When i call you _Navy
- تنت بوی مرگ می دهد . + واژگانت زندگیست . - قلبت کند می زند ! + برای تو تند تر می تپد. - لبان خشکت باز مانده اند . + تشنه ی حرف های تو اند ...
- دستانت بی پناه روی زمین افتاده اند! + آنها برای تو بی پناه ترین می شوند. انگشتانت را در میانشان گره بزن.
_من تورا می خواهم. + می گویند خواستن توانستن است... - چشمانت را نبند! + اندازه تمام دوستت دارم ها خسته ام...
- نباید بخوابی ! + قول می دهم زیاد طول نکشد . - چگونه بیدارت کنم ؟ + قطرات میان پلک هایت کافیست تا هوشیارم کنند ...
- چگونه ببینمت ؟ + خنده هایت کافیست تا میهمان رویا هایت شوم .
- چه کسی دستانم را بگیرد ؟ + باد جورش را می کشد. هر زمان که وزید، پوستت را نوازش می کنم.
- ستارگان چشمانت را چطور بشمارم؟ + به اسمان نگاه کن. نیمه شب آنها را اشکار می کند...
- با عطر تنت چه کنم زیبایم!؟ + میان لباس هایم غلت بزن. به اندازه در تار و پودشان خاطره گذاری کرده ام...
- چگونه بگویم چقدر دوستت دارم؟ + به دریا بگو. صدایت را می رساند. به اندازه ی تک تک می خواهمت هایت جا دارد.
- یعنی دگر لبخند هایت را نمی بینم؟ +زمان زیادی از کاشتن گل های درون باغچه نگذشته است. به زودی غنچه هایشان سر باز می کنند.
- با صدایت چه کنم؟! چه چیزی یاد آور آن است؟... + راستش جواب این یکی را نمی دانم؛ نظرت چیست تا زمانی که دوباره ببینمت فرکانس هایش را در ذهنت روی دور تکرار بگذاری؟
- خود خواهی؛ دگر دوستت ندارم!... + به خودت دروغ نگو؛ من هنوز در قلبت جای دارم...
وای خیلی عالی بود قبل اینکه عضو بشم میخوندم پست هات رو عاشق قلمتم جدی💝
سپاس زیبا.
باعث افتخارمه