سلام به همگی شما عزیزاننن✨️🫠 با توجه به اینکه دلتون می خواست یه ولاگ بزارم و بفهمین من روزا چی کار میکنم این پست ساخته شددد❤️🫠 [ای کلک!میخوای بدونی چی کارا می کنم؟!😏😏😏]
دینگ!دینگ!دینگ! "اهههه...این چه صدای مسخره ایه" بعله!این بد و بی راه گفتنای من به آلارم بدبخت گوشیم روز جمعه و ساعت ۷ و نیم صبح هست🤓🤓🤓 آلارم بدبخت بسی رنج برد و تلاش کرد ولی من آخرسر با صداش بیدار نشدم😁[بههههه بهههه😅] اما کارما منو به حال خودم رها نکرد و با صدای اردک هام بیدار شدم که کف اتاقم وایساده بودن و با زل زدن به چشمم و سر و صدا کردن غذا می خواستن[غذا بیدهههههه😅] و بالاخره وقتی جوجه ۶سانتیه اون طوری مظلومانه من رو نگاه کرد و منم تیکه گوشتی که مغزم توشه رو به زووور از رو تخت بلند کردم🥲🥲🥲 [یادم ننداز...کار سختی بود.] و خدارووووشکرررر از شب قبل غذای اضطراری واسه وقتایی که حوصله ندارم درست کرده بودمممم😏✨️ [یسسسسس!] گذاشتم جلوشون و اوناهم مثل قحطی زده ها شروع به خوردن کردن و منم باز به زوووووور رفتم دست و صورتم رو شستم و بازم به زووووور یه روتین ساده انجام دادم🥲✨️ و همون حین سوالای عجیبی به ذهنم میومد: نابیناها که هیچ جارو ندیدن چه خوابی می بینن؟....... اون قدر فکر اومد که مجبور شدم اعتراف کنم: "مردم افکار نیمه شب دارن ما افکار اول صبححح!اصن محشررر!"😁 [والاااا😅] بعد چپوندن دوتا لقمه صبحونه تو حلقم... [میخوام اعتراف کنم دو بسته چیپسم در کنارش خوردم متاسفانه😔😔😔خدا به معده م رحم کرد...] به اتاقم رفتم و بعددددد... با یه کوه تکلیف مواجه شدم
متاسفانههههه،امکان فرار از اون همه درس رو نداشتم و از اون جایی که حوصله ش رو هم نداشتم زودتر شروع کردم...😔😔😔 ولی جالبه بدونین من یه قدرت خاص دارممم که خیلیامون داریمش... من... وقتی درس میخونم... خوابم میگیرهههههه! خیلی سریع که واقعا نادره😁✨️ خوندم و خوندم و خوندم تا تموووم شدددد آرهههههههههه! فیلما و انیمه های عزیزم دلتنگتون بودممم😭😭😭 ولی همین که بلند شدم ایرپادم رو بردارم که اکثرا داخل اتاقاشون خواب بودن بیدار نشن دستم خورد به کتابخونه کوچیک اتاقم و چشمتون روز بد نبینه به اندازه تمام سال های تحصیلی عمرم کتاب ازش ریخت بیرون🥲 و همون جا بود که بنده ناله ای در دل سر دادم و با غم به صفحه گوشیم نگاه کردم و سراغ جمع کردن کتابا رفتم... ولی بعدش یه فکری به سرم زد... همه چیز که لازم نیست مرتب باشه،درسته؟!😁😁😁 پس کتابا رو برداشتم و فرو کردم تو کمد🤓🤓🤓 [ماشالا ماشالا بهش بگین ماشالا😂] و بالاخره با رنج و سختی کتابا رو فرو کردم که خودش مصیبتی بود... بعد هم پریدم تو تخت ولی بعدش یادم اومد خوراکیا رو نیاوردم🫤🫤 بلند شدم رفتم از ذخایر محرمانه برداشت کردم😅و اوردم لای لحاف ... فیلمایی که دیدم: کیدرمای قاضی ش.ی__ط.ان فیلم استرنجر تینگز انیمه دورهمی ترسناک انیمه کلاس جاسوسی ریواچ زدن انیمه فریرن و...دیدن انیمه بانگو که من اصلا ازش سیر نمیشم😁❤️ جالبه که بدونین من فیلمارو می زارم رو سرعت۲× وگرنه نمیتونم ببینم خسته میشم و این طوری کنمش بهتر از فیلم سر در میارم😅 مخصوصا اگه زیرنویس باشههه و همشون رو خیلییی سریع طی ۲ ساعت تموم کردممممم [ماشالا ماشالا بهم بگین ماشالا😅] البته صد قل هوالله فراموش نشه😏
