دختران: از در خاک نهادن تا درخشیدن! دختران عزیز سرزمینم، امیدوارم با مطالعه ی این مطلب، بیش از پیش به خود ببالید و نگذارید کسی از شما سو استفاده کند. شما لایق بهترین ها هستید! (عجیب است که مطالب نهم اردیبهشت منتشر شدند اما مطلب بنده از هشتم، خیر...)
مطلب پیش روی شما بسیار وسیع تر از این است که به طور کامل در چند صفحه بگنجد. بنده تمام تلاشم را کردم تا بخش های مهم آن را به طور خلاصه و فشرده تقدیم شما کنم. پس با نام و یاد خدا، آغاز میکنیم... بیایید از بخش هایی شروع کنیم که منابع بیشتری از آن موجود است و بیشتر مردم بر سر آن، متفقالقول هستند. اینکه در زمان های گذشته، داشتن فرزند پسر نوعی سعادت محسوب میشد و کسی که دختر داشت را تحقیر میکردند که به دلیل داشتن یک "دختر"، نسل او به پایان خواهد رسید و پسران کسانی بودند که شغل پدری و یا منصب و اموال هر چیز پدر را به ارث میبردند. این اتفاق بیشتر در پادشاهی های گذشته رخ میداد_البته به یاد بیاورید که ایرانمان چگونه به فرزندان دخترش احترام میگذاشت_و بحث بر سر تاج و تخت بود! یکی از مهمترین دوران ظلم به دختران، عصر جاهلیت اعراب بود. حتما باخبر هستید که آنها، داشتن دختر را مایه ننگ میدیدند و حتی با قساوت، طفلان مظلوم را که حتی زبانی برای اعتراض و اعلام درد نداشتند و تنها کاری که میتوانستند بکنند، گریه بود را درون خاک می نهادند و زنده زنده!! دفن میکردند... جهالت چه کار ها که با انسان نمیکند! آن زمان، اگر از مردی، فرزند دختر پا به جهان میگذاشت، بدون اینکه فرصتی برای رشد و شکوفایی به او بدهند، آن نو گل را از روی شاخه بر میچیدند و حتی مادر وی را به دلیل اینکه دختری به دنیا آورده بود، سرزنش میکردند! آنقدر که ممکن بود بار ها ازدواج کنند تا بلکه فرزندی پسر به آنها اعطا شود تا نامشان را بر روی دوش حمل کند!
مدت ها این روال در جریان بود تا زمانی که مردی در عالم قدم نهاد که احتراماتی برای دختران قائل بود که هر کس دیگری از آن شگفت زده میشد. آن مرد، همان پیغمبر اسلام، محمد صلوات الله علیه بود. در روزگاری که موجودات ظریفی به نام "دختر" مایه ی شرمساری بودند، او صاحب فرزند دختر شد و مهمتر، او هرگز فرزند پسری نداشت تا به قول جاهلان، نسلش را ادامه دهد(احتمالا از طفل پیامبر که ابراهيم نام داشت، باخبر هستید. منظور این است هیچ پسری بالغ و بزرگسالی از آن حضرت بر جای نماند). مردمان او را مسخره میکردند، اما او دست به دعا برداشت که خداوند دختری همچون مرواریدی ارزشمند به او عطا کرده. خداوند به ایشان فرمود:"ما به تو چشمه ی کوثر دادیم؛ پس برای پروردگارت نماز بگزار و قربانی کن. دشمنت، خود بی تبار خواهد بود. یعنی خداوند متعال گفت، که از داشتن این دختر، شرم نداشته باش، زیرا نسل تو از همین دختر، همچون چشمه ای ادامه خواهد یافت. این دختر آنقدر ارزش داشت که پیامبر برایش نماز شکر به جای آورد. و آیه ی آخر به چه معناست؟ تمام آن دشمنانی که بخاطر داشتن او، تو را تحقیر و تمسخر می کردند که پسری برای ادامه ی نسل نداری، خود نسلشان به پایان خواهد رسید و نامشان به فراموشی سپرده خواهد شد. و آن دختر، فاطمه زهرا، تبدیل به مهمترین و بزرگترین بانوی جهان شد که در عین ظرافت و زیبایی، در میدان های جنگ، از همسر و پدرش مراقبت میکرد؛ سخنرانی هایی میکرد که مردمان را به حیرت وا میداشت؛ و وقتی به خانه اش هجوم آوردند و علی ای آنجا نبود، از فرزندان خردسالش محافظت کرد... در حالی که فرزند دیگری نیز در راه داشت. دختری که سن او هجده و یا نهایتا بیست و سه بود! کسی که علی ای که همه در هنگام انجام کار سختی نام او را صدا میزنند، علی در هنگام کندن درب خیبر نام او را صدا زد! (و چه تمثال عشقی!)
