیری داشت؟ شاید رابطهی خواهرانهٔ قویتری بین بچههای عمارت شکل میگرفت، و بارِ تربیتیِ شینوبو کمی سبکتر میشد.
2. «استادِ طبل» (نام نداشت) چی بود؟ یک استادِ طبلنوازی که قرار بود در شهرِ قبل از قطارِ موگن، به زنیتسو آموزش بده که چطور با ریتمِ طبل، حرکاتِ دشمن رو پیشبینی کنه. چرا حذف شد؟ این ایده، فنونِ تنفسِ زنیتسو رو خیلی پیچیده میکرد و از تمرکزِ اصلیِ داستان (قدرتِ تنفسِ رعد یا صاعقه) دور میشد. چه تأثیری داشت؟ شاید زنیتسو فَنهای مبارزاتیِ بیشتری پیدا میکرد که با ریتم و موسیقی ترکیب شده بودن.
3. «شکارچیِ پیرِ اول» (نام نداشت) چی بود؟ یک شکارچیِ خیلی پیر که قرار بود در ابتدای داستان، تانجیرو رو در موردِ «تنفسِ خورشید» راهنمایی کنه، اما قبل از اینکه بتونه، توسطِ یک دشمن ضعیف فوت میشد. چرا حذف شد؟ گوتوگه ترجیح داد «رقصِ خورشید» به صورتِ یک مراسمِ خانوادگیِ مرموز باقی بمونه تا یک دانشِ انتقالیافته از یک شخصیتِ فانی. چه تأثیری داشت؟ اطلاعاتِ بیشتری در موردِ تنفسِ خورشید زودتر به تانجیرو میرسید و شاید انگیزهاش برای فهمیدنِ کاملِ اون فن قویتر میشد.
ایده های حذف شده: 1. «رنگِ شمشیرِ تانجیرو» چی بود؟ قرار بود شمشیرِ تانجیرو در ابتدا سیاه نباشه، بلکه رنگِ خاصی داشته باشه که با «تنفسِ خورشید» عوض بشه. مثلاً در مبارزه با انمُو، شمشیرش کاملاً قرمز بشه. چرا حذف شد؟ گوتوگه حس کرد شمشیرِ سیاه «منحصر به فرد» بود و بارِ نمادینِ «پنهان شدنِ قدرتِ خورشید» رو بهتر منتقل میکرد. چه تأثیری داشت؟ مبارزات از نظر بصری متنوعتر میشد، اما شاید مفهومِ «قدرتِ نهان» کمرنگ میشد.
عالی بود خسته نباشید 👌✨
ممنون از شما✨🌻
بسیار زیبا بانو
سپاس🌻🍃
عالیییییی ✨
خسته نباشی ❤
خوشحالم از اینکه تونسته خوب باشه🌻
ممنون🍀
هی کاش کیوه تو داستان اصلی هم بود احساس میکنم فایت خیلی خفنی میتونه داشته باشه و متنوع هم هست
من فکر میکنم کمی سخت هم میشده 🤔😁
خیلی بامزه بود
ایده های جالب گوتوگه است دیگه 😄
عالی بود ❤
ممنون🌻🍃
عههه چه باحال میشد
من هم اینطور فکر میکنم 🤔
عالی
عالی بودددد
ممنونمممم🍃🌻
حس میکنم اگه ابنا بودم انیمه بهتر میشد...
درسته ✨