جالبه که بدونین من معمولا اول فیلم می بینم✅️ بعد کتاب می خونم و آهنگ گوش میدم✅️ بعد هم می خوابم😅✅️ من معمولا۱۶ ساعت روز رو خوابم شما صفر ساغت ولی روزا ۱۶ ساعت😂😂😂 [ چه انتظاری دارید؟!شما در حال مشاهده پست فردی ملقب به تنبل ترین العالمین می باشید]😂 فیلمام که تموم شد رفتم سراغ کتابا و آهنگا😎 کتاب هایی که واقعا دوستشون دارمم و دوباره خوندم:🛐🛐🛐 ۱.ج.ن__ای..ات و مکافات.فئودور داستایفسکی ۲.نه آدمی.اوسامو دازای[برای ۱۰میلیون بار] ۳.دراکولا.برام استوکر ۴.ناطوردشت.جی.دی.سلینجر[تقریبا جالب بود] ۵.جین ایر.شارلوت برونته غیر چندتا اکثرا فلسفی ان ونکات جالبی دارند✅️ آهنگامممم🛐🛐🛐: Bille Eilish[خیلی زیاد ازش گوش دادم ولی اصلیاشون:bad guy.bluo.... Tv girl[میشه گفت تقریبا همه اثرای معروفش رو گوش دادم...] Solo.Kim Jenny Princess dont cry Mad at disney و یه مجموعه کامل آهنگ فانک که برام تراپی بودن😎❤️
بنده بعدش همون طور که گفتم سرمو رو بالش گذاشتم و می خواستم بخوابم که مادر گرامی مرا فراخواند🥲🥲🥲 دیدم میگه تلفنت زنگ می خورد روش زده بود نارنگی کوچولو😁😁 بگو ببینم کیه؟؟؟ تازه یادم افتاد گوشی رو موقع کش رفتن خوراکی تو آشپزخونه جا گذاشتم...😂😂😂 منم مثل فرشتههههه ها حقیقت رو گفتم: دوستمه مامان [واقعا هم دوستم بود😅😅] اسم ایشان الا ست. [الا،مامان سلام کننن😂] آلا نه الا😁 و بعله ...درست حدس زدین مثل من که اسم مستعارم لوناست برای اون الاست😅😅😅 [شیر تو شیر شد😂] خلاصه که الا گفت بریم بیرون توروخدااااا تو خونه دارم از تنهایی عقلم و از دست میدم و منم که بیرون رفتن رو می پرستم گفتم اوکیه آماده شو😏😏😏... پس من پا شدم و موهای دومتریم رو به زووور برس زدم😂😂[چون تا زانومه مامان و بابام میگن کوتاه کن منم از مدل پسرونه خیلی خوشم میاد ولی نصف دوستام اگه یه دیقه به موهام دست نزنن از دنیا میرن و میگن خیلی نرمه...واینکه خودمم زحمت کشیدم دلم نمیاد🥲] ----------------------------- باید بگم که می خواستیم با ماشین بریم ولی پدر گرامی گفت که به سن قانونی نرسیدم نمیشه و منم گفتم عیب نداره بلدم ولی خب... حق همیشه با مشتری...ام نه،چیز...یعنی حق با پدران است🥲 [حتی سوییچ رو هم قایم کرد😂 ببین من چه آتیش پاره ایم😂] به هرحال من و الا کل خیابونا رو راه رفتیم... غذا و خوراکی گرفتیم[بگم دلتون ضعف میره🫣] بچه سالای پارک رو اذیت کردیم😂 [منEntp اونEstp چه ترکیب محشری داریم ما😁😁😁] بعد هم یه عالم گربه دور بنده جمع شدن و ولم نمی کردن😂😂😂[الا❌️ ...ناجی✅️] و بالاخره بعد از اینکه به اندازه یه عمر علافی کردیم و عکس گرفتیم رفتیم به خونه هاموننننن✨️😁 [البته رفتیم خونه بازم چت کردیم😂]
هیچی دیگه... نشستم تو موبایل گشت و گذار کردم یه خورده هم تو تستچی و مخصوصا چارسو گشتم😁✨️✨️✨️ و پارت جدید داستان رو تو دفترم برای عزیزانی که میدونن قضیه داستانایی که پست میکنم چیه نوشتم تا بعدش ویراستاریش کنم و بعد بره واسه پست شدننن✨️✨️✨️ [منو نبینین داستانام این طوریه... من هزاربار پاره میکنم... خط می زنم... حرص می خورم... تا تازه این مسخره نوشته شه😊😊😊] و بعدش کارای عادی ای که اکثرا شبا انجام میدیم... شام... مسواک ... خواب...[زیرزیرکی یکم فیلم ترسناک😅] و این گونه بود که روز بنده به پایان رسید...✨️😊
اول؟ ✨
عالی بود 😆