بیاید از مسائل تلخ دوران جاهلیت فاصله بگیریم و به جایگاه دختران و زنان در ایران خویش بپردازیم. اولین چیزی که با شنیدن دختران و زنان قوی و بزرگ کشور به ذهنتان میرسد، احتمالا این است که آیا زنی آنقدر مقتدر و بزرگ بوده که مقام شاهی برسد؟ در جواب باید گفت بله، پوران دخت اولین پادشاه رسمی زن در دوران باستان بود که مستقلانه و با قدرت خویش، به فرمانروایی پرداخت. آنقدر شجاع و دلیر بود که در مقابل درگیری های خارجی و داخلی قد علم کند و وضع اقتصاد را برای مردمانش، تثبیت کند. قبلتر از آن، در زمان تمدن ایلامیان، زنان جایگاه بالایی در جامعه داشتند که تمدن های دیگر از آن محروم بودند. مقام رفیع مادر بودن بسیار ارزش داشت_چه بسا همین حالا نیز چنین است!_و حتی مادر خدایان، بیش از بقیه ستایش میشد! فراموش نکنیم که این فقط مختص ایران باستان نیست. زنان بزرگی همچون بیبی مریم، پروین اعتصامی، مه لقا ملاح، سیمین دانشور، فروغ فرخزاد، سعیده قدس، مریم میرزاخانی، زهرا نعمتی و... گرچه در عرصه های مختلفی نقش آفرینی کردند، اما مهمترین چیز این بود که آنها محدود به اینکه "دختر باید ظریف باشد، از خانه بیرون نرود و کاری نکند"، نبودند و همین ها باعث شد ثابت کنند که برخی مواقع، قرار نیست به دلیل طبع و روحیه ی لطیف زنانه شان، از انجام بعضی کار ها باز بمانند. به خود افتخار کنید، دختران عزیز ایران، که شما نیز مانند این ها هستید.
و اما غربی که حالا در نظر دیگران تبدیل به "یوتوپیا" شده است، با دختران خود چگونه رفتار میکرد؟ بیایید از دوران تاریک اروپا آغاز کنیم: قرون وسطی! شما نیز با شنیدن این، عبارت، احتمالا موضوعات "عصر تاریکی"، "دوران جهالت اروپاییان" و... را به یاد می آورید. حتی اگر فقط اهل رمان های تاریخی باشید، حتما چیزی از ازدواج های قراردادی میدانید! اما در واقعیت، داستان دختران اروپا همانند رمان ها، شیرین نبود و شاید فقط چند درصدی از میان آن دختران، از ازدواج خود راضی بودند. فرض کنید دختری بود در دوران تیره و تار اروپا. در خیالات خود، آن میزان خوشبختی که در کتاب ها دیده اید را به نسبت های معمولی تبدیل کنید. در نظر بگیرید: دختری هستید که روزی پدرتان شما را فرا میخواند و میگوید مبارک باشد! قرار است با آقای "ایکس" وصلت کنی. اعتراض میکنید؟ صدایتان شنیده نمیشود زیرا شما حقی در انتخاب همسر ندارید. قبول میکنید و خوشحال میشوید؟ بابت زندگی جدید تبریک میگویم. احتمال اینکه ایشان یک مرد جوانمرد مهربان باشد، ده ها مرتبه کمتر از این است که مردی که صرفا بنا به دلایل_به دلیل رده سنی کاربران، واضحا بیان نمیکنم. مطمئنم متوجه هستید!_خاص شما را تحمل میکند، همسر شما باشد. تحصیل کردن؟ رویای جالبی در عصر تاریکی! شما نمیتوانستید تحصیل کنید مگر اینکه اشراف زاده ای بودید والامقام که نیاز به یادگیری برخی چیز ها داشت (تکرار میکنم، برخی! فراموش نکنیم دختران ایرانی نیز زمانی از تحصیل محروم بودند). آتش زدن؟ به جرم هیچ!
