در مورد هری پاتر حرف میزنم
تنفر دورسلیها از هری پاتر بیدلیل نبود خانواده دورسلی همیشه هری پاتر متنفر بودند و انگار از روی اجبار او را تحمل میکردند؛ اما اگر این تنفر بی دلیل نباشد چی؟ در قسمت اخر مجموعه هری پاتر با چیزی به نام جان پیچ آشنا میشویم. لرد ولدمورت با استفاده از یک طلسم، جان خود را به هفت بخش تقسیم کرده است. هری و دوستانش 6 جان پیچ را پیدا کرده و نابود کردند اما کسی نمیدانست که جان پیچ هفتم، خود هری پاتر است. در طول فیلم متوجه شدیم که هرکس جانپیچها را به همراه داشته باشد، عصبی و بداخلاق میشود. خانواده دورسلی مدتها کنار یک جان پیچ( هری پاتر) زندگی کردند. آیا طبیعی نیست که بدخلق شوند؟
گربه هرماینی متعلق به مادر هری پاتر بوده است هری پاتر یک جغد، هرماینی یک گربه و رون یک موش را به عنوان حیوان خانگی خود انتخاب کرده است. در طول مجموعه میبینیم که گربه هرماینی و موش رون دائما باهم مشکل دارند اما این میتواند از خصلت گربه و موش بودنشان هم باشد. در قسمت هری پاتر و زندانی آزکابان میبینیم که موش رو در واقع یک جاسوس و یک دشمن قدیمی است که سالها با تغییر قیافه به شکل موش فراری شده است. بخشی از طرفداران هری پاتر با توجه به آنکه لی لی مادر هری پاتر یک گربه داشته، معتقدند که گربه هرماینی همان گربه است و دلیل نفرتش از موش رون نیز همین است.
افسانه سه برادر دوباره تکرار شد در قسمت آخر مجموعه هری پاتر، پدر لانا لاوگود برای هری، رون و هرماینی داستانی از یک کتاب قصه به نام قصههای بیدل نقال را تعریف میکند. داستان سه برادر جادوگر که در سفر خود به یک رودخانه خروشان میرسند. آنها با استفاده از جادو پلی میسازند اما مرگ خشمگین از آنکه طعمههای خود را از دست داده است، تصمیم میگیرد آنها را فریب دهد. او به آنها میگوید تا از او درخواستی داشته باشند. برادر بزرگ بهترین چوبدستی جادوی دنیا را خواست. او با چوبدستی با جادوگری جنگید اما زمانی که به خواب رفت فردی با دزدیدن چوبدستی او را کشت. برادر دوم یک سنگ آرزو کرد تا با استفاده از آن مردهها را زنده کند. زمانی که او عشق مردهاش را با سنگ زنده کرد با دیدن چهره پژمرده عشقش خود را کشت تا به بپیوندد. اما سومین برادر وسیلهای خواست تا با آن همیشه از مرد فرار کند. مرگ به ناچار شنل نامرئی خود را به او داد. برادر بزرگتر رفتاری مانند ولدمورت داشت، برادر دومی رفتاری مانند اسنیپ و برادر سوم مانند هری از شنل نامرئی استفاده کرد.
جینی ویزلی هری پاتر را با استفاده از داروی عشق فریب داد در فیلم اول و کتاب اول هری پاتر جینی ویزلی کوچک را میبینیم که با دیدن هری پاتر شگفت زده میشود و رون به هری میگوید که خواهرش به او علاقهمند است یا به اصطلاح روی او کراش دارد. البته در این مقطع جینی بسیار کوچک است اما در هر قسمت متوجه میشویم که علاقه جینی به هری از بین نمیرود و رفته رفته بیشتر هم میشود. اما علاقه ناگهانی هری پاتر به جینی ویزلی دقیقا در همان قسمتی آغاز شد که جینی در مغازه برادرانش شیشه طلسم عشق دروغین را دید. اصلا دور از ذهن نیست که این علاقه عجیب و غریب به دلیل طلسم عشق اتفاق افتاده باشد
رون ویزلی همان آلبوس دامبلدور است این تئوری شاید عجیب ترین تئوری هری پاتر باشد. دلایل مختلفی برای اینکه رون ویزلی همان دامبلدور باشد وجود دارد اما به شخصه با وجود دلایل همچنان مخالف این تئوری هستم. موافقان این تئوری میگویند که ظاهر جوان دامبلدور در کتاب مانند رون ویزلی عنوان شده است. موهای قرمز، صورت رنگ پریده، چشمهای آبی، دماغ بزرگ و قدی بلند از ویژگیهای فیزیکی مشترکی است که رون ویزلی و دامبلدور آن را دارند. طرفداران این تئوری داستان را این طور میدانند که دامبلدور با استفاده از گردنبند تغییر زمان به گذشته سفر میکند و با هری به عنوان یک دوست همراه میشود.
نظرات بازدیدکنندگان (0)