درود بر شما، میخوام راجب اسطوره ی جهان موسیقی صحبت کنم. کسی که احتمالا اسمش رو شنیده باشید: " نیکولو پاگانینی "
قرن نوزدهم، در شهر جنوا در ایتالیا در خانوادهای فقیر، کودکی به دنیا اومد که از همون اول چیز عجیبی در نگاهش بود... نیکولو پاگانینی!
پدرش کارگر بندر بود، اما به موسیقی عشق میورزید. وقتی فهمید پسر کوچکش فقط با شنیدن موسیقی میتونه نتها رو روی ویولن پیدا کنه، همه چیز تغییر کرد. از همون پنجسالگی، ساعتها تمرینش میداد بیرحمانه، هر روز و بدون استراحت.
پاگانینی با تمرین و استعداد خارقالعادهاش، خیلی زود به نابغهای تبدیل شد. اما چیزی در صدای سازش بود که مردم رو میترسوند. وقتی روی صحنه میرفت، انگار خود شیطان داره آرشه رو روی سیمها میکشه... انگشتهاش از حد عادی بلندتر و انعطافپذیرتر بودن؛ اون میتونست حرکاتی انجام بده که هیچ ویولنیستی تا اون موقع ندیده بود.
کمکم شایعهای پیچید که پاگانینی روحش رو به شیطان فروخته تا بتونه اینطور بنوازه!
مردم در اجراهای زنده از شدت هیجان گریه میکردن یا بیهوش میشدن. صدای ویولنش انگار قلب آدم رو میکشید. حتی همنسلانش میترسیدن با اون رقابت کنن. پاگانینی سکوت میکرد، فقط مینواخت… و هیچوقت این شایعهی “نفرین شیطان” رو رد نکرد.
سالها بعد، وقتی بیمار شد، کشیشها حاضر نبودن دعا بخونن چون فکر میکرد جادوگره! اما حقیقت سادهتر بو پاگانینی فقط انسانی بود با استعداد، وسواس و تمرین بیش از حد با انگشتهایی که بهخاطر بیماری ژنتیکی خاصی، بیش از حد کشسان بودن.
اون با وجود تمام رنجها، تاریخ ویولن رو عوض کرد. بعد از مرگش، سازش رو درون موزهای در جنوا گذاشتن، مثل یک اثر مقدس. و هنوز هم، وقتی کسی نزدیکش میره، میگن صدای خفیف آرشهای از داخل جعبهاش شنیده میشه…
نظرات بازدیدکنندگان (0)