انقلاب صنعتی فرا رسیده. دختران و زنان حالا می توانستند خود را ثابت کنند و نشان بدهند میتوانند پا به پای مردان، کار کنند. دیگر نمیشد به آنها انگ بی فایده بودن زد. دختران برای ثابت کردن استقلال و قدرت خویش، پا به کارخانه ها گذاشتند و مشغول به کار شدند. اما بعد، کم کم آن روی تاریک ماجرا عیان شد. کار کردن زنان عادلانه نبود. آنها کار هایی انجام میدادند که برای فیزیک بدنی یک مرد، نسبتا راحتتر از یک زن است. ماجرا به همین جا ختم نمیشود. حقوق آنها کمتر از مردان بود و قیمت های جامعه هم کم نبود! کارفرمایان اغلب مرد بودند؛ خودتان میدانید که چه مشکلات وحشتناکی ممکن است بر سر آن زنان آمده باشد. یک نکته ی دیگر هم بود: زنان مسئولیت هایی در خانه نیز داشتند. نگهداری از فرزند، پختن غذا و... علاوه بر کار کردن در کارخانه، بدون زمان استراحت!
سخت است از دوران رنج دختران تا درخشش آنها گفت و از دختران سیاه پوستی که رویاها و آرزو هایشان در دوران برده داری بر باد رفت، حرف نزد! قطعا و بدون شک تمامی شما از ظلم هایی که در حق سیاه پوستان میشد باخبرید. کار های سخت و طاقت فرسا، نداشتن آزادی، دزدیده شدن برای تبدیل شدن به برده، پایمال شدن حقوقی ابتدایی انسانی و... نمونه های کوچکی از آن است. اگر بخواهیم بگوییم پسران سیاه پوست مجبور بودند در میان خرید و فروش ها، از این مزرعه و ملک به آن مزرعه و املاک ارباب دیگری برای کار های عذاب آور تا آخر عمر (یا آزاد شدنشان، که خیلی هم پیش نمی آمد) منتقل شوند، دختران سیاه پوست نیز می بایست علاوه بر اینها، با برده ای که ارباب مشخص کرده، ازدواج میکردند و هزاران تاسف که اگر صاحب فرزندی میشدند، در اکثر مواقع، پاره های تنشان را از آنها جدا میکردند و به دیگر اربابان میفروختند. بخش های ننگ آور آن همانند کار هایی که اربابان میتوانستند با بردگان انجام بدهند، بدون اینکه آنها حق اعتراض داشته باشند_باز هم به دلیل رده سنی کاربران، توضیح بیشتری نمیدهم_را نیز از یاد نبرید که نیمی از درد و رنج آن دخترانی که می بایست زندگی خوشی با خانواده خود در سرزمین خود می داشتند، مربوط به همان اتفاقات ناگوار و کار های ظالمانه است!
نظر شما در مورد حقوق دختر و پسر چیست؟ آیا شما طرفدار "برابری" میان آنها هستید؟ بنده شخصا با این نظریه مخالفم. زیرا برابری به معنای مساوی بودن این دو در همه چیز است و باید قبول کنید که برخی کار ها برای روح زیبا و ظریف و لطیف دختران، مناسب نیست. برای مثال، در دوران جنگ، دختران را نیز به میدان بفرستیم. پسران غیرتمند میهن اجازه میدهند تا وقتی که حتی یکی از آنها نفس میکشد و خون در رگ هایش جریان دارد، ناموس خود را به میدان خونین جنگ بفرستد؟ از نظر بنده، "اعتدال" میان پسر و دختر واژه ی درست تری است. اعتدال و برابری گرچه شبیه هم بنظر میرسند، اما تفاوت جزئی دارند. اعتدال یعنی به قدرت فیزیکی و روحیه ی هر دو نگاه کرد و تصمیم گرفت که در بعضی کار ها، نباید دختران را وارد عرصه کاری ای که قدرت بدنی زیادی می طلبد، کرد (انقلاب صنعتی را به یاد دارید؟ لطافت دختران زیر بار آن کار های سخت با ماشین ها، خرد میشد) و یا بر عکس. بنده قصد ندارم توهینی به پسران گرامی میهنم کنم یا دختران عزیز را ضعیف جلوه دهم. اگر چیزی در این مطلب باعث ناراحتی شما شد، عذر خواهم. اگر انتقاد یا نظری داشتید و خواستید هنگام باز شدن بخش نظرات بیان کنید، هر چقدر تند یا نرم، با کمال رغبت، جوابگو هستم. ارادتمند، رایتر.
نظرات بازدیدکنندگان